مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 برگزاری دوره تخصصی عربی معاصر با حضور طلاب سطح 4 در مجتمع کوثر

 حضور اساتید و طلاب مجتمع کوثر در تجمع به منظور حفظ حجاب و عفاف

 برگزاری ائین افتتاحیه مرکز نیکوکاری نسیم کوثر

 برگزاری جلسه شورای اساتید در مجتمع کوثر

 دفاع پایان نامه با موضوع «نقد و بررسی حقیقی یا نمادین بودن داستان های قرآن از منظر آیات و روایات» در مجتمع کوثر

  دریافت فایل پیوست آزمون استخدامی آموزش و پرورش

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 رابطه رونق تولید و معیشت مردم

 پیام تسلیت درپی درگذشت عالم ربانی و فقیه پارسا آیت‌الله حاج شیخ محمد مؤمن

 بیانیه گام دوم انقلاب مقام معظم رهبری خطاب به ملت ایران

 

 https://setare.com/files/fa/news/1398/4/10/272421_808.jpg

خانه تازه هاي علمي و ادبي عمده اختلاف بین شیعه امامیه و اهل سنت در وضو...
یکشنبه 11 اسفند 1387     عمده اختلاف بین شیعه امامیه و اهل سنت در وضو

سؤال:
چرا شيعيان در وضو دست را از بالا به پايين مي شويند؟
جواب:
اولا"، هيچ يك از مذاهب اهل سنت شستن دست ها را از پايين به بالاواجب يا مستحب نمي دانند بلكه اصلا" ( ( الي ) ) در قرآن را به معناي ( ( مع ) ) مي گيرند، ( ر.ك : الفقه علي المذاهب الاربعه ، عبدالرحمن الخريري ، دارالفكر،ج 1، ص 53 و حليه العلما في معرفه مذاهب الفقها، القفال ، مكتبه الرساله الحديثه ، ج 1، ص 145 ) . اما شيعه به دليل روايات وارده از معصومين ( ع ) شستن صورت ودست ها را از بالا به پايين واجب مي داند، ( ر.ك : وسايل الشيعه ، داراحيا التراث العربي ، ج 1، باب 19، ص 285 ) . پس ظاهرآيه مباركه قرآن ( ( الي المرافق ) ) بنا به همه مذاهب اسلامي براي بيان مقدارعضو است نه جهت شستن .
سؤال:
چرا شيعيان در وضو سر و پا را مسح مي كنند؟
جواب:
اين سوال داراي دو بخش است : 1- چرا شيعه در وضو سر و پا را مسح مي كند و با توجه به آيه وضو، آيا شستن پا معقول تر نيست ؟ 2- چراشيعه دست را از بالا به پايين مي شويد؟ بخش اول : از ديدگاه فقهي ، منشااختلاف شيعه و سني در مساله مسح پا، ريشه در آيه مباركه 6 ( ( سوره مايده ) ) دارد ( از ديدگاه تاريخي ، ريشه اختلاف چيز ديگري است كه در پايان اين پاسخ ذكر خواهد شد ) . خداوند متعال در اين آيه مي فرمايد : ( ( يا ايها الذين آمنوا اذا قمتم الي الصلاه فاغسلوا وجوهكم و ايدكم الي المرافق وامسحوابروسكم وارجلكم الي الكعبين ) ) . كلمه ( ( ارجلكم ) ) در آيه به دو صورت قرايت شده است : 1- ابن كثير، حمزه ، ابوعمر و عاصم ( در روايت ابوبكر ) آن را به جر ( ( ارجلكم ) ) قرايت كرده اند .طبق اين قرايت ( ( ارجلكم ) ) به ( ( رووسكم ) ) عطف شده است زيرا ( ( رووسكم ) ) نيز مجرور است . پس حكم آن نيز بايد مانند حكم ( ( رووسكم ) ) مسح باشد .2- نافع و ابن عامر ( در روايت حفص ) آن را به نصب ( ارجلكم ) خوانده اند .اهل سنت مي گويند طبق اين قرايت ( ( ارجلكم ) ) به ( ( ايديكم ) ) عطف شده است زيرا ( ( ايديكم ) ) نيز منصوب است . پس بايد حكم آن نيز مانند حكم ( ( ايديكم ) ) غسل يعني شستن باشد .شايد در ابتدا چنين توهم شود كه شيعه به قرايت اول و اهل سنت به قرايت دوم عمل كرده است و هر يك قرايت ديگر را قبول ندارد اما چنين نيست . هم شيعه و هم اهل سنت فتواي خود را بنا بر هر دو قرايت تفسير مي كنند .در اين نوشتار نخست راي شيعه بنا بر هر دو قرايت به طور مستقل تبيين گشته ، اشكال هاي اهل سنت پاسخ گفته مي شود، سپس به تاريخچه اختلاف در مسح پا اشاره مي شود .بنابر قرايت جر : واضح است كه ( ( ارجلكم ) ) عطف به ( ( رووسكم ) ) است و چون فعل معطوف عليه ( ( امسحوا ) ) است حكم پا نيز وجوب مسح مي شود .اشكال : شايد ( ( ارجلكم ) ) عطف به ( ( ايديكم ) ) باشد و به دليل مجاورت با يك اسم مجرور ( يعني رووسكم ) جر گرفته است مانند ( ( حجر و ضب خرب ) ) كه ( ( خرب ) ) صفت ( ( حجر ) ) است و بايد مرفوع باشد ولي به دليل مجاورت با ( ( ضب ) ) مجرور شده است ( حجر = لانه ؛ ضب = سوسمار ؛ خرب = ويران ) پاسخ : اولا" جر به دليل مجاورت غلط است و فقط به دليل ضرورت شعرمانند مثال مذكور جايز است و قرآن كريم از استعمال غلط مبري است . ثانيا" : جر به دليل مجاورت فقط در جايي است كه قرينه اي بر آن باشد مانند مثال مذكور چرا كه معلوم است ( ( خرب ) ) نمي تواند صفت ( ( ضب ) ) باشد و فقطمي تواند صفت ( ( حجر ) ) قرار گيرد ولي در آيه مباركه چنين جري باعث اشتباه مي شود و قرينه اي بر آن وجود ندارد .ثالثا" : جر به دليل مجاورت فقط بدون حرف عطف در كلام عرب صحيح است اما با حرف عطف به هيچ وجه صحيح نيست . بنا بر قرايت نصب : در وهله اول دو احتمال وجود دارد : 1-عطف به ( ( ايديكم ) ) كه حكم آن وجوب غسل مي شود .2- عطف به محل ( ( رووسكم كه حكم آن وجوب مسح مي شود .اما با دقت در ادبيات عرب مي فهميم كه فقط احتمال دوم صحيح است زيرا : اولا" : عطف محل در كلام عرب صحيح و شايع است مانند ( ( ليس هذا بعالم و لا عالما" ) ) كه ( ( عالما" ) ) عطف به محل ( ( بعالم ) ) شده است و محل ( ( بعالم ) ) نصب است و اين در كلام عرب شايع است و اختصاص نيز به ضرورت شعر ندارد ( ر.ك : ابن هشام ،مغني اللبيب ) . ثانيا" : عطف ( ( ارجلكم ) ) به ( ( ايدكم ) ) جايز نيست زيرا باعث فاصله شدن يك جمله فعليه اجنبي بين معطوف و معطوف عليه است و اين در كلام عرب غلط است . پس عطف به محل ( ( رووسكم ) ) متعين است و درنتيجه حكم ( ( ارجلكم ) ) نيز وجوب مسح مي شود .آنچه درباره ظاهر آيه مباركه بنا بر هر دو قرايت گفته شد تنها راي شيعه نيست و مفسرين اهل سنت نيز آيه مباركه را بنا بر هر دو قرايتش مطابق راي شيعه در وجوب مسح مي دانند وآنچه از تحليل ادبي آيه گفته شد تماما" از تفاسير اهل سنت بود كه مي توانيدبه كتاب تفسير كبير، فخر رازي ، دارالكتب العلميه تهران ، ج 11، ص 161،ذيل آيه 6 سوره مايده ، مساله 38 رجوع كنيد .علاوه بر قرآن روايات فراواني نيز در وجوب مسح وارد شده است : منابع شيعي : وسايل الشيعه ، ج 1،كتاب الطهاره ، باب 25 از ابواب الوضو، ص 294 ( دار احيا التراث العربي ). منابع سني : علاوه بر اقوال مسح از سوي صحابه كه در پاسخ ذكر خواهد شد،مسند احمد، ج 1، ص 108 و 158 ( دارالفكر ) - كنزل العمال ، ج 9، ص 448، ح 26908 ( موسسه علوم القرآن ) - سنن ابي داود، ج 1، ص 42، ح164 ( داراحيا التراث العربي ) - الغارات به نقل از امالي شيخ مفيد ( مصنفات شيخ مفيد، ج 13، ص 267 - مسند احمد، ج 1، ص 67 ( دارالفكر ) . در اينجااين سوال مطرح مي شود كه چگونه اهل سنت با وجود تفسير آيه به وجوب مسح حكم به وجوب غسل مي كنند؟ در اين نامه به اختصار پاسخ هايي كه اهل سنت براي فتواي وجوب غسل داده اند مطرح مي كنيم : پاسخ اول : زمخشري در تفسير آيه به قرايت جر مي گويد : پا از اعضايي است كه بايد دروضو شسته شود، لذا امكان اسراف در آن زياد است خداوند براي جلوگيري از اسراف ( ( ارجلكم ) ) را به ( ( رووسكم ) ) عطف كرده است نه براي اين كه مسحشود بلكه براي اين كه بفهماند در شستن آن اسراف نكنيد ( زمخشري ،الكشاف ، دارالمعرفه ، ج 1، ص 326، ذيل آيه 6 مايده ) . نقد : در صورت ودست ها نيز امكان اسراف هست . گذشته از اين كه اين مطلب فلسفه بافي است و به هيچ وجه با ظاهر قرآن سازگاري ندارد .پاسخ دوم : پس از ( ( ارجلكم ) ) قيد ( ( الي الكعبين ) ) دارد و اين قيد قرينه وجوب غسل است . اين قرينيت را به دو صورت بيان كرده اند : 1- بيان حد فقط در غسل مي آيد نه در مسح .مقصودآنان اين است كه چون در ( ( ايديكم الي المرافق ) ) حد به ( ( الي ) ) ذكر شده است واينجا نيز در ( ( ارجلكم الي الكعبين ) ) حد به ( ( الي ) ) آمده است پس حكم هردوغسل است ، ( ر.ك : فخر رازي ، التفسير الكبير، ج 11، ص 162 والقرطبي ،الجامع لاحكام القرآن ، دارالفكر، ج 6، ص 91 ) . نقد : ( ( الي ) ) در ( ( ايديكم الي المرافق ) ) و در ( ( ارجلكم الي الكعبين ) ) هر دو براي بيان حد است اما اين نكته كه در جمله اول براي بيان حد وجوب غسل است از فعل آن يعني ( ( اغسلوا ) ) فهميده مي شد نه از ( ( الي ) ) پس ( ( الي ) ) هيچ قرينيتي در غسل ندارد .در جمله دوم نيز بايد از فعل آن يعني ( ( امسحوا ) ) فهميده شود .اين نكته را برخي ازمفسرين اهل سنت نيز تصريح كرده اند، ( ر.ك : ابن حزم ، المحلي ، دارالافاق الجديده ، بيروت ، ج 2، ص 56، مساله 200 ) . پاسخ سوم : محمد رشيد رضادر تفسير المنار، ج 6، ص 234 مي گويد : وجوب مسح معقول نيست زيرا اگرباتري دست پاي كثيف و گرد و غباري را مسح كنيد كثيفي پا به دست نيزسرايت مي كند و اين با حكم وضو كه پاكيزگي است مخالف است . نقد : اولا"اعضاي وضو بايد قبل از مسح پاك باشند و پاكيزگي آن قبل از شروع در وضوحاصل مي شود .ثانيا" : شستن دستان و پاها بعد از اتمام وضو نيز ممكن است و بلكه پاكيزگي در بدن و لباس نمازگزار از مستحبات نماز است . ثالثا" : حكمت وضو فقط پاكيزگي نيست اگر اين گونه بود چرا اين ترتيب خاص و اين اعضاي خاص و با نيت قربت بايد انجام شود؟ پاسخ چهارم : صاحب المنار مي گويد ( همان ، ص 233 ) قوي ترين دليل بر عليه شيعه اين است كه غايت رجلين ( ( الي الكعبين ) ) است و اين جز با شستن حاصل نمي شود .نقد : اولا" مراد ازكعبين نزد شيعه استخوان روي پاست و استخوان اطراف مچ پا .ثانيا"، به فرض كه چنين باشد چرامسح الي الكعبين ممكن نيست . شايد او تصور كرده است كه رطوبت دست تا به كعبين برسد خشك مي شود!!! پاسخ پنجم : ابن حزم در المحلي ، ج 2، ص 57، مساله 200 مي گويد با وجود اين كه قرآن دلالت بر وجوب مسح مي كند و اخبار فراواني نيز بر وجوب مسح داريم امايك روايت وجود دارد كه همه آنها را نسخ مي كند و آن اين خبر است . ودرروايت ديگري آمده است كه در سفر رسول خدا از او جدا شديم و وضوگرفتيم و مسح بر پا كرديم . آن حضرت با صداي بلند دوبار يا سه بار فرياد زد : واي بر پاها از آتش ، ( محمدبن اسماعيل ، صحيح بخاري ، مكتبه عبدالحميداحمد حنفي ، مصر، ج 1، كتاب العلم ، ص 18، باب من رفع صوته ، ح 1 ) . نقد : اولا"، اين روايت وجوب مسح را ثابت مي كند زيرا مگر ممكن است صحابه رسول خدا وضو را بلد نباشند .يقينا" اعمال وضو را درست بلد بوده اند زيراوضو عملي است كه هر روز بارها انجام مي دادند و بارها از رسول خدا ديده بودند .ثانيا"، تنها نكته اي كه مورد اعتراض رسول خدا قرار گرفته عدم رعايت شرايط وضو بوده است . مثلا" آنان با پاهاي نجس مسح كرده اند و پيامبر آنان رانهي كرده است و اين مطلب خيلي نزديك به ذهن است زيرا عرب عادت داشت كه ايستاده بول كند و بول به پاهاي او بپاشد واگر آنان بدون اين كه پاهاي خود را تطهير كنند مسح كنند مسحشان باطل است ، ( ر.ك : طبرسي ،مجمع البيان ، دارالفكر، ج 2، ص 258، ذيل آيه 6 سوره مايده ) . پاسخ ششم : رواياتي هست كه در آن غسل رجلين آمده است مانند روايت عثمان خليفه سوم كه مردم را جمع كرد و جلوي آنان وضو گرفت : دست راستش را داخل ظرف كرد و بر دست چپش ريخت و سه بار شست ، سپس سه بار مضمضه كرد و سه بار استنشاق كرد، سپس سه بار صورتش را شست ، سپس سه باردستش را تا مرفق شست ، سپس سرش را مسح كرد، سپس پاهايش را خوب شست ، سپس گفت ديدم رسول خدا اينگونه وضو گرفت ، ( كنزالعمال ، ج 9،ص 441، ح 268883 ) . نقد : اولا"، از بين صحابه پيامبر اكرم به نقل خود اهل سنت ، بسياري از آنان قايل به مسح بوده اند مانند : ابن عباس كه گفت الوضوغسلتان و مسحتان يعني وضو دو شستن دارد و دو مسح كردن و انس كه مسحبر پاي كرد و زماني كه حجاج گفت پاهاي خود را در وضو بشوييد گفت خداراست گفت و حجاج دروغ گفت و آيه ( ( وامسحوا برووسكم وارجلكم الي الكعبين ) ) را خواند .و عكرمه كه گفت : پاها را نبايد شست بلكه بايد مسح كرد وشعبي كه گفت جبريل مسح را نازل كرد نمي بيني كه در تيمم آنچه در وضوشسته مي شود مسح مي شود و آنچه را در وضو مسح مي كنند رها مي شود وعامر كه گفت جبرييل درباره پا مسح را نازل كرد .قتاده كه گفت خدا دو شستن و دو مسح كردن را واجب كرد .و بسياري از صحابه ديگر .براي اين اقوال ر.ك : 1- طبري ، تفسير طبري ، ج 6، ص 82 2- قرطبي ، الجامع لاحكام القرآن ، ج 6، ص 92 3- فخر رازي ، التفسير الكبير، ج 11، ص 161 4- ابن حزم ،المحلي ، ج 2، ص 59 براي مثال ابن حزم مي گويد : ( ( و قد قال بالمسح علي الرجلين جماعه من السلف ، منهم علي بن ابيطالب و ابن عباس والحسن وعكرمه والشعبي و جماعه غيرهم . ثانيا"، روايات اهل سنت در اين زمينه متعارض است و هنگامي كه روايات در يك مساله متعارض شد وظيفه آن است كه به قرآن كريم رجوع شود و روايتي كه مطابق قرآن بود اخذ شود وقرآن طبق اعتراف اهل سنت مسح را واجب كرده است . اشكال : برخي از اين مساله پاسخ داده اند كه حال كه روايات در اين زمينه متعارض است ، اگر نتوان احتياط كرد بايد به قرآن رجوع كنيم ولي خوشبختانه در اينجا احتياط ممكن است . برخي از اينها، احتياط را در غسل دانسته اند زيرا مي گويند شستن مشتمل بر مسح كردن هم هست پس كسي كه پاهايش را بشويد هم به فتواي غسل عمل كرده و هم به فتواي مسح، ( ر.ك : محمد رشيد رضا، تفسير المنار،دارالفكر، ج 6، ص 234 ) . برخي ديگر نيز احتياط را به مسح و شستن دانسته اند يعني اول مسح كند و سپس بشويد ( اين قول در جميع منابع مذكوردر اين جزوه به صاحب تفسير طبري يعني ابن جرير طبري نسبت داده شده است ) . پاسخ : مسح و غسل در آيه وضو در مقابل هم به كار رفته است پس معنا ندارد كه بگوييم غسل شامل مسح هم مي شود .گذشته از اين كه شيعه مسح را با رطوبت وضو قايل است نه با رطوبت جديد .پس غسل و مسح ضدهم هستند نه يكي شامل ديگري . و احتياطي كه از طبري نقل شده نيز فقطبراي كسي كه ادله مسح را تمام نداند معنا دارد ولي اگر ادله مسح را تمام وصحيح بداند جايي براي اين احتياط نيست واين احتياط بدعت محض است. پس خود طبري در اين احتياط معذور است ولي ما ادله كافي در مسح داريم. ثالثا" : وضوي همه مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدي داشته و مانندوضوي كنوني شيعه بوده است . اين مساله با آيه قرآن نيز تطبيق دارد كه مي فرمايد : ( ( وامسحوا برووسكم و ارجلكم ) ) ، ( مايده ، آيه 6 ) در اين آيه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است ، در حاليكه اهل تسنن پاها رامي شويند، علت تغيير وضو اين بود كه عثمان در اواسط دوران خلافت خودنسبت به چگونگي وضوي پيامبر گرفتار ترديد شد، او سپس وضوي پيامبر رابه شكلي كه اكنون در ميان اهل سنت مرسوم است اعلام نمود .اين قضيه مورد مخالفت بسياري از صحابه پيامبر واقع شد، لكن حكومت اموي بنا به اغراض سياسي در نقاط مختلف اسلامي شيوه عثمان را تبليغ كردند و جوي به وجود آوردند كه برخي از صحابه جرات مخالفت با روش دستگاه حاكم رانداشت و در نتيجه اين گونه وضو گرفتن رواج يافت . براي آگاهي بيشتر ر . ك : وضوالنبي من خلال ملابسات التشريع ، علي الشهرستاني ، نشر مشعر.




امروز:  دوشنبه 31 تير 1398
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi