مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 انتشار اولین اثر برگزیده تالیف شده در پژوهشکده مطالعات تخصصی کوثر با همکاری موسسه آزمون یار پویا

 برگزاری دومین جلسه کارگروه بررسی و تصویب طرح نامه سطح چهار رشته تفسیر تطبیقی

 جلسه دفاع پایان نامه اعظم طلایی جم از طلاب سطح 3 با موضوع «نقش کنترل خشم دراصلاح روابط اجتماعی در قران باتکیه بر بیانات ایه الله جوادی املی »

 جلسه دفاع پایان نامه ریحانه جهانی از طلاب سطح 3 با موضوع «بررسی فقهی و قانونی و واگذاری مسئولیت به غیر مسلمان در حکومت اسلامی»

 برگزاری مصاحبه گرایش تاریخ اسلام و تفسیر و علوم قرآنی

 برگزاری کارگاه نگرش تا نگارش پایان نامه

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 

خانه تازه هاي علمي و ادبي حرف دل...
چهار شنبه 8 اسفند 1386     حرف دل

وقتی غمین و خسته از کوچه های غریب صفر می گذری یارای راه رفتنی نمی ماند. به امشب که می رسی سنگینی درد مادر مرده ها یا شاید برادر یا پدر مرده ای را روی شانه ها ی خاکستری دردت حس می کنی ، دلت به دادت می رسد و باران دردو رنج دخترکی سه ساله یا خواهری صبور را روی گونه های خاک مالیت روانه می سازد ؛ شاید بتوانی سوختگی جگرت را مداوا سازی اما باز هم آرام نمی شوی. وقتی خودت را به دیوارهای بی کسی جاماندگی می زنی سر وتنت خون داغی می شود که مرهمی جز صدای گرم زینب(س) ندارد.
«امشب شب حزین توست خواهر جان »
صفر که به اینجا می رسد دلش می ترکد غصه هایش را که با زمین و زمان قسمت می کند از دست و پا می افتد و عاجزانه روی خاکی این بیابان غم ها ضجه می زند. کجایی مادر تا شب چهلم پسرت را سوت و کور نظاره گر باشی؟
کوره های دشمنی دشمنان ، آتش این بازار را شعله ور می سازد ؛ کسی به داد زینب نمی رسد . اشک های او در خفا آب سردی است که روی جگر سوخته اش می ریزد به این بهانه که دلش را با دلت قرین کند.
حسین جان ، زینب هنوز یادش می آید که این قطره ها یادآور آبی است که نثار گلوی تشنه ی لبت نکردند، یاد آور شش ماهه و سه ساله ای که با زانوهایی بی رمق تنهایی اش را در خرابه ای تنها با سری قسمت می کرد.
یادش می آید سنگینی زنجیرهایی که خفقان آور روی دست ها و پاها و گردنش سنگینی می کرد. چقدر به خودش می پیچید تا زنان دیگر لا اقل احساس بی تکیه گاهی نکنند.
چقدر سخت و طاقت فرسا خارهای تیز بیابان پاهای درد کشیده اش را لمس می کرد و چقدر صبورانه روزهایی را برشمرد تا رسید به شب چهلم برادری ، سرداری و امامی که غریبانه و مظلومانه تشنه در سرزمین کرببلا شهید شد. حالا با هم با زبانی ساده و قلبی متأثر از این سوگ خودمان را با بی کسی و داغ زینب شریک می کنیم و به روح مطهر و روان پاکشان سلام می رسانیم و از صمیم قلب می خواهیم تا منجی عالم بیاید و پرچم سرخ حسینی را بردارد و خون بهایش را بگیرد.
آمین




امروز:  پنجشنبه 6 آذر 1399
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi