مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 

 دومین همایش بین المللی حورا انسیه

 کرسی علمی ترویجی

 جلسه هم اندیشی مسئولین پژوهشی مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران با حضور خانم دکتر متولیان معاون پژوهش مرکز و جمعی از مدیران کل پژوهشی مرکز مدیریت حوزه‌ های علمیه خواهران با اساتید و نخبگان پژوهشی و مسئولین مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر

 حضور مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر در نمایشگاه دستاوردهای وقف

 طرح «تربیت محقق تفسیر» ویژه طلاب خواهر تهران برگزار شد

 تشییع پیکر مطهر ۲۵۰ شهیدگمنام در سراسر کشور

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره09906902707 تماس حاصل نمایید

 جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره09906902707 تماس حاصل نمایید

 

خانه تازه هاي علمي و ادبي "اختلال طریقه" ........ خطری كه استنباط های نوین فقهی را تهدید می كند...
جمعه 20 خرداد 1390     "اختلال طریقه" ........ خطری كه استنباط های نوین فقهی را تهدید می كند

تحولات سریع اجتماعی و اقتصادی , بشر امروز را با پدیده های پیچیده فراوانی روبرو ساخته است . پدیده هایی كه هر روز بیش از گذشته , خود را بر زندگی ما تحمیل می كنند تا جائی كه اینك بانك , رایانه , تلویزیون و.... از اجرا لاینفك زندگی شمرده می شود. ظهور این پدیده ها , فقهای عصر ما را با انبوهی از سوالات نو پیدا مواجه ساخته است , روشن است كه بی اعتنائی به این سوالات , هرگز به محو شدن آنها نمی انجامد , بلكه متراكم شدن پرسش ها , دامنه ابهامات را افزایش داده و مشكلات بیشتری بار می آورد.


اگر « مالكیت معنوی » تا دیروز در حد « یك مساله » مطرح بود , و گاه موضوع « یك مقاله یا رساله » قرار می گرفت , هم اینك « یك گرایش » مستقل حقوقی در دانشگاههاست كه مانند حقوق جزا و یا حقوق عمومی , پژوهشگرانی را اختصاصا جذب می كند , در حالی كه هنوز برای حوزویان زوایای فراوانی از این موضوع , بكر و ناشناخته باقی مانده است .

حضرت امام خمینی در منشور برادری به پاره ای از مسائل مورد نیاز این عصر كه باید فقها برای آن فكری كنند اشاره نموده و اضافه كرده اند كه « همه اینها گوشه ای از هزاران مساله مورد ابتلای مردم و حكومت است » (1 )

با ورود اینگونه مسائل به حوزه های علمیه , شاهد دو عكس العمل متضاد می باشیم : نخست عكس العمل فقهایی است كه رغبتی برای بررسی این نوع مسائل ندارند , مثلا اگر ده سال به بحث معاملات اشتغال داشته باشند , هرگز از دائره فروعی كه شیخ انصاری مطرح كرده است , فراتر نمی روند و توجهی به مسائل جدید نمی كنند. عكس العمل دیگر از سوی كسانی است كه با اشتیاق به سراغ اینگونه مسائل رفته و به اظهارنظر می پردازند , ولی به دلیل سست بودن مبانی و اختلال در شیوه های اجتهاد , به نتیجه مطلوب دست نمی یابند. و در این میان فقهای زمان شناسی كه با حفظ اصول و با اتكا به شیوه های مقبول حوزوی , قدم در عرصه های جدید بگذارند , اندك اند.

در چنین شرایطی , حوزه بیش از گذشته , با خطر « اختلال طریقه » در كار استنباط مواجه است . « اختلال طریقه » یك اصطلاح جدید , و یك تعبیر تازه نیست , این واژه در ادبیات فقهی گذشتگان مانند صاحب جواهر , كاربرد فراوانی دارد . (2 ) صاحب جواهر با این تعبیر به رویه علمی و سبك اجتهاد كسانی نظر دارد كه هر چند از قدرت استنباط برخوردارند , ولی در شیوه استنباط , به انحراف و اشتباه مبتلا شده و از روش صحیح اجتهاد و قواعد مربوط به آن , عدول كرده اند. در جواهر معمولا از فیض كاشانی و محدث بحرانی به این عنوان یاد شده و سبك استنباط آنها مورد اعتراض و انتقاد قرار گرفته است . مثلا وقتی فتوای فیض نقل می شود كه « پوست مردار با دباغی پاك می شود » , صاحب جواهر كه آن را برخلاف « ضرورت مذهب » می داند , می گوید : نباید از آن شگفت زده شد , زیرا شیوه استنباط فیض , از اساس مختل است . (3 ) هم چنین وقتی فتوای صاحب حدائق نقل می شود كه « جمع بین فاطمیین حرام است » جواهر آن را فتوائی بی سابقه می داند كه ناشی از « اختلال طریقه » است (4 ) و چنین نقدهائی در مواضع دیگر جواهر نیز بچشم می خورد . (5 )

علائم اختلال طریقه

اختلال طریقه , علائم و نشانه های مختلفی می تواند داشته باشد : كج فهمی از آیات و روایات , تاثیرپذیری از محیط , اعتماد به استمسانات , و از آن جمله « بی اعتنائی به كلمات اصحاب » . كسانی كه به این آفت گرفتار می شوند به گمان « آزاداندیشی » و به نام رهائی از تقلید بزرگان , به نوعی استقلال و سپس استبداد رای می رسند و در كار استنباط , « فهم اصحاب » و « فتاوای قدما » را به طور كلی نادیده می انگارند.

حضرت امام خمینی كه در بحث نجاست كفار , فتوای اصحاب را مانع جدی برای قول به طهارت می داند , می گوید : « این احتمال كه همه فقها در همه اعصار , در چنین مساله ای كه ادله آن واضح است , برمبنای اجتهاد خود نظر داده باشند , بالضروره منتفی است . و همین اشتهار تاریخی نشان می دهد كه چنین فتوائی از ائمه اخذ شده است . از سوی دیگر , حجیت « خبر ثقه » , دلیلی جز بنای عقلا ندارد و آنچه در این زمینه در كتاب و سنت آمده , امضای همین بنا می باشد. و روشن است كه اگر روایتی در اختیار اصحاب باشد و مورد عمل آنها قرار نگیرد , از نظر عقلا , اعتبار خود را از دست می دهد و صرف « وثاقت راوی » , در نزد عقلا برای عمل به روایت كافی نیست . (6 )

از جمله فقیهانی كه در استنباطهای خود , اعتنائی به نظر قدما نداشته و از مخالفت با جمیع طایفه ابائی ندارد , فیض كاشانی است , وی در مقدمه مفاتیح اشاره می كند كه مورد عنایت خاص خداوند قرار گرفته و از دیگران كه « لایعرفون الهر من البر » جدا شده و از تبعیت از گذشتگان فاصله گرفته است و بجای اعتماد به اجماع و شهرت , و بدون اتكا به اصول بی پایه و اساس , در پرتو « نور الهی » به استنباط می پردازد . (7 ) وحید بهبهانی كه به شرح مفاتیح پرداخته , در ذیل این جملات , از اینكه فیض , اینگونه گستاخانه به ساحت فقها متعرض شده و آنان را به سو فهم متهم نموده , اظهار تعجب می كند و اضافه می نماید فیض كه مدعی رهایی از تقلید است , در این كتاب , دربست مقلد مدارك و مسالك است ـ الا ما شذ و ندر ـ وحید سپس ابعاد مختلف این تقلید صاحب جواهر در مباحثه با فیض , و در نقد نظریه او در « تطهیر پوست مردار با دباغی » می گوید : « روایاتی كه مستند فیض قرار گرفته , مورد اعراض همه اصحاب ـ از قدما و متاخران ـ است و این اعراض آنها را از اعتبار ساقط می كند , و اینگونه استدلال , ناشی از « اختلال طریقه » است , چرا كه وی به « كلام اصحاب » كه حجت خداوند بر زمین و امین بر احكام اند ـ در كنار روایت معتبر اعتنا نمی كند , و چگونه می توان به چنین مبنائی ملتزم شد , در حالی كه اگر انسان احكام فقه را صرفا براساس روایات , و بدون توجه به كلام اصحاب , استنباط و تدوین كند , به فقهی خارج از چارچوب همه فرق اسلامی , خواهد رسید! و براین اساس است كه هر چه روایات یك مساله بیشتر و اعتبار اسناد آن افزون تر باشد. در صورتی كه اصحاب از آن اعراض كرده باشند , وهن و سستی آن روایات بیشتر خواهد بود تا جائی كه انسان اطمینان پیدا می كند كه ظواهر این روایات , مقصود نیست . (9 )

آیا می توان , از « فقه جواهری » سخن گفت , ولی از مبانی مسلم جواهر عدول نموده و به مانند عده ای از علمای اخباری به آرای شاذی اعتماد نمود كه هرگز در تاریخ فقه شیعه , سابقه نداشته است ! ای كاش آنان كه به آرای شاذ رو آورده اند و با جرات تمام , آرای سلف صالح را كنار می گذارند , بجای استفاده از تعبیراتی مانند « فقه جواهری » , « اجتهاد آزاد » , « فقه امام خمینی » , « مقتضیات زمان » و..... مبانی فقهی خود را به شكل مستدل عرضه می كردند تا آشكار شود كه بین دیدگاههای آنان , با مبانی امثال صاحب جواهر و امام خمینی « چه نسبتی » وجود دارد و آرا آنها در كجا ریشه دارد

البته نباید پنداشت كه « اختلال طریقه » همیشه به ارائه « آرا جدید » و الزاما به فرق اجماع می انجامد , بلكه به عكس گاه فقیه در اثر اختلال طریقه , از استنباط بازمی ماند و دچار وسوسه می گردد. این آفت در شرایطی بروز می كند كه شخص دچار تحیر شود و در اثر كثرت مناقشات و ایرادات , ثبات فكری خود را از دست بدهد. در میان فقهای متاخر , مقدس اردبیلی ـ كه به دقت نظر و عمق فقاهت معروف است ـ با این مشكل مواجه است , و لذا ذهن جوال و اندیشه نقادش , بر فتوا و رایی استقرار نمی یابد , و خرده گیریهای دائمی اش , اجازه سكون و آرامش فكر به او نمی دهد. اردبیلی در ضمن بحث صلاه جمعه , تصریح می كند كه :

« فانی ما افهم مساله اخالیه عن شی من الشبها الاقلیله من الكثیرات » (10 )

روشن است كه با چنین شیوه ای , كار استنباط احكام , به طور كلی اختلال پیدا می كند و احكام شرعی در هاله ای از ابهام باقی می ماند ایراد وحید بهبهانی به اردبیلی كه دائما بذر تردید را در سرزمین فقه می پراكند و بدون آنكه برای پاسخ به سوال و یا رفع شبهه ای اقدام كند , صرفا به ایرادگیری می پردازد , این است كه با این رویه , چیزی از شریعت باقی نمی ماند :

فانه رحمه الله فی غالب المواضع یناقش , فلوصح مناقشاته لم یبق للشرع والفقه اثر اصلا , ولم یوجد حكم شرعی الا فی غایه الندره , و این هذا من الدین والشریعه » (11 )

وحید در جای دیگر چندان از مناقشات بی مورد اردبیلی ناراحت می شود كه كلمه استرجاع را به قلم می آورد , و « مرگ فقه » را در روش استنباطی او می بیند.

فانالله و انا الیه راجعون فی موت الفقه , الاتری ان الشارح لا توجد مساله فقیهه خالیه عن الاضطراب عنده ! (12 )

طرح موضوع « اختلال طریقه » برای دوستان جوان حوزوی كه آرا فقهی جدید را مطالعه می كنند و در درس های فقه حضور می یابند , برای توجه به این نكات است :

1 ـ اختلال طریقه را به عنان یك « آفت جدی » برای اجتهاد و فقاهت , بشناسیم .

2 ـ با مراجعه به آثار اجتهادی فقهای گذشته , حدود و ثغور اختلال طریقه و اشكال مختلف آن را ترسیم كنیم .

3 ـ زمینه های جدیدی را كه به بروز و تشدید این آفت می انجامد , شناسائی كنیم .

4 ـ برای مصونیت فكری خود , همانگونه كه حضرت امام خمینی تاكید داشتند , شیوه سلف صالح را به درستی درك و اخذ كنیم .

5 ـ برمبنای شیوه های صحیح و متقن اساطین فن , با آرا جدید برخورد هوشیارانه داشته و آنها را از نظر « اعتدال » یا « اختلال » طریقه , ارزیابی نمائیم .

6 ـ در انتخاب استاد برای استفاده علمی , و در انتخاب مرجع برای تبعیت عملی , به معیار « استقامت سلیقه » توجه داشته و تاثیرات منفی افراد مختل الطریقه را در آشفتگی فكری شاگردان و انحراف عملی مقلدان جدی بگیریم .

7 ـ تذكار وحید بهبهانی ـ قهرمان مبارزه با انحرافات استنباط فقهی ـ را به خاطر داشته باشیم كه « قوه قدسیه اجتهاد » از آن كسانی است كه مبتلا به « اعوجاج سلیقه » نباشند. زیرا اعوجاج سلیقه , فهم و درك انسان را مختل می كند و همانگونه كه گاه حواس ظاهری مثل چشم یا ذائقه , در اثر انحراف و اعوجاج , از احساس درست محروم می شوند , و برای پی بردن به اینگونه انحرافات حسی باید به افراد سالم مراجعه نمود , هم چنین گاه بیماری كج فهمی , توفیق درك صحیح را از انسان سلب می كند و برای كشف اینگونه كج اندیشی ها , باید اجتهادات هر شخص , بر اجتهاد فقهای بزرگ عرضه شود , البته گاه شیطان به انسان القا می كند كه موافقت با بزرگان , تقلید از ایشان است , و برای نشان دادن قوه اجتهاد خود , باید به مخالفت با آنان برخاست ! (13 )

پاورقی :

1 ) امام خمینی , صحیفه امام ج 21 , ص .177

2 ) النجفی , جواهرالكلام , ج 1 , ص .413 ج 5 ص .283 ج 12 , ص 347 , ج 23 ص 379 , ج 17 ص .369 ج 24 ص .56 ج 25 ص 174 و .264 ج 36 , ص 250 و .389 ج 39 , ص .267

3 ) همان , ج 5 , ص .302

4 ) همان ج 29 , ص .392

5 ) همان , ج 32 , ص 167 , 279 , .314

6 ) امام خمینی , كتاب الطهاره , ج 3 , ص .395

7 ) فیض كاشانی , مفاتیح الشرایع , مقدمه .

8 ) وحید بهبهانی , مصابیح الظلام , ج 1 , ص .40

9 ) النجفی , جواهرالكلام , ج 12 , ص .265

10 ) اردبیلی , مجمع الفائده , ج 2 , ص .364

11 ) وحید بهبهانی , حاشیه مجمع الفائده ص .263

12 ) همان , ص .725

13 ) وحید بهبهانی , الفوائد الحادیه , ص .338

اختلال طریقه , علائم و نشانه های مختلفی می تواند داشته باشد : كج فهمی از آیات و روایات , تاثیرپذیری از محیط , اعتماد به استحسانات , و از جمله « بی اعتنائی به كلمات اصحاب »

تذكار وحید بهبهانی ـ قهرمان مبارزه با انحرافات استنباط فقهی ـ را به خاطر داشته باشیم كه « قوه قدسیه اجتهاد » از آن كسانی است كه مبتلا به « اعوجاج سلیقه » نباشند. زیرا اعوجاج سلیقه , فهم و درك انسان را مختل می كند





امروز:  سه شنبه 12 مهر 1401
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi