مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 انتشار اولین اثر برگزیده تالیف شده در پژوهشکده مطالعات تخصصی کوثر با همکاری موسسه آزمون یار پویا

 برگزاری دومین جلسه کارگروه بررسی و تصویب طرح نامه سطح چهار رشته تفسیر تطبیقی

 جلسه دفاع پایان نامه اعظم طلایی جم از طلاب سطح 3 با موضوع «نقش کنترل خشم دراصلاح روابط اجتماعی در قران باتکیه بر بیانات ایه الله جوادی املی »

 جلسه دفاع پایان نامه ریحانه جهانی از طلاب سطح 3 با موضوع «بررسی فقهی و قانونی و واگذاری مسئولیت به غیر مسلمان در حکومت اسلامی»

 برگزاری مصاحبه گرایش تاریخ اسلام و تفسیر و علوم قرآنی

 برگزاری کارگاه نگرش تا نگارش پایان نامه

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 

خانه تازه هاي علمي و ادبي نامه تاریخی سلمان به خلیفه دوم...
سه شنبه 13 دي 1390     نامه تاریخی سلمان به خلیفه دوم

سلمان فارسى، در مقام «استاندارى مداین‏» بدون اینكه تحت تاثیر نامه‏هاى این و آن قرار گیرد و تغییر روش دهد، با متابعت از آموزشهاى رسول‏ خدا صلی الله علیه وآله و راهنمایى‏هاى امام على علیه السلام تا حیات داشت، مسؤولیت ‏خویش را عملى كرد، و با توجه با شیوه زاهدانه و معتدلانه او، خلیفه هم نتوانست‏ براى عزل یا اقدام دیگرى علیه او تصمیم بگیرد.
نویسنده کتاب «سلمان فارسى استاندار مداین» می گوید:

از متن نامه خلیفه به سلمان، طبق تحقیقى كه انجام شد، چیزى به دست‏ نیاوردیم، اما مضمون هاى آن از جواب سلمان روشن مى‏گردد، اكنون جواب سلمان‏ را به نامه خلیفه مورد مطالعه قرار مى‏دهیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

از سلمان، آزاد كرده رسول خدا ، به عمر بن خطاب.

اما بعد، اى عمر! نامه تو به دست من رسید، در آن مرا مورد ملامت و سرزنش ‏قرار داده و یادآور شده‏اى: تو مرا امیر مداین قرار داده ‏اى، و دستور داده‏اى درباره ‏حاكم پیشین «حذیفه‏» تحقیق كنم، و مسایل دوران امارت او را خوب یابد، به تو گزارش دهم.

هر كس عهده‏دار ولایت و سرپرستى هفت نفر از مسلمانان بعد از من گردد، و آنگاه در میان آنان به عدالت رفتار ننماید، خداوند را در حالى ملاقات مى‏كند، كه‏ مورد خشم و غضب الهى خواهد بود


اما باید بدانى، این كار صحیحى نیست، خداوند متعال هم در كتاب خویش، مرا از این كار منع كرده و فرموده:

«اى اهل ایمان! از بسیارى از سوء ظن‏ها پرهیز داشته ‏باشید، زیرا بعضى از بدگمانى‏ها اثم و گناه است، تجسس هم نكنید، عقب سر یك‏ دیگر هم ناروا نگویید، آیا كسى از شما دوست مى‏دارد، گوشت مرده برادر مؤمن ‏خویش را بخورد؟ این را نمى‏پسندید، پس خدا را در نظر داشته باشید و توبه كنید، زیرا خداوند آمرزشگر مهربان است.(حجرات/12)

بنابراین، من كسى نیستم كه به خاطر اطاعت تو، درباره تفتیش از وضع «حذیفه‏» گناه و معصیت‏ خداوند را انجام دهم.

اما اینكه درباره «زنبیل بافى‏» و خوردن نان «جو» مرا مورد ملامت قرار داده‏اى، اینها براى یك شخص مؤمن عیبى محسوب نمى‏شود، به خدا سوگند، اى عمر! نان‏ جو خوردن و زنبیل بافى از برگ درختان، كه همراه با بى نیازى و خوردنِ حقِ ‏اهل ایمان، به ناحق باشد، نزد خداوند متعال بهتر و محبوبتر است، و به تقواى الهى ‏هم نزدیك‏تر خواهد بود، زیرا من به چشم خویش مى‏دیدم، كه رسول خدا هرگاه نان جو به دست مى‏آورد، آن را مى‏خورد و شادمان هم مى‏گردید، و هیچ گونه‏ خشم و ناراحتى هم نداشت.

اما اینكه ایراد گرفته‏اى، چرا من حقوق خود را به دیگران بذل و بخشش ‏مى‏كنم! باید بدانى آن را براى روز نیازمندى و تهیدستى خویش پیش مى‏فرستم، این هم براى من مهم نیست كه غذایى كه از گلویم پایین مى‏رود، مغز گندم و مغز قلم ‏گوسفند باشد، یا نان سبوس دار جوین.

اما اینكه تذكر داده‏اى، من حكومت الهى را تضعیف و خویشتن را (با ساده‏زیستى) ذلیل كرده‏ام، تا جایى كه مردم مداین به مقام امارت من بى توجهى ‏مى‏كنند، و مرا پل عبور (به خواسته‏هاى) خود قرار داده‏اند، و حتى بار سنگین خود را بر دوش من مى‏گذارند، و بالاخره این شیوه را موجب سست‏ شدن حكومت دین‏ خدا، و تضعیف مقام خلافت پنداشته‏اى، باید بدانى، ذلیل بودن در راه اطاعت ‏خداوند، نزد من از عزت و عظمت در راه گناه و معصیت، محبوبتر مى‏باشد.

مگر تو خود نمى‏دیدى رسول خدا ، با مردم انس و الفت ‏برقرار مى‏كرد، با آنان نزدیك و محشور بود و آنان هم با آن حضرت الفت‏ برقرار مى‏كردند و با او نزدیك و مرتبط بودند؟ و از مقام نبوت و حكومت او هیچ گونه كاسته نمى‏شد؟ و بلكه آنان را با الفت و ارتباط خویش، امیدوار و خرسند مى‏گردانید؟

آیا تو خود نمى‏دیدى رسول خدا، نان خشك و بدون خورشت مى‏خورد، لباس زبر و خشن مى‏پوشید؟ و مردم هم اعمّ از قریشى و غیر قریشى، عرب و غیرعرب، و سفید پوست و سیاه پوست، از نظر وى در دیندارى مساوى و برابر بودند؟

آرى، اى عمر! از این بالاتر، من با دو گوش خود شنیدم و شهادت مى‏دهم كه‏ رسول خدا مى‏فرمود:

«هر كس عهده‏دار ولایت و سرپرستى هفت نفر از مسلمانان بعد از من گردد، و آنگاه در میان آنان به عدالت رفتار ننماید، خداوند را در حالى ملاقات مى‏كند، كه‏ مورد خشم و غضب الهى خواهد بود».

اگر خداوند براى این امت، راه خیر و صلاح، و رشد و تعالى‏ آنان را اراده فرموده بود، اعلم و افضل آنان، ولایت و حكومت را عهده‏دار مى‏گردید. هم چنین اگر این امت ‏خداترس بود، از كلام پیامبر اطاعت مى‏كرد، و در راه حق قدم بر مى‏داشت، تو را امیرمؤمنین نمى‏نامید. اكنون هر كارى‏ مى‏خواهى انجام بده، زیرا حكم تو در امور دنیا جریان دارد، و خیلى هم‏ نمى‏توانى به دامنه عفو خداوند، و تمدید مهلت ‏براى عقوبت، مغرور باشى


بنابراین، اى عمر! من امیدوارم از ولایت و امارت بر «مداین‏» جان و دین سالم بدر بَرم، با وجود اینكه تو خود گفته‏اى: من با ذلت و زبونى (ساده زیستى و ارتزاق از دست رنج‏ خویش) زندگانى را مى‏گذرانم.

بارى، اى عمر! من براى این مقام محدود و پر مسؤولیت ‏بیمناكم، آنوقت وضع ‏كسى كه پس از رسول خدا، پیشوایى امت مسلمان را به عهده گرفته چگونه ‏خواهد بود؟ در حالى كه وقتى به كلام خداوند گوش فرا مى‏دهیم، مى‏فرماید:

«خانه‏ جاویدان آخرت را، فقط براى كسانى قرار مى‏دهیم، كه تصمیم سركشى و فساد آفرینى ‏در زمین (جامعه بشرى) نداشته باشند، و عاقبت (خیر) از آن پرهیزگاران است.(قصص/83)»

آرى، من به این سرزمین آمده‏ام، كه سیاستى پیش گیرم، كه آن را پیشواى بزرگ ‏من (على علیه السلام) به من آموخته، و با ارشاد و پیروى از سیره آن حضرت، احكام و حدود الهى را استوار مى‏گردانم. بنابراین، من بر اساس راهنمایى هاى آن پیشواى بزرگ ‏عمل مى‏كنم و حكم مى‏رانم.

این را هم بدان، كه اگر خداوند براى این امت، راه خیر و صلاح، و رشد و تعالى‏ آنان را اراده فرموده بود، اعلم و افضل آنان، ولایت و حكومت را عهده‏دار مى‏گردید. هم چنین اگر این امت ‏خداترس بود، از كلام پیامبر اطاعت مى‏كرد، و در راه حق قدم بر مى‏داشت، تو را امیر مؤمنین نمى‏نامید. اكنون هر كارى‏ مى‏خواهى انجام بده، زیرا حكم تو در امور دنیا جریان دارد، و خیلى هم‏ نمى‏توانى به دامنه عفو خداوند، و تمدید مهلت ‏براى عقوبت، مغرور باشى.

به هر حال، این را بدان، كه به زودى پاداش رفتار نارواى خویش را، در دنیا و آخرت خواهى دید، و از آنچه پیش فرستاده‏اى، و بعد همراه خواهى برد، مؤاخذه‏خواهى شد. و الحمدلله وحده.

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان


منبع: نفس الرحمن، ص 528؛ بحار الانوار، ج 22، ص 360؛ فتاوى صحابى كبیر سلمان، ص‏83؛ الاحتجاج،ج‏1، ص 185؛ نقل از «سلمان فارسى، استاندار مداین».




امروز:  جمعه 7 آذر 1399
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi