مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 

 دومین همایش بین المللی حورا انسیه

 کرسی علمی ترویجی

 جلسه هم اندیشی مسئولین پژوهشی مرکز مدیریت حوزه علمیه خواهران با حضور خانم دکتر متولیان معاون پژوهش مرکز و جمعی از مدیران کل پژوهشی مرکز مدیریت حوزه‌ های علمیه خواهران با اساتید و نخبگان پژوهشی و مسئولین مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر

 حضور مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر در نمایشگاه دستاوردهای وقف

 طرح «تربیت محقق تفسیر» ویژه طلاب خواهر تهران برگزار شد

 تشییع پیکر مطهر ۲۵۰ شهیدگمنام در سراسر کشور

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره09906902707 تماس حاصل نمایید

 جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره09906902707 تماس حاصل نمایید

 

خانه تازه هاي علمي و ادبي نامه آیةاللّه آصفی به شیخ یوسف قرضاوی...
شنبه 11 آبان 1387     نامه آیةاللّه آصفی به شیخ یوسف قرضاوی

بدعت چیست و فرقه ناجیه چه کسانی‌اند؟
“آیة‌اللّه شیخ محمدمهدی آصفی” در نامه سرگشاده‌ای به “دکتر شیخ یوسف قرضاوی” به اظهارات تفرقه افکنانه اخیر وی پاسخ گفت.

متن این نامه به نقل از خبرگزاری ابناء، وابسته به مجمع جهانی اهل‌بیت علیهم‌السلام، تقدیم خوانندگان گرامی افق حوزه می‌شود.
بسم اللّه الرحمن الرحیم
“جناب آقای قرضاوی” یکی از علما و مبلغین مسلمان است که عرصه‌های گوناگون اسلامی، وی را به پی‌گیری امور مهم امت و تلاش و حضور فعال در صحنه می‌شناسد. وی پیشینه‌ای مملو از فعالیت دارد و در دوران سختگیری بر اخوان المسلمین حتی رنج زندان و تبعید نیز کشیده است. جناب شیخ، از بارزترین مبلغان و علمای اخوان‌المسلمین است و از روزی که با “شیخ حسن البنا (ره)” دیدار کرد و تحت تأثیر او قرار گرفت، به تبلیغ و دعوت پیوست.
ما او را از منادیان تقریب، وحدت و مبارزه با اختلافات فرقه‌ای می‌شناسیم که هم‌چنان پیرو راه استاد خود شیخ حسن بنا(ره) است که از اولین رهبران و مؤسسان “جنبش تقریب در مصر” به شمار می‌رود.
اما در این روزها تغییراتی را در سخنان و گرایش‌های او می‌بینیم که از او سراغ نداشتیم. سخنانی که برخلاف گذشته نشان از حرص شدید ایشان به تقریب و تفاهم مسلمانان ندارد.
آخرین چیزی که از او خواندیم، گفتگوی او با روزنامه “المصری الیوم” است که در آن تصریح می‌کند: معتقدم که شیعه یک گروه ساختگی و در نتیجه یک فرقه ضاله است. و می‌گوید: بین اهل سنت و شیعه خطوط قرمزی مانند “سب صحابه” یا “تلاش برای نشر مذهب تشیع در کشورهایی که کاملاً سنی‌نشین هستند” وجود دارد و نیز بیان می‌کند: شیعه هزینه‌های میلیونی بلکه میلیاردی برای گسترش مذهب خود می‌کند و نیروهای مجربی در این زمینه دارد؛ در حالی که اهل سنت هیچ مصونیت فرهنگی در برابر این هجوم فرهنگی ندارد و... .
من در رویکرد جدید آقای قرضاوی تفاوت‌هایی را با “گذشته” و نیز “مبانی فکری” وی یافتم؛ گذشته‌ای که در آن، برای تفاهم و نزدیکی میان مذاهب تلاش می‌کرد؛ و مبانی‌ای که بر مکتب شیخ حسن بنا و شیخ محمود شلتوت رحمهما‌اللّه بنا شده بود. این رویکرد با آن دو پیشینه منافات دارد.
البته تفاهم بین مذاهب اسلامی به معنی توافق کامل بین آنها در اصول و فروع نیست؛ هم‌چنان‌که اختلاف در اصول و فروع نیز تا زمانی که در دایره اجتهاد در فهم کتاب و سنت باشد، نباید باعث شود که یکی از ما دیگری را به بدعت و گمراهی متهم کند.
بدعت در دین
نمی‌دانم تعریف آقای قرضاوی از “بدعت” چیست؟
و نمی‌دانم که آیا می‌توان هر کس را که در فهم کتاب و سنت با شخص دیگری اختلاف نظر دارد را متهم به بدعت‌گری کرد؟ اگر چنین باشد، مجتهدان و صاحب‌نظران نیز می‌توانند یکدیگر را متهم به بدعت‌گذاری کنند، چرا که هر یک از آنان مطلبی را از آیات و روایات برداشت می‌کند که با برداشت دیگری مطابقت ندارد. هم‌چنین به خاطر اختلاف در معیارهای جرح و تعدیل احادیث، یکی به روایتی عمل می‌کند و روایت دیگر را رها می‌کند و دیگری بر عکس او عمل می‌نماید.
بنابراین، هر مذهبی می‌تواند مذاهب اسلامی دیگر را در اصول و فروع بدعت‌گذار بخواند. حتی هر یک از فرقه‌های اهل سنت نیز می‌تواند فرقه‌های دیگر را بدعت‌گر بداند.
البته فکر نمی‌کنم که آقای قرضاوی چنین تعریفی از بدعت را قبول داشته باشد.
درباره اختلاف در فهم کتاب و سنت نیز باید گفت که اختلاف در اجتهاد نیز داخل در بدعت نیست.
شیعه امامیه هم به جز “کتاب” و “سنت” منبع دیگری ندارد. اجماع هم نزد شیعه، یک نقش ثانوی است و کاشف از سنت است و به خودی خود مانند کتاب و سنت یک دلیل کامل نیست.
مرجعیت سیاسی و دینی اهل‌بیت علیهم‌السلام
از دیدگاه کتاب و سنت
شیعه از حدیث معروف غدیر، مرجعیت سیاسی امام علی علیه‌السلام را پس از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله می‌فهمد. حدیث غدیر هم از روایت‌های پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله است و نیز از احادیث متواتر یا دست‌کم مستفیضه است که سندهای صحیح بسیاری در کتب شیعه و سنی دارد.
شعیه از حدیث ثقلین که همگی بر آن اتفاق نظر دارند، مرجعیت دینی اهل‌بیت علیهم‌السلام در اصول و فروع را می‌فهمد.
نیز از آیه تطهیر به ضمیمه روایات بسیار، که روایات صحیحه هم در آن است، از پیامبر اعظم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله رسیده است که منظور از “اهل‌بیت” در آیه شریفه، فقط رسول خدا، علی، فاطمه، حسن و حسین علیهم‌‌السلام هستند. ‌ ‌
و خداوند آنان را از هرگونه پلیدی پاکداشته است. دروغ نیز از بزرگ‌ترین پلیدی‌هاست، پس آنان در هرچه در اصول و فروع می‌گویند، راستگویند. این مقدار از عصمت — عصمت از دروغ — کافی است تا بدانیم که مرجعیت سیاسی و دینی بعد از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله با اهل‌بیت علیهم‌السلام است.
اهل‌بیت علیهم‌السلام خود تصریح می‌کنند که از صنف مجتهدان نیستند تا برای استخراج حکم شرعی از کتاب و سنت، ابزارهای اجتهادی را بکار گیرند، بلکه آنان سخن پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله را سینه به سینه منتقل می‌کنند؛ پس اگر در اصول یا فروع، به چیزی حکم کردند، این حکم از روی اجتهاد نیست، بلکه برگرفته از میراث سخنان پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله است که به آنان رسیده است، و بعد از آنکه خداوند در قرآن آنان را به صراحت از پلیدی دروغ، مبّرا دانست، هیچ مسلمانی نمی‌تواند آنان را در این مسئله تکذیب کند.
نظر شیعه در این سه نقطه که بیان شد ـ دلالت آیه تطهیر، حدیث غدیر و حدیث ثقلین — روشن است. نظر آنان بر مرجعیت سیاسی و دینی اهل‌بیت علیهم‌السلام است که در این زمینه صدها کتاب نوشته‌اند و نظرات خود را با ادله بیان کرده‌اند. کتاب‌هایشان هم منتشر شده و در دسترس می‌باشد.
گذشته از این مطالب، چه آقای قرضاوی با این ادله اقناع شود یا نشود، استدلال شیعه بر مرجعیت سیاسی و دینی اهل‌بیت علیهم‌السلام با استفاده از کتاب و سنت، روی اصول و شیوه‌های علمی است همان شیوه‌ای که دیگر مجتهدان در فتوا دادن از آن استفاده می‌کنند، چه مجتهدان دیگر نظر آنان را بپذیرند چه نپذیرند، و عدم پذیرش نظر یک مجتهد از سوی مجتهدان دیگر به معنی عدم شرعیت فتواهای وی نیست و آن را از دایره کتاب و سنت خارج نمی‌کند. کمترین چیزی که می‌توان گفت، این است که استناد شیعه در مرجعیت سیاسی و دینی اهل‌بیت علیهم‌السلام، به خود اهل‌بیت علیهم‌السلام از روی اصول علمی مشهور و معروف است و این اصول تنها با عدم اقناع آقای قرضاوی، تغییر نمی‌کند.
الان در صدد استدلال و اثبات نیستم، بلکه از باب تذکر نکاتی را ذکر می‌کنم.
فرقه ناجیه (نجات‌یافته)
چگونه به خود حق می‌دهد که بگوید فقط اهل سنت فرقه نجات‌یافته‌اند، و به شیعه اهل‌بیت علیهم‌السلام چنین حقی نمی‌دهد؟ با اینکه شیعه به سخن صریح پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله تمسک کرده‌اند، سخنی که همه مسلمانان اتفاق نظر دارند که درباره پیروان اهل‌بیت علیهم‌السلام است. به حدیث ثقلین تمسک کرده‌اند که مسلم و ترمذی در صحیح‌هاشان آن را روایت کرده‌اند و این حدیث، تصریح در مرجعیت سیاسی و دینی اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد و شیعه نیز از آموزه‌های اهل‌بیت علیهم‌السلام پا را فراتر نمی‌نهد.
آیا صحیح است که وقتی در فهم کتاب و سنت، اختلاف نظر پیدا کردیم، همدیگر را به بدعت‌گذاری و گمراهی و هلاکت، متهم کنیم؟!
چرا مقصود از فرقه نجات یافته، همه گروه‌هایی نیستند که تمسک به کتاب و سنت می‌کنند حال با هر اجتهادی؟ با اینکه مقصود از بدعت و گمراهی و هلاکت، خروج از پیروی کتاب و سنت و رویگردانی از آن است.
اما با شیوه‌ای که آقای قرضاوی در استدلال به فرقه نجات‌یافته در پیش گرفته است که دیگران را نفی می‌کند، با این شیوه سنگ روی سنگ بند نمی‌شود.
وی می‌گوید: حدیث فرقه نجات یافته، تصریح دارد که غیر از اهل سنت و جماعت، بقیه فرقه‌ها گمراه و هلا½‌شده‌اند، زیرا حق یکی است و متعدد نیست.
اگر اهل سنت و جماعت، فرقه نجات یافته باشند، چنانکه آقای قرضاوی ادعا می‌کند، پس باید دیگر فرقه‌ها گمراه، بدعت‌گذار و هالک باشند و از جمله آن فرقه‌ها شیعه است، زیرا حدیث فرقه نجات‌یافته به این مطلب تصریح دارد. ‌ ‌
اگر این سخن صحیح باشد، باید بدعت و گمراهی و هلاکت به دیگر فرقه‌های سنی نیز که با یکدیگر در اصول و فروع اختلاف دارند، سرایت کند.
اهل سنت در فقه و اصول، مذاهب متعدد دارند و بر یک مذهب واحد نیستند و اجتهادهای این مذاهب هم در فروع و هم در اصول متفاوت است.
اول اینکه چرا آقای قرضاوی فروع را استثنا می‌کند؟ حال آنکه حکم خداوند در فروع متعدد نیست، چنان‌که در اصول هم حق یکی است و اهل سنت در فروع اختلافات بسیار زیادی دارند.
دوم اینکه چرا اختلافات اهل سنت را در اصول نادیده می‌گیرد؟
بنابراین مسئله بدعت و بدعت‌گذاری به اهل سنت نیز سرایت می‌کند و فقط به شیعه منحصر نمی‌شود.
باید گفت که مسئله این‌گونه نیست و شایسته نیست مسئله‌ای به این روشنی از شما پنهان بماند.
هر کس که به کتاب و سنت — چه به نص و چه با اجتهاد ـ تکیه کند، از فرقه نجات‌یافته محسوب می‌شود و هر کس از دایره کتاب و سنت خارج گردد و به صورت کلی یا جزیی از آن رویگردان شود، از گمراهان و هلا½‌شدگان است. البته آن اجتهادی که بر پایه اصول علمی باشد، نه از روی هوا و هوس و شرایط سیاسی، آنگونه که خوارج و تکفیریان خون مسلمانان را هدر می‌دهند و در مقابل سخن صریح پیامبر مبنی بر حرمت خون مسلمانان مگر به حق، می‌ایستند. قتل بدون دلیل نیز داخل در حرمت است.
گسترش مذهب تشیع در محیط‌های سنی‌نشین
درباره گسترش تشیع در محیط‌های اهل تسنن که جناب قرضاوی ادعا می‌کند، ای کاش ایشان نمونه‌ای برای ادعای خود ذکر می‌کردند.
من فکر می‌کنم حجم این قضیه بسیار کمتر از آنی است که جناب قرضاوی را نگران کند و ایشان مبالغه کرده‌اند.
ای کاش ایشان خاطرات آن دسته از سنی‌هایی که شیعه شده‌اند را می‌شنیدند یا می‌خواندند، بسیاری از آنان در خاطرات شخصی خود، علت تشیع خود را بیان کرده‌اند. اگر ایشان این خاطرات را می‌خواندند، در می‌یافتند که آنان در اثر یک انقلاب درونی حرکت به سوی تشیع را آغاز کرده‌اند یا در پی علت دیگری بوده است و می‌توانستند صحت و سقم این نسبت‌های ناروا را که به این طایفه بزرگ اسلامی روا داشته شده، تشخیص دهند.
آیا تکفیر آنان صحیح است یا خیر؟ و چگونه توانستند با انبوه خرافات و بدعت‌های افسانه‌ای در زمانه علم و شناخت و عصر ارتباطات قیام کنند و استوار بمانند. بسیاری از سنیانی که شیعه شدند، پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران که اولین تجربه تشکیل حکومت اسلامی در دوره معاصر است، شیعه شدند.
این انقلاب، نگاه‌های بسیاری را در جهان، به ویژه توجه مسلمانان را درباره هویت شیعه، به خود جلب کرده است، و نسبت‌های ناروای تاریخی را که درباره شیعه شنیده بودند، دوباره در ذهن آنان آشکار کرد؛ مانند تحریف قرآن، سجده در نماز “برای” تربت امام حسین علیه‌السلام نه “بر” تربت امام حسین علیه‌السلام، نسبت خیانت به جبرئیل امین علیه‌السلام درباره انتخاب پیامبر اعظم صلی‌اللّه‌علیه‌وآله ، در حالی که وحی برای علی علیه‌السلام نازل شده بود، حلال شمردن زنا به اسم متعه، نمازگزاردن به سوی مراقد اهل‌بیت علیهم‌السلام به جای قبله مسلمانان و از این دست اتهاماتی که پیش از انتشار گسترده کتاب‌های شیعی و معرفی ادبیات، فرهنگ، آموزه‌ها، سخنان و سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام در جهان اسلام، به شیعه نسبت می‌دادند.
وقتی معارف شیعه به صورت گسترده منتشر شد، مسلمانان بدون واسطه به کتب اصیل شیعی، به فرهنگ و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام، سخنان آنان، فرهنگشان و دعاهایشان مراجعه کردند و به نتیجه‌ای کاملا متفاوت از آنچه می‌پنداشتند رسیدند. جناب قرضاوی آنان را متهم به شرکدر مراقد و زیارتگاه‌ها می‌کند، گناهی که خدا هرگز آن را نمی‌بخشد، گرچه هر گناهی کمتر از شرکرا می‌بخشد. وقتی ادبیات، دعاها، سخنان و فرهنگ دینی ائمه اهل‌بیت علیهم‌السلام را خواندند، توحید خالصی را نزد آنان یافتند که خالص‌تر از آن وجود ندارد. اینجاست که اعتمادشان به سخنانی که سابقاً درباره شیعه شنیده بودند و اعتقاد داشتند، متزلزل می‌شود و با شروعی دوباره به مطالعه تشیع از منابع اصلی آن می‌پردازند و دل‌هاشان به آن مطمئن می‌شود و شیعه می‌شوند.
بدیهی است که هر یک از آنان در محیطی که زندگی می‌کند، تبدیل به مبلّغی برای مکتب اهل‌بیت علیهم‌السلام می‌شود.
شاید اگر چنین پیشینه ذهنی و تصویر ناشایست و وارونه‌ای از تشیع در ذهن‌شان نبود، چنین گسترشی پدید نمی‌آمد تا جناب قرضاوی در شمال آفریقا از آن شکایت کند.
با این حال، تا جایی که من می‌دانم، این قضیه بسیار کمتر از آن است که ایشان نگران آنند و ای کاش ایشان از دفترشان می‌خواستند که مسئله را مجدداً بررسی کنند و گزارش دقیق‌تر و محکم‌تری ارائه کنند.
ما در حوزه‌های علمیه هیچ برنامه‌ای برای این گسترش مذهبی – به معنای نقض مذاهب دیگر در اصول و فروع و تلاش برای بطلانشان– در محیط‌های سنی‌نشین نداریم. حتی بسیاری از ما این عمل را مغایر با شعار مراجع و حوزه‌های شیعه درباره تقریب و توحید می‌دانیم، زیرا این برخوردی اهانت‌آمیز به مرجعیت و مکتب اهل سنت است.
اگر موردی از این قبیل در حوزه‌های علمیه و مبلغان ما بود، به طور حتم عیان می‌شد و پنهان نمی‌ماند و جناب قرضاوی هم از چنین شواهد عینی نمی‌گذشتند و آن را گوشزد می‌کردند و فقط به ادعای صرف هزینه‌های میلیونی و بیشتر یا آماده‌سازی کادر علمی گسترده برای این هدف، بسنده نمی‌کردند.
و آیا می‌توان چنین طرح تبلیغی عظیمی را در این گستره وسیع که ایشان می‌فرماید، در جهان امروزه که همه چیز برای همگان عیان است، مخفی نگاه داشت؟!
درب حوزه‌ها و مدارس علمیه ما برای هر کس که بخواهد از آن مطلع شود، بدون هیچ مشکلی باز است، و شیوه‌های آموزشی آن واضح و روشن است و منتشر شده است.
بله ما در محدود فقه اهل‌بیت علیهم‌السلام، آرای اصولی‌شان، دعاهاشان، فرهنگ و سیره‌شان می‌نویسیم و آن را منتشر می‌کنیم و در ماهواره‌ها و رسانه‌ها و روزنامه‌ها از آن سخن می‌گوییم.
فکر نمی‌کنم ایشان ما را از اینگونه کارها منع کنند، آن‌هم در جهانی که همه چیز عیان است و با ماهواره‌ها و اینترنت و روزنامه‌های بین‌المللی که در چندین کشور همزمان چاپ می‌شود، همه کس و همه چیز با هم ارتباط دارند.
هم‌چنین فکر نمی‌کنم که ایشان علما و سخنرانان شیعه را از سخن گفتن در ماهواره‌ها و قلم‌زدن در مطبوعات منع کنند و بخواهند که مذهب، فرهنگ، ادبیات، فقه و تاریخ اهل‌بیت علیهم‌السلام را منتشر نکنند و در هیچ بحث علمی با دیگران وارد نشوند.
آنچه در سخنان ایشان معقول است، این است که کسی اقدام به فتنه‌انگیزی بین مسلمانان و نقض مذهب دیگران نکند تا افکار و مبانی آنان را تحقیر نکند.
این مطلب را ما نیز نفی می‌کنیم و از ایشان می‌خواهیم اگر نمونه‌ای بر این مطلب دارند، بیان کنند.
ما این اتهام را نفی می‌کنیم و از جناب قرضاوی می‌خواهیم اگر شواهد عینی در این حجم که می‌گویند، در دست دارند از ما دریغ ندارند.
گاهی در نقطه‌ای کتابی چاپ می‌شود یا مصاحبه‌ای انجام می‌شود یا فردی سخنی این‌گونه می‌گوید، ولی اینها کارهای شخصی و فردی بسیار محدودی است.
اگر هم سخنان ایشان صحیح باشد –که این‌طور نیست– درست نیست که فتنه را با فتنه پاسخ دهند، و شایسته بود که این قضیه را همانند طبیبی که مشتاق درمان امت اسلامی است بررسی کنند، و می‌دانیم که بین ایشان و علمای شیعه رابطه‌ای بیش از دوستی و علاقه است؛ نه این‌که اهل سنت را علیه شیعه بشوراند و آنان را از شیعه دور دارد و یک مانع درونی جدیدی افزون بر موانع قدیمی، بین شیعه و سنی ایجاد کند. آنچه ما از ایشان سراغ داشتیم، تلاش در رفع موانع درونی بین مسلمانان بود نه تأکید و پافشاری بر آن.
ما از ایشان می‌خواهیم که به ده‌ها کتابی که سالانه با نام‌های حقیقی و مستعار برای بد جلوه دادن شیعه و مذهب اهل‌بیت علیهم‌السلام چاپ می‌شود توجه کنند، و این افزون بر نسبت‌های ناروایی است که به شیوه‌های یک قرن گذشته و تکفیر شیعه انجام می‌شود. هر ساله این کتاب‌ها در موسم حج در حرمین شریفین مقابل ما قرار دارد. هم‌چنین نویسندگانی متخصص هجوم به شیعه با شیوه‌های اهانت‌آمیز هستند و شبکه‌های ماهواره‌ای مانند المستقله که آتش‌بیار معرکه‌اند و شعله فتنه را افزایش می‌دهند و پایگاه‌های اینترنتی فراوانی که مخصوص هجوم به شیعه و تشیع راه‌اندازی شده‌اند و روز به روز افزایش می‌یابند. من می‌دانم که جناب قرضاوی به همه این مسایل آگاه است و آنچه در ماهوار‌ه‌ها و کتاب‌ها و مؤسسات انتشاراتی و پایگاه‌های اینترنتی از هجوم به شیعه، می‌گذرد، بر او مخفی نیست. نباید انتظار داشت که این هجمه‌های ظالمانه بر شیعه بدون پاسخ بماند. گاهی نمی‌توان به همه این هجمه‌ها چیره شد و نمی‌دانم که سرانجام این منازعه که سایت‌ها و ماهواره‌ها و مؤسسات انتشاراتی ادامه می‌دهند، مسئله تقریب و وحدت مسلمانان را به کجا خواهند کشاند.
سب صحابه
اما درباره سب و فحش دادن به صحابه. این مسئله جنجالی و حساس، بارها و بارها به وسیله دانشمندان شیعه توضیح داده شده است و گفته‌اند که: “در فرهنگ و ادبیات ما، سب و فحش جایی ندارد. امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه‌السلام نیز از این کار نهی کرده است. شریف رضی در نهج‌البلاغه این کلام امیرالمؤمنین را آورده است که: “خوش ندارم شما فحش دهنده باشید”. البته نمی‌توان انکار کرد که در برخی محافل شیعی، این کار صورت می‌گیرد؛ همانطور که در برخی محافل اهل سنت کاری زشت‌تر از آن روی می‌دهد که همان تکفیر شیعیان و تکفیر علمای آنان باشد؛ علمایی که حاملان وحدانیت و قرآن و داعیان تقریب و توحیداند.
“معاویه” و بنی‌امیه سالیان سال به کاری قبیح‌تر از این دست می‌زدند؛ یعنی سب امام علی علیه‌السلام را بخش‌نامه کردند و آن حضرت را در تمام عصر خلافتشان (غیر از دوران عمر بن عبدالعزیز) بر منابر لعن نمودند... و رنج این زخمی که معاویه ایجاد کرد متأسفانه تا امروز باقی است.
بله، ما از دشمنان آل محمد صلی‌اللّه‌علیه‌وآله برائت می‌جوییم، و نیز از کسانی که با آنان جنگیدند، آنان را کشتند و آنان را آواره ساختند. و آیا کسی از علمای مسلمین توان آن را دارد که ما را از این برائت منع کند، حال آنکه رسول‌اللّه صلی‌اللّه‌علیه‌وآله آشکارا، علنی و بیشتر از یک‌بار، از چنین افرادی برائت جسته و آنان را نفرین نموده است؟
شعائر حسینی
در پایان باید به مسئله‌ای اشاره کنم که پیروان اهل‌بیت علیهم‌السلام با آن انس و الفت دارند و آن را نسل اندر نسل به ارث می‌برند؛ یعنی بزرگداشت سالگرد شهادت امام حسین علیه‌السلام و برگزاری مجالس عزاداری آن حضرت که با وجود گذشت چهارده قرن از شهادت ایشان، هنوز همه ساله برگزار می‌گردد.
شیخ قرضاوی این آیین را از جمله بدعت‌هایی دانسته است که شیعه بدان عمل می‌کند.
از ایشان می‌پرسم: “چرا شیعیان را به دلیل زنده نگهداشتن مراسم حسینی متهم می‌کنید؟ آیا دلیلی در شریعت وجود دارد که این کار ـ و مشابه این کار ـ را رد یا منع کرده است و شما از آن مطلعید و ما از وجود آن بی‌اطلاع هستیم؟!!”
بی‌تردید رسول‌اللّه صلی‌اللّه‌علیه‌وآله بیش از یک‌بار بر امام حسین علیه‌السلام گریسته است و جبرئیل به وی تسلیت گفته است... و رسول‌اللّه خبر شهادت آن حضرت را به مسلمین داد و قاتلانش را لعنت کرد. این امر در روایات زیادی که منابع معتبر حدیثی شیعه و سنی و حافظان احادیث نبوی از رسول اللّه صلی‌اللّه‌علیه‌وآله نقل کرده‌اند، آمده است.
از جمله “حاکم نیشابوری” در مستدر½، “امام احمد” در مسند، “بیهقی” در دلائل النبوة، “خطیب” در تاریخ بغداد، “ابن عساکر” در تاریخ دمشق، “حافظ محب طبری” در ذخائر العقبی، “حافظ ابوالمؤید خوارزمی” در مقتل الحسین، “دارقطنی” در مسند، “ابن صباغ مالکی” در الفصول المهمة، “ابن حجر” در صواعق، “ابن الجوزی” در منتظم و فرزند او در تذکرة الخواص، “ابن کثیر” و “ابن اثیر” در تاریخشان، “حافظ زرندی” در نظم الدرر، “حافظ ابوالقاسم طبرانی” در المعجم الکبیر، “حافظ قسطلانی” در مواهب، “متقی هندی” در کنز العمال و افراد بیشمار دیگری از حافظان حدیث نبوی و منابع دیگری از منابع حدیثی اهل سنت، که توان احصاء آنان در این فرصت وجود ندارد.
بدعت چیست و فرقه ناجیه چه کسانی‌اند؟
این‌گونه احادیث در منابع شیعی هم چندین برابر آنچه گذشت وجود دارد؛ اما اکنون در صدد احصاء آن نیستم، چرا که اینجا جای آن و مقام، مقال پرداخت به آن نیست.
من می‌گویم: حتما جبرئیل علیه‌السلام خبر شهادت حسین علیه‌السلام را به پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله داده است و ایشان نیز این خبر را به پدرش علی علیه‌السلام و مادرش فاطمه سلام‌اللّه‌علیها و به ام‌المؤمنین ام‌أCیمن(رض) و به مسلمانان داده است. و نیز ایشان بیش از یک‌بار و در جاهای مختلف بر حسین علیه‌السلام گریسته است.
پس شیخ قرضاوی، چه چیز عزاداری شیعیان اهل‌بیت علیهم‌السلام را در سالگرد شهادت امام حسین علیه‌السلام، گریه بر آن حضرت، اقامه مجالس عزا و نوحه‌خوانی ناپسند می‌شمرد، در حالی که الگوی این اعمال رسول‌اللّه صلی‌اللّه‌علیه‌وآله است؟
در احادیث اهل‌بیت علیهم‌السلام تأکید بسیاری بر زنده نگه‌داشتن سالگرد شهادت امام حسین علیه‌السلام و اقامه مجالس عزا بر او شده است و ما به کلام اهل‌بیت علیهم‌السلام تمسک می‌کنیم و چنانکه گذشت قائل به حجیت آن هستیم.
شاید یکی از حکمت‌های آن، این باشد که حوادث عاشورای سال 61 هجری، فرهنگ مقاومت و مبارزه با ستمکاران را در خود دارد. بنی‌امیه و پس از آنان بنی‌عباس، تلاش بسیاری برای محو این فرهنگ از حدیث و فقه کردند تا تبدیل به فرهنگی خودباخته در برابر ملوکستمکار و اطاعت از آنان و تحمل ظلم آنان شود و در این زمینه احادیثی از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله نیز نقل کردند که بی‌تردید این احادیث را به رسول‌اللّه صلی‌اللّه‌علیه‌وآله نسبت داده‌اند و برای آن فقهی درست کردند که هیچ سنخیتی با فقه اسلامی ندارد و توان مقابله با آن را ندارد. به نظر من این روایات، یارای مقابله با محکمات قرآن را درباره امر به معروف و نهی از منکر و تحریم اطاعت از آنان و الزام رویگردانی و پرهیز از آنان، ندارد، هم‌چنین توان مقابله با روایات صحیحه‌ای از پیامبر صلی‌اللّه‌علیه‌وآله را درباره امر به معروف و نهی از منکر و رویارویی ظالم ندارد.
علی‌رغم همه اینها، فرهنگ انقیاد، اطاعت، پذیرش ستمکاران و حضور در نماز جمعه با آنان و تحریم رویگردانی از آنان، فرهنگ و فقه رایج در دولت‌های اموی و عباسی بود که تا کنون نیز این فرهنگ ادامه دارد.
فکر می‌کنم: شاید یکی از اسرار تأکید بر احیای سالگرد امام حسین علیه‌السلام این است که واقعه نینوا، حامل فرهنگی متضاد با این فرهنگ است؛ فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر و رویگردانی از ظالمان و مبارزه با آنان و اهل‌بیت علیهم‌السلام برای تثبیت این فرهنگ بین مسلمانان در برابر فرهنگ پذیرش و فروتنی در برابر ظالمان، تلاش می‌کنند.
البته ناگفته نماند که در اقامه مراسم عزاداری امام حسین علیه‌السلام برخی رفتارهای ناشایست در محدوده اندکی، صورت می‌گیرد که علمای شیعه نیز آن را نمی‌پسندند و از آن منع می‌کنند و برای پاکنگه‌داشتن شعائر حسینی از این رفتارها تلاش می‌کنند، ولی باید دانست که حساب این رفتارها از حساب اصل اقامه عزاداری جدا است و هیچ ارتباطی با هم ندارند.
محمدمهدی آصفی







امروز:  سه شنبه 12 مهر 1401
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi