مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 انتشار اولین اثر برگزیده تالیف شده در پژوهشکده مطالعات تخصصی کوثر با همکاری موسسه آزمون یار پویا

 برگزاری دومین جلسه کارگروه بررسی و تصویب طرح نامه سطح چهار رشته تفسیر تطبیقی

 جلسه دفاع پایان نامه اعظم طلایی جم از طلاب سطح 3 با موضوع «نقش کنترل خشم دراصلاح روابط اجتماعی در قران باتکیه بر بیانات ایه الله جوادی املی »

 جلسه دفاع پایان نامه ریحانه جهانی از طلاب سطح 3 با موضوع «بررسی فقهی و قانونی و واگذاری مسئولیت به غیر مسلمان در حکومت اسلامی»

 برگزاری مصاحبه گرایش تاریخ اسلام و تفسیر و علوم قرآنی

 برگزاری کارگاه نگرش تا نگارش پایان نامه

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 

خانه تازه هاي علمي و ادبي ز شوي روي تو حافظ نوشت حرفي چند...
شنبه 20 مهر 1387     ز شوي روي تو حافظ نوشت حرفي چند

به انگيزه بيستم مهر؛ روز حافظ

در آسمان فرهنگ مشرق زمين آنجا که پاي هنر و عرفان به ميان مي آيد، درخشش ستاره اي پرفروغ چشم همگان را به خويش خيره نگاه داشته است. اين ستاره زيبا پيام آور دلکش ترين نغمه هاي عاشقانه، پرسوزترين آواهاي عارفانه و ناگفته ترين گفت وگوهاي مردي فرزانه است. اين رند ساده دل و يادگار هميشه تاريخ، خواجه شمس الدين محمد حافظ شيرازي است. پاک نهادي که هنر و معنويت را به هم آميخت و فلک را سقف شکافت و طرحي نو درانداخت. در اين نوشته برآنيم تا با گذر از کوچه پرماجراي رندان نگاهي بيندازيم بر ابعاد مختلف رابطه شعر حافظ با سرچشمه هنر و معنويت يعني قرآن مجيد.

کلام اول را با انس و علاقه و تدبر حافظ در قرآن آغاز ميکنيم. تا آنجايي که حافظه تاريخ در شناخت حافظ به ما کمک ميکند، در شيراز آن روزگار خواجه به عنوان يک حافظ قرآن که تسلط کامل به قرائات چهارده گانه داشته است شناخته شده بود؛ چنانکه خود نيز ميگويد: عشقت رسد به فرياد ار خود به سان حافظ / قرآن زبر بخواني با چارده روايت.

همچنين خواجه با تفسير کشاف جارالله زمخشري نيز مأنوس بوده است. بر اهل تحقيق پوشيده نيست که تفسير کشاف پر است از دقايق و ظرافت هاي قرآني و در بين تفاسير ادبي قرآن تفسير ديگري به مرتبه آن نمي رسد. گويا خواجه براي اين تفسير حاشيه اي هم نگاشته است. همچنين کتاب ديگري نيز به نام کشف کشاف مورد توجه خواجه بوده است؛ چنانکه خود نيز به آن اشاره دارد: بخواه دفتر اشعار و راه صحراگير / چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است.

انس اين رند فرزانه با قرآن تا آنجاست که بارها در شعر خود به آن اشاره ميکند و در جايي به قرآني که در سينه دارد قسم ياد ميکند. حتي در جايي نعمت صبح خيزي و سلامت طلبي را از پرتو همين انس با قرآن ميداند: صبح خيزي و سلامت طلبي چون حافظ / هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم.

با وجود اين از کساني که در ظاهر دم از قرآن مي زنند و در باطن با نقاب قرآن به فتنه گري و خيانت مي پردازند، به شدت بيزار است و همواره مي خواهد تا کسي قرآن را دام تزوير خويش قرار ندهد: حافظا مي خور و رندي کن و خوش باش ولي / دام تزوير مکن چون دگران قرآن را.

خواجه شيراز معجزه خود را اين ميداند که توانسته است هنر را در قالب هنر بيان کند. همان کاري که به قول خودش کسي قبل از او انجام نداده است. يعني در شعر خود لطايف حکمي را با نکات قرآني جمع کرده است: ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد / لطايف حکمي با نکات قرآني.


کلام ديگر در استفاده حافظ از استعارات، کنايات، تشبيهات، تلميحات و مضامين قرآني است. جاي جاي شعر حافظ آکنده از تعابير و اصطلاحاتي است که همه نشان از فضاي ذهني شاعر که يک فضاي قرآني است دارد. استفاده از داستانهايي مانند داستان حضرت موسي(ع) و وادي طور، حضرت ابراهيم و گلستان، نوح و طوفان عظيم، يوسف و زليخا و ... فراوان در شعر حافظ ديده ميشود. در بعضي جاها قسمتي از يک آيه را در شعر خود ميآورد. به عنوان نمونه: چشم حافظ زير بام قصر آن حوري سرشت / شيوه جنات تجري تحتها الانهار داشت / شب وصل است و طي شد نامه هجر / سلام فيه حتي مطلع الفجر.

که بيت اول يادآور آيه يکصدم سوره توبه و بيت دوم يادآور آيه آخر سوره قدر است. گاهي نيز يک بيت حاوي مضمون آيهاي از قرآن است؛ مانند: خلوت دل نيست جاي صحبت اضداد / ديو چو بيرون رود فرشته در آيد.

که يادآور عبارت قرآني «جاء الحق و ذهق الباطل» است.(۱) از اين نمونه ها بسيار در شعر حافظ ديده ميشود که در اين مقاله مجال ذکر همه آنها نيست.

و بالأخره کلام آخر در ساختار و اسلوب هنري شعر حافظ است که از جهات بسياري شباهت به سور قرآن دارد. شايد بتوان گفت ماندگاري و جاودانگي شعر حافظ مرهون همين اسلوب هنري اقتباس شده از قرآن باشد. چنانکه در قرآن مشاهده مي شود، غالب سوره ها ترکيبي است از چند مضمون مختلف. به طوري که اين تنوع مضمون باعث مي شود خواننده آن تا پايان نشاط داشته باشد و همين ترکيب مضمون باعث شده که اين کتاب آسماني از حالت تک بعدي خارج شده و تبديل به يک کتاب سياسي، تاريخي، اجتماعي و هنري و ... و در يک کلام يک کتاب انسان ساز شود، به گونه اي که ابعاد مختلف کتاب در راستاي اين هدف قرار مي گيرند. البته در طول تاريخ کساني بوده اند که به زعم خود به اين ترکيب قرآني ايراد وارد کرده اند، اما تاريخ نشان داده است که هيچکدام از آثار آنها ماندگار نشده، در حالي که قرآن تا به امروز جاودانگي خود را حفظ کرده است.

شعر حافظ نيز از اين اسلوب هنري بي بهره نمانده است. چنانکه مي بينيم در هر غزل چند مضمون مختلف آورده شده، به طوري که هر قشري از جامعه گمشده هاي خود را در غزلهاي حافظ مي يابد و به خاطر همين شعر خواجه مورد استقبال فقيه، عارف، فيلسوف، اديب، رند و ... قرار گرفته است. اين تنوع مضمون در آثار شعراي قبل از حافظ ديده نمي شود. اين تنوع بعدها در سبک هندي به اوج خود رسيد. بنابراين مي توان گفت جرقه هاي اوليه سبک هندي در شعر حافظ زده شده است. باري همانطور که اين اسلوب هنري در قرآن مورد اعتراض بعضي واقع شد، در شعر خواجه نيز مورد انتقاد بعضي کوته نظران قرار گرفت. حتي در زمان حيات حافظ نيز از سوي گروهي، از جمله حاکم وقت يعني شاه شجاع، که گويا خود نيز شاعر بوده است، مورد انتقاد قرار گرفت.

در جاهايي از شعر حافظ فضاسازيها، انتخاب واژه ها، درجه طراوت واژه ها و نتيجه گيريها بي تأثير از آيات نوراني قرآن نيست. در اين باره استاد بهاءالدين خرمشاهي مي نويسد: «ساختمان غزلهاي حافظ که ابياتش بيش از هر غزل سراي ديگر استقلال، يعني تنوع و تباعد دارد، بيش از آنچه متأثر از سنت غزل سرايي فارسي باشد، متأثر از ساختمان سور و آيات قرآن است ... حافظ شصت سال از عمر کمابيش هفتاد ساله اش را در خلوت و جلوت و سفر و حضر و مسجد و مدرسه و در سراء و ضراء و در کودکي و جواني و کهولت و پيري، در هر مقام و موقعي با قرآن به سر برده و ذهن و زبانش با دقايق و حقايق و حفظ احمل و درس و دراست، و حفظ و قرائت و تفسير و تأويل آن آميخته و آموخته بوده است و مي توان گفت از شدت انس با قرآن در واقع به همه گوشه و کنارها و سايه روشنهاي پيدا و پنهان لفظي و معنوي قرآن علم حضوري دارد و چنان به قرآن مي انديشد که به ابيات خويش.»(۲)

به هر حال شخصيت، شعر و جهانبيني حافظ همه از قرآن است و برخلاف قرائت هاي مختلفي که از جهان بيني او مي شود، بايد جهان بيني خواجه را جهان بيني عرفاني دانست. و او را پيش از اينکه يک شاعر بناميم، بايد يک عارف، يک انديشمند و يک نظريه پرداز اسلامي بدانيم. چنانکه علماي فرزانه ما نيز احترام خاصي به او و شعرش مي گذشته اند و به قول شهيد مطهري(ره) ديوان او را سومِ قرآن و صحيفه سجاديه در سجاده نيايش خود داشته اند.(۳) تا آنجا که نقل مي کنند مرحوم ميرزا جواد ملکي تبريزي در نماز شب خود اين بيت حافظ را مي خوانده است: زان پيشتر که عالم فاني شود خراب / ما را زجام باده گلگون خراب کن(۴)

و اينها همه يک پيام را به ما مي رساند و آن اينکه هر اثري که با معنويت عجين شده باشد، رايحه اي از ماندگاري در آن به وجود مي آيد. مناسب است سخن را با کلامي از مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي(مدظله العالي) در کنگره بزرگداشت حافظ به پايان ببريم: «قرآن درس هميشگي زندگي انسان است و شعر حافظ آنجا که از جنبه بياني محض خارج مي شود و قدم در وادي بيان معارف و اخلاقيات مي گذارد، يک گنجينه و ذخيره براي ملت ما و ملتهاي ديگر و نسلهاي آينده است؛ چرا که معارف والاي انساني مرز نمي شناسد. پس بزرگداشت حافظ بزرگداشت فرهنگ قرآني و اسلامي و ايراني است و نيز بزرگداشت آن انديشه هاي نابي است که در اين ديوان کوچک گردآوري شده و به بهترين و شيواترين زبان بيان گرديده است.»(۵)

حجت الاسلام محمدجواد زماني





پي نوشت ها:

۱. سوره اسراء، آيه ۸۱.

۲. ذهن و زبان حافظ، تهران، نشر نو،۱۳۶۲.

۳. عرفان حافظ، سخنراني استاد مطهري، انتشارات صدرا.

۴. سيماي فرزانگان، استاد رضا مختاري.

5.سخنراني مقام معظم رهبري در کنگره بزرگداشت حافظ، شيراز، ۱۳۶۷

تبليغات اسلامي استان فارس





امروز:  شنبه 8 آذر 1399
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi