مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 انتشار اولین اثر برگزیده تالیف شده در پژوهشکده مطالعات تخصصی کوثر با همکاری موسسه آزمون یار پویا

 برگزاری دومین جلسه کارگروه بررسی و تصویب طرح نامه سطح چهار رشته تفسیر تطبیقی

 جلسه دفاع پایان نامه اعظم طلایی جم از طلاب سطح 3 با موضوع «نقش کنترل خشم دراصلاح روابط اجتماعی در قران باتکیه بر بیانات ایه الله جوادی املی »

 جلسه دفاع پایان نامه ریحانه جهانی از طلاب سطح 3 با موضوع «بررسی فقهی و قانونی و واگذاری مسئولیت به غیر مسلمان در حکومت اسلامی»

 برگزاری مصاحبه گرایش تاریخ اسلام و تفسیر و علوم قرآنی

 برگزاری کارگاه نگرش تا نگارش پایان نامه

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 

خانه تازه هاي علمي و ادبي کتابهاي منسوب به امام علي عليه السلام...
شنبه 30 شهريور 1387     کتابهاي منسوب به امام علي عليه السلام

صحيفه(جامعه ) اميرمؤمنان(ع)(2)
قديم ترين سند حديثي موجود در ميان مسلمانان*
کهن ترين مجموعه مدوّن حديثي که در ميان مسلمانان به يادگار مانده و دست تحوّل و تطوّر زمان نتوانسته آن را همانند بعضي از صحائف و مجموعه هاي ديگر، به طور کلّي از دست مسلمانان خارج کند، صحيفه اميرمؤمنان(ع) است. صحيفه اي که هم در منابع شيعه از آن سخن گفته شده و ائمه شيعه آن را طوماري از شرايع الهي معرفي و به آن فخر و مباهات کرده اند و هم در منابع اهل سنّت به آن استنادشده و بخشي از احکام فقهي آن در ابواب مختلف منابع حديثي فقه به عنوان احاديث منقول از صحيفه اميرمؤمنان(ع) ارائه و نقل گرديده است.

به تعبيرديگر، اين صحيفه، اولين سند و مرجع موجود حديثي است که ازدوران حيات اميرمؤمنان(ع) در دسترس مسلمانان و در معرض مشاهده آنان بوده و پس از آن بزرگوار، همانگونه که فرزندان آن حضرت به عنوان بزرگترين ذخيره علمي و پرارزش ترين يادگار معنوي آن را حفظ کرده اند، علما و محدّثان اهل سنّت نيز (با اهميت فوق العاده اي که اين صحيفه از آن برخوردار است) بر حفظ آن اهتمام ورزيده و به عنوان «حديث رسول خدا (ص)» به نقل فرازهايي از متن آن مبادرت نموده اند.


صحيفه اميرمؤمنان(ع) در منابع اهل سنّت
بحث از صحيفه اميرمؤمنان را با نقل متن احاديث اين صحيفه از منابع اهل سنّت آغاز مي کنيم. سپس به طور فشرده به فقه الحديث مي پردازيم. آنگاه به ديدگاه ائمه اهل بيت و محدّثان شيعه درمورد اين احاديث، اشاره مي کنيم.

البته منظور ما از منابع اهل سنّت، با توجه به اهميتي که صحاح ششگانه و مسند احمد در ميان سنن و مسانيد از آن برخوردارند، فقط همين مجموعه هاي حديثي است والاّ در سنن ومسانيد ديگر نيز، اين صحيفه به عنوان قديمترين منبع، جايگاه خود را حفظ نموده است و مراجعه کننده مي تواند در اين مجموعه ها هم احاديث صحيفه را به دست بياورد.

در نقل احاديث، در صورت اتّحاد متن و سند، فقط به نقل همان يک متن بسنده مي کنيم و از صحاح هم صحيح بخاري را اصل قرارمي دهيم و در ذيل آن، به ساير منابع اشارتي مي نماييم و در صورت تعدّد متن، به نقل هريک از حديثها مستقلا مبادرت مي ورزيم و براي تسهيل امر، ازنقل سلسله روات، صرف نظر مي کنيم و خواننده ارجمند را در صورتي که نياز به بررسي سلسله سند داشته باشد، به مآخذ حديث ارجاع مي دهيم.

موارد نقل احاديث برگرفته از صحيفه اميرمؤمنان(ع) در چهار صحيح از صحاح ششگانه و همچنين مسند احمدبن حنبل، بدين شمار است:

صحيح بخاري 10 مورد
صحيح مسلم 3 مورد
سنن نسايي 1 مورد
سنن ابي داود 1 مورد
مسند احمدبن حنبل 3 مورد

و اينک متن احاديث صحيفه در منابع يادشده:


حديث اول:
… عن الأعمش عن ابراهيم التيمي عن أبيه قال، قال علي رضي اللّه عنه: ما عندنا کتاب نقرئه الا کتاب اللّه غيرهذه الصحيفة. قال:فاخرجها فاذا فيها اشياء من الجراحات واسنان الابل. قال، وفيها: المدينة حرم مابين عيرالي ثور؛ فمن أحدث فيها حدثا أو آوي فيها محدثا فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس اجمعين؛لايقبل منه صرف ولاعدل؛ ومن والي قوما بغير إذن مواليه فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس اجمعين؛لايقبل منه صرف ولاعدل؛ومن والي قوما بغير إذن مواليه فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس اجمعين؛ لايقبل منه يوم القيامة صرف ولاعدل؛ وذمّة المسلمين واحدة يسعي لها أدناهم فمن أخفرمسلما فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس اجمعين؛ لايقبل منه يوم القيامة صرف ولاعدل.

1ـ صحيح بخاري، کتاب الفرائض، باب إثم من تبرّأ من مواليه،حديث6374

2ـ صحيح بخاري، ابواب فضائل المدينة، باب حرم المدينة، حديث1771

3ـ صحيح بخاري، ابواب الجزية،باب ذمة المسلمين واحدة، حديث3001

4ـ صحيح بخاري، ابواب الجزية، باب إثم من عاهد ثم غدر، حديث3008

5ـ صحيح بخاري، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنة، حديث6870

6ـ سنن ابي داود، کتاب الحج، باب في تحريم المدينة.


حديث دوم:
… عن سفيان عن مطرف عن الشعبي عن ابي جحيفة قال: قلت لعليّ هل عندکم کتاب؟ قال: لا؛ الا کتاب اللّه أو فهم أعطيه رجل مسلم أو في هذه الصحيفة.قال:قلت فما في هذه الصحيفة؟ قال:العقل وفکاک الأسيرولايقتل مسلم بکافر.

1ـ صحيح بخاري،کتاب الجهاد،باب فکاک الاسير،حديث2882

2ـ صحيح بخاري، کتاب الدّيات،باب العاقلة، حديث6507

3ـ صحيح بخاري، کتاب الدّيات، باب لايقتل المسلم بالکافر، حديث 6517

4 ـ صحيح بخاري، کتاب العلم، باب کتابة العلم، حديث 111


حديث سوم:
… ابراهيم التيمي،حدّثني أبي قال، خطبنا علي رضي اللّه عنه علي منبر من آجر وعليه سيف فيه صحيفة معلّقة فقال: واللّه ماعندنا من کتاب يقرأ الاّ کتاب اللّه وما في هذه الصحيفة فنشرها فاذا فيها: اسنان الإبل؛ وإذا فيها: المدينة حرم من عير الي کذا …

ـ صحيح بخاري، کتاب الاعتصام بالکتاب والسنة، باب مايکره من التعمّق، حديث6870


حديث چهارم:
… حدثنا الأعمش عن ابراهيم التيمي عن ابيه قال، خطبنا علي بن ابي طالب فقال: من زعم ان عندنا شيئا نقرئه الاّ کتاب اللّه وهذه الصحيفة … وذمة المسلمين واحدة يسعي بها أدناهم ومن ادّعي الي غير أبيه أو انتمي الي غير مواليه فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس اجمعين لايقبل اللّه يوم القيامة صرفا ولاعدلا.

1ـ صحيح مسلم، کتاب الحج، باب فضل المدينة، حديث1360

2ـ صحيح مسلم، کتاب العتق، باب تحريم تولّي العتيق غير مواليه،حديث1370


حديث پنجم:
حدّثنا شعبة … عن ابي الطفيل قال سئل علي أخصّکم رسول اللّه(ص) بشيء؟ قال: ماخصّنا رسول اللّه بشيء لم يعمّ به النّاس کافّة إلاّ ماکان في قراب سيفي هذا. فأخرج صحيفة مکتوب فيها: لعن اللّه من ذبح لغير اللّه؛ ولعن اللّه من سرق منار الارض ولعن اللّه من لعن والده ولعن اللّه من آوي محدثا.

ـ صحيح مسلم،کتاب الأضاحي، باب تحريم الذبح لغيرالله، حديث1978


حديث ششم:
… عن قتادة عن الحسن عن قيس بن عباد قال: انطلقت أنا والأشتر الي علي رضي اللّه فقلنا هل عهد اليک نبي اللّه(ص) شيئا لم يعهده الي النّاس؟ قال: لا؛ الاّ ماکان في کتابي هذا. فأخرج کتابا من قراب سيفه1؛ فإذا: المؤمنون تکافؤ دمائهم وهم يد علي سواهم ويسعي بذمّتهم أدناهم؛ ألا لايقتل مؤمن بکافر ولا ذوعهد بعهده؛ من أحدث حدثا فعلي نفسه أو آوي محدثا فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس اجمعين.

ـ سنن نسايي، ج8، باب القود بين الأحرار والمماليک في النفس.


حديث هفتم:
… ثناشريک عن مخارق عن طارق بن شهاب قال رأيت عليا رضي اللّه عنه علي المنبر يخطب وعليه سيف حليته حديد؛ يقول: واللّه ماعندنا کتاب نقرئه عليکم إلاّ کتاب الله وهذه الصحيفة أعطانيها رسول الله(ص) وفيها فرائض الصدقة. قال: الصحيفة معلّقة في سيفه.

ـ مسند احمدبن حنبل، جلد1، ص119


حديث هشتم:
… ثنا شريک عن مخارق عن طارق قال خطبنا علي رضي اللّه عنه فقال: ما عندنا شيء من الوحي ـ أو قال کتاب ـ من رسول اللّه(ص) الاّ ما في کتاب اللّه وهذه الصحيفة المقرونة بسيفي سيف حليته حديد وفيها فرائض الصّدقات.

ـ مسند احمدبن حنبل، جلد1،صفحه102


حديث نهم:
… انبأنا قتادة عن ابي حسان أنّ عليا رضي اللّه عنه کان يأمر بالأمر فيؤتي فيقال قدفعلنا کذا وکذا، فيقول: صدق اللّه ورسوله. قال، فقال له الأشتر: إن هذا الذي تقول قدتغشغ2 في النّاس؛ أفشيه عهده اليک رسول اللّه(ص)؟قال علي رضي اللّه عنه: ما عهد اليّ رسول اللّه(ص) خاصّة دون النّاس إلاّ شييء سمعته منه فهو في صحيفة في قراب سيفي. قال فلم يزالوا به حتي اخرج الصحيفة. قال فاذا فيها: من أحدث حدثا او آوي محدثا فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس اجمعين؛ لايقبل منه صرف ولاعدل. قال واذا فيها: إنّ ابراهيم حرّم مکة وإني أحرم المدينة حرام مابين حرّتيها لايختلي خلاها ولاينفر صيدها ولاتلتقط لقطتها إلا لمن أشاربها ولاتقطع منها شجرة إلا أن يعلف رجل بعيره ولايحمل فيها السلاح لقتال. قال وإذا فيها: المؤمنون يتکافؤ دمائهم ويسعي بذمّتهم أدناهم وهم يه علي من سواهم؛ ألا لايقتل مؤمن بکافر ولا ذوعهد في عهده.

ـ مسند احمدبن حنبل،ج1،ص119


نکاتي درباره احاديث صحيفه
اين بود متن حديثهايي که در مهمترين منابع اهل سنّت از صحيفه اميرمؤمنان(ع) نقل گرديده است و اينک در زمينه اين احاديث، نکاتي را تذکر مي دهيم. سپس به توضيح بعضي از جملات (فقه الحديث) آنها مي پردازيم.


1ـ اينها،صحيح ترين احاديث اند
احاديثي که در اين منابع با استناد به صحيفه اميرمؤمنان(ع) نقل گرديده است، از نظر محدّثان اهل سنّت، نه تنها به عنوان حديث صحيح، بلکه به عنوان اصحّ احاديث شناخته مي شوند. زيرا پرواضح است که از نظر آنان، در وثاقت و صحّت يک حديث، نقل بخاري به تنهايي کافي است و اگر هردو شيخ (مسلم و بخاري) نقل کنند، اصحّ حديث شناخته مي شود. درحالي که حديث صحيفه را پنج نفر از شيوخ حديث و صاحبان صحاح و مسانيد (با طرق متعدّد و سلسله اسناد مختلف) نقل نموده اند و رجال اين اسناد را عدول و ثقات روات تشکيل مي دهند. گذشته از اين، اکثر اين احکام، در متون احاديث و در ابواب مختلف و به طرق متفرّق، از رسول خدا(ص) نقل گرديده است.


2ـ صحيفه، کتاب جامعي بوده است.
به طوري که در آينده توضيح خواهيم داد، گرچه مجموع احکامي که از متن اين احاديث استفاده مي شود، محدود به چند حکم فقهي است، ولي دقّت در اين احکام، ما را به يک مطلب اساسي که جامع بودن اين صحيفه مبارک است مي رساند؛ زيرا در اين صحيفه، فروع و جزئياتي از احکام (مانند احکام ديات و قصاص و سنّ شترها در پرداخت ديه) مطرح گرديده است و باز در اين صحيفه، حدود چهارگانه شهر مدينه تعيين شده است. از انعکاس اين فروع در صحيفه معلوم مي شود احکام فقهي مهمتر و گسترده تري نيز در آن وجود داشته که به دست ما نرسيده است.


3ـ صحيفه يا صحائف؟
با توجه به تعدّد و کثرت احاديث درباره صحيفه علي(ع) (که چند نمونه از آنها را نقل نموديم) اين احتمال متصور است که مأخذ آنها هم متعدّد و به جاي يک صحيفه، صحيفه هاي متعددي در نزد اميرمؤمنان(ع) باشد.

ولي ابن حجر مي گويد بررسي اين احاديث، مبيّن اين است که صحيفه اي که در نزد اميرمؤمنان(ع) موجود بوده، يک صحيفه بيشتر نبوده است و تمام اين احکام که به صورت احاديث متعدّد نقل شده است، از همان يک صحيفه مي باشد. درنهايت، هريک از ناقلين، به نقل همان فراز که خود توانسته است حفظ کند مبادرت ورزيده است.3


4ـ صحيفه، دليل بر جواز کتابت حديث است.
اين صحيفه، دليل ديگري است بر آنکه احاديث رسول اللّه(ص)، در مرئي و منظر آن حضرت و طبق دستور آن بزرگوار، نوشته مي شد. اين صحيفه، درواقع، ردّ و پاسخ کساني است که از نقل و کتابت حديث امتناع ورزيده و احيانا براي توجيه اين عمل، حديثي نيز از رسول خدا(ص) نقل نموده اند که:

«لاتکتبوا عنّي؛ فمن کتب عنّي غير القرآن فليمحه».4

و جالب اينکه بخاري يکي از روايات صحيفه را در «کتاب العلم» و در باب «کتابةالعلم» نقل نموده و درواقع او نيز با نقل اين روايت در کتاب و باب يادشده، مي خواهد به همان معنا اشاره کند و بدين گونه، بر کتابت علم و حديث در زمان رسول خدا(ص) استدلال نمايد.


5ـ انگيزه تکرار روايات صحيفه در منابع، چيست؟
و آخرين نکته:

به طوري که ملاحظه فرموديد، روايات صحيفه در صحيح بخاري، مکرّر و در ده مورد نقل گرديده است. جاي سؤال است که انگيزه تکرار اين روايات در اين حد چيست؟

جاي ترديد نيست که اين تکرار، (اگر تکرارش بناميم) داراي فوايد و انگيزه هاي متعددي است که همه آنها دليل بر استحکام و توثيق بيشتر روايات صحيفه مي باشد. از جمله آنکه نقل روايات صحيفه با اين تکرار و تعدد در ابواب مختلف و به مناسبتهاي گوناگون، بيانگر عنايت بيشتر بخاري بر صحيفه و تاکيد ديگر وي بر اهميت آن است و در عين حال، گوياي اين حقيقت است که بخاري اين روايات را نه از يک نفر «شيخ حديث»، بلکه از شيوخ و اساتيد متعدّد فراگرفته است که هريک از اين شيوخ نيز از شيوخ و اساتيد متعدّد فراگرفته اند و نقل هر حديث با طرق متعدّد، موجب توثيق و تحکيم آن حديث است.

گذشته از اين، چون در متن احاديث، گريزي از نقل به معنا نيست و گاهي روايات متعدد در يک موضوع، با اختلاف يا تشابه در الفاظ نقل مي شود و اين امر ايجاب مي کند که متن همه روايات آورده شود تا در ميان آنها مقارنه و تطبيق به عمل آيد (و بدين وسيله اجمال و تفصيل و زيادت و نقصان متن دو روايت کشف و روشن گردد)، اين تکرار بخاري نيز حاکي از اهتمام تامّ وي به روايات صحيفه اميرمؤمنان(ع) است که با تکرار در نقل، مقدمه اين مقارنه و زمينه تکميل متن يک روايت با روايت ديگر را فراهم کرده است.


فقه صحيفه
روايات منقول از صحيفه در آن حدّي که در چهار صحيح و در مسند احمدبن حنبل نقل شده است، بر احکام مختلف و متعدّدي مشتمل است که بعضي از آنها به طور مشروح و بعضي ديگر به طور اجمال ذکر شده است. به سبب اهميت صحيفه، فقه الحديث آن را به طور خلاصه (و نه به معناي اصطلاحي و استدلالي آن) در اينجا مي آوريم. اين احکام، در پنج موضوع زير خلاصه مي شوند:

1ـ حرم بودن مدينه و حدود آن،

2ـ ذمّه و امان دادن مسلمان به کافر،

3ـ برابري خون مسلمانان،

4ـ عدم جواز قتل مسلمان در مقابل کافر،

5ـ تعدادي از گناهان کبيره.


1ـ احکام حرم مدينه و حدود آن
در بيشتر روايات اين صحيفه، مدينةالرسول به عنوان حرم معرفي و حريم و حدود چهارگانه آن بيان گرديده است که از شمال به جبل «ثور» و از جنوب به کوه «عير» و از دوسمت شرق و غرب به دو «حرّه» شرقي و غربي محدود مي شود. «المدينة حرم مابين عير الي ثور»5 «وإنّي أحرم المدينة حرام مابين حرّتيها»6.

سپس مفهوم حرم بودن مدينه و احکامي که بر آن مترتّب است، در ضمن روايات مختلف صحيفه بيان شده؛ بدين توضيح:

فمن أحدث فيها حدثا أو آوي محدثا فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس أجمعين؛ لايقبل منه يوم القيامة صرف ولاعدل.7

هرکس در مدينه جنايتي مرتکب شود يا مرتکب جنايتي را پناه دهد لعنت خدا و همه فرشتگان و همه مردم بر او باد

در لسان احاديث، «محدث» ـ به ضم ميم و سکون حاء ـ به کسي گفته مي شود که يکي از گناهان بزرگ (مانند قتل و زنا) را مرتکب شود که در اصطلاح روز به چنين افرادي، جنايتکار مي گويند و همچنين «إحداث ـ حدث»، ارتکاب چنين گناهان است. منظور از «ايواء» نيز پناه دادن و ياري کردن چنين کسي و ممانعت و جلوگيري کردن از طرف دعواي اوست که نتواند حق خويش را استيفا کند (يا مجرم را براي اجراي حدّ الهي تسليم حاکم شرع نمايد). در اينجاست که پناه دهنده اين شخص، سزاوار و مستحقّ لعن است؛ زيرا او با عمل خود، فرد مفسد را ياري داده و راه افساد بيشتر را در جامعه باز نموده است.

درباره «صرف» و «عدل»، ابن حجر معاني متعددي نقل نموده است؛ از جمله مي گويد صرف به معناي فريضه و عدل به معناي نافله است.8 يعني فرائض و نوافل کسي که در حرم مدينه مرتکب جنايت شود و يا جنايتکاري را پناه بدهد، در روز قيامت و در ميزان رضاي پروردگار، مورد قبول واقع نخواهدشد؛ گرچه از نظر سقوط تکليف مجزي باشد.

لايختلي خلاها؛ ولاينفر صيدها؛ ولاتلتقط لقطتها إلاّ لمن أشاربها؛

ولاتقطع شجرها إلاّ أن يعلف رجل بعيره؛

ولايحمل فيها السّلاح.9

نبايد نباتات مدينه چيده شود و يا صيدش رم داده شود و نبايد لقطه اين شهر مورد تعرض واقع شود و يا کسي به عنوان تصرف آن را بردارد، مگر به قصد ارشاد و معرفي و رساندن به مالک آن؛ و نبايد اشجارش قطع شود، مگر براي کسي که شتر و چهارپايش را تعليف مي کند؛ و نبايد در اين شهر سلاح حمل شود.

اين احکام ششگانه که در روايات صحيفه براي حرم مدينه بيان شده است، مضمون احاديث ديگري است که از طريق شيعه و اهل سنّت نقل گرديده و براي حرم مکه نيز بيان شده است و فقهاي اسلام درباره اين احکام در حرم مدينه (از لحاظ وجوب و استحباب) نظرات مختلفي دارند. بنابر فتواي فقهاي شيعه، مراعات اين احکام، اگرچه در مکّه واجب و ارتکاب آنها موجب کفّاره و مجازات است، در حرم مدينه (بجز ارتکاب گناه و پناه دادن به مرتکب آن)، جنبه استحباب دارد و کفّاره و مجازاتي بر مرتکب آنها در اين شهر متوجه نيست.

جبل «ثور» کجاست؟

محمدفؤاد عبدالباقي در پاورقي صحيح مسلم10 درباره دو رشته کوه «ثور» و «عير» بحث مفصلي آورده است؛ زيرا بعضي از شارحان حديث، در وجود کوهي به نام «ثور» در مدينه ترديد کرده يا آن را نفي و به مکه منحصر نموده اند و ذکر آن را در متن روايات صحيفه (به عنوان حدود حرم مدينه) يک نوع ضعف و بي اصالتي در متن اين روايات تلقّي کرده اند.

محمدفؤاد، آنگاه با دلائل متعدد از گفتار مورّخان و مدينه شناسان ثابت مي کند همانگونه که «ثور» نام يکي از کوههاي اطراف مکّه است، در اطراف مدينه نيز کوهي دايره اي شکل بدين نام وجود دارد که در شمال مدينه و در پشت کوه «احد» قرار گرفته است. سپس اعتراف عده اي از نويسندگان و مدينه شناسان را که اين کوه را از نزديک مشاهده نموده و با همين نام (ثور) شناسايي و در تاليفات خود معرفي کرده اند، منعکس مي نمايد.


2ـ برابربودن مسلمانان در امان دادن به کفّار

دومين حکمي که در روايت صحيفه آمده است برابربودن ذمّه و امان دادن مسلمانان بر کفار است (ذمّةالمسلمين واحدة) و نتيجه اين حکم، اين است که:

يسعي لها أدناهم.11

پايين ترين مسلمانان، بر ذمّه و امان دادن کفار مباشرت مي کند.

هر مسلماني در هر شرايطي از لحاظ موقعيت و شخصيت (عالم و جاهل، فقير و غني، پير و جوان، مرد و زن) مي تواند به کافري که درخواست امان کرده، امان بدهد.

فمن أخفر مسلما فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس أجمعين؛ لايقبل منه يوم القيامة صرف ولاعدل.12

پس کسي حق تعرّض بر چنين کافري ندارد و نمي تواند عهد و پيمان برادر مسلمان را نقض کند و اگر کسي پيمان او را بشکند و متعرض چنين کافري بشود، بر او باد لعنت خدا و همه فرشتگان و همه مردم

بايد توجه داشت که اين موضوع نيز داراي فروع و احکام فراواني است که در منابع فقهي مورد بحث قرار گرفته است.


3ـ برابري خون مسلمانان

در صحيفه آمده است که «المؤمنون تتکافؤ دمائهم»13 يعني خون مسلمانان در قصاص و ديه مساوي است؛ ديه افراد قوي و ضعيف (از نظر علمي، اجتماعي و اقتصادي) برابر است. عالم در مقابل جاهل، مرد در مقابل زن، قصاص مي شود. «وهم يد علي سواهم» يعني مسلمانان در برابر دشمنان، يکدل و يکزبان هستند؛ گويا دست همه آنان يک دست و فعل همه آنها يک فعل و يک کار است. اين موضوع نيز مانند «ذمةالمسلمين» داراي احکام و فروع و موارد استثنايي است که در شرح آنها بايد به منابع فقهي مراجعه نمود.


4ـ مسلمان در مقابل کافر قصاص نمي شود.

ولايقتل مسلم بکافر ولا ذوعهد في عهده.14 اين جمله بيانگر اين حکم است که اگر مسلماني کافري را (که ذمّي و معاهد باشد) به قتل برساند، مسلمان قاتل به عنوان قصاص کشته نمي شود و قصاص به ديه تبديل مي شود.


5ـ بعضي از گناهان کبيره

هر گناه و معصيتي که در ارتکاب آن، تهديد به عذاب و يا وعيد لعن و طرد از رحمت خدا باشد، آن را گناه کبيره مي گويند. بر اين اساس، امور ششگانه اي که ذيلا توضيح داده مي شود و در متن روايات صحيفه همراه و توأم با لعن خدا و همه ملائکه و مردم از آنها ياد شده است، از گناهان کبيره و معاصي بزرگ است و مرتکب آنها در صورت عدم توبه، از رحمت خداوند مطرود و به عذاب آخرت گرفتار خواهدگرديد.

و اينک توضيح اين امور:


يک و دو. انتساب شخص به غير پدر و به غير مولايش

ومن ادعي الي غير أبيه او انتمي الي غير مواليه، فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس أجمعين ولايقبل اللّه منه صرفا ولاعدلا.15

ومن والي قوما بغير إذن مواليه، فعليه لعنةاللّه والملائکة والنّاس أجمعين؛ لايقبل منه يوم القيامة صرف ولاعدل.16

: هرکس خودش را به غير پدر خويش منتسب نمايد و هر برده اي خود را بدون اذن مولاي خود، به مولاي ديگري منتسب سازد، بر اوست لعنت خدا و همه فرشتگان و همه مردم

اين لحن، صراحت دارد در شدّت تحريم اين دو عمل و بزرگي اين دو گناه که در اين مورد، روايات ديگري از طريق شيعه و اهل سنت از معصومين(ع) نقل گرديده است.

و علّت و يا حکمت تشديد تحريم در اين مورد، گذشته از کفر نعمت نسبت به حقّ ابوّت و حق ولا، تضييع نمودن حقّ ارث و به هم خوردن قانون نسب و تحريم حلال و تحليل حرام در مسئله ازدواج و اموال و… مي باشد.


سه. ذبح کردن به نام غيرخدا

لعن اللّه من ذبح لغيراللّه.17

خداوند لعنت کند کسي را که براي غيرخدا ذبح کند

در دوران جاهلي، مشرکان ذبايح خود را به نام غيرخدا و به نام اوثان و اصنام ذبح مي کردند و به جاي بسم اللّه، باسم اللات والعزّي و… مي گفتند و در مقابل معبودهاي خويش، اين عمل را يکي از عبادات تلقّي مي نمودند و خداوند از اين عمل کفرآميز و شرک آلود، نهي و آن را براي مؤمنان ممنوع اعلام نمود و فرمود:

ولاتأکلوا ممّا لم يذکر اسم اللّه عليه وإنّه لفسق.18

إنّما حرّم عليکم الميتة والدّم ولحم الخنزير وما أهل به لغير الله.19

و پيامبر بزرگ اسلام هم کساني را که مرتکب چنين عمل شرک آلودي شوند، مورد لعن قرارداد و فرمود:

لعن اللّه من ذبح لغيراللّه.


چهار. سرقت نمودن علائم زمينها

لعن اللّه من سرق منار الارض.20

خداوند لعنت کند کسي را که علائم زمين يا ملکي را سرقت کند

منظور از منار ارض، علائم و نشانه هاي حدود يک ملک و نشانه هايي است که مالکان زمينها نصب و ايجاد مي کنند؛ و مراد از سرقت، ازبين بردن و يا تغييردادن اين علائم براي تجاوزکردن به املاک ديگران و غصب نمودن حقوق ديگران در زمينهايشان مي باشد که در اين مورد نيز روايات زيادي از طريق شيعه و اهل سنّت وارد گرديده است.


پنج. لعن کردن بر پدر

لعن الله من لعن والده.21

خدا لعنت کند کسي را که بر پدر خويش لعنت کند

عقوق والدين به هر طريقي که باشد و ايذاي پدرومادر به هر شيوه اي که انجام پذيرد، از معاصي و گناهان کبيره است؛ علي الخصوص که از طريق شتم و ناسزاگفتن باشد؛ به طوري که در روايات از سبّ و ناسزاگفتن بر پدر و مادر (گرچه به طريق غيرمستقيم) نهي گرديده و سب کردن بر پدر و مادر ديگران، آنجا که موجب شود مخاطب نيز والدين گوينده را سبّ و شتم نمايد، سبّ مستقيم تلقّي شده است.


شش. پناه دادن بر جنايتکار

لعن اللّه من آوي محدثا.22

خدا لعنت کند کسي را که جنايتکاري را پناه دهد

در بحث حرم مدينه، معناي محدث و پناه دادن به او را توضيح داديم. در آنجا که سخن از حرم مدينه بود، براي احترام بيشتر «مدينةالرسول»، کساني مورد لعن خدا و همه فرشتگان و همه مؤمنان قرار گرفته بودند که در آن شهر مرتکب جنايت شوند و يا جنايتکاري را پناه بدهند. ولي در اينجا، مسئله جنبه عمومي دارد. لعن اللّه من آوي محدثا … خدا لعنت کند کسي را که در هر شهر و دياري و در هر نقطه و منطقه اي، جنايتکاري را پناه بدهد و از وي حمايت کند

و در همان بحث، به حکمت اين تحريم و تهديد اشاره نموديم که اين عمل، درواقع، همکاري با مفسد و عامل توسعه فساد در جامعه مي باشد و طبعا جرم پناه دهنده، بيش از خود جنايتکار خواهدبود.


اين بود در حدود شانزده حکم مختلف در پنج موضوع مهم که از روايات منقول از صحيفه اميرمؤمنان(ع) به دست مي آيد و به طوري که ملاحظه فرموديد، اين احکام به طور صريح و گويا، در روايات صحيفه مطرح و منعکس گرديده است.


ديگر موضوعات فقهي صحيفه

و در روايات صحيفه، در کنار احکام مشروح پيش گفته، چند موضوع ديگر نيز به طور اجمال و اشاره انعکاس يافته است که اينک به بيان اين موارد مي پردازيم:

1ـ در صحيفه اميرمؤمنان(ع)، از انواع جراحات و همچنين از سنّ شترها که به عنوان ديه جراحات پرداخت مي شود، سخن رفته و اين احکام در صحيفه آمده است:

فإذا فيها اشياء من الجراحات وأسنان الإبل.23

2ـ باز، در صحيفه در مورد اصل ديه و تشويق و ترغيب بر آزادکردن اسراي مسلمين از دست کفار، و احيانا راههاي مختلف و شرايط و احکام آن، سخن گفته شده است:

قلت فما في هذه الصحيفة؟ قال العقل وفکاک الاسير.24

3ـ در صحيفه اميرمؤمنان، از صدقات واجب مانند زکات مال و زکات فطره و احيانا شرائط و احکام آن، سخن گفته شده است:

وهذه الصحيفة أعطانيها رسول اللّه، فيها فرائض الصدقة.25


اين بود انعکاس صحيفه اميرمؤمنان(ع) در منابع اهل سنّت و اين بود ديدگاه محدّثان آنان درباره اين صحيفه و اهتمامشان نسبت به روايات صحيفه و اين بود چند حکم فقهي که از ظاهر روايات صحيفه به دست مي آيد. البته بر اهل فن و مجتهدان است که با تحقيق و ديد اجتهادي خود، احکام بسيار ديگري را بر همين روايات متفرّع و فروع ديگري را از آنها استخراج نمايند.


صحيفه اميرمؤمنان، از ديدگاه ائمه اهل بيت

اينک نگاهي داريم بر صحيفه از ديدگاه ائمه اهل بيت و انعکاس آن در منابع شيعه:

به طوري که در مقدمه بحث اشاره نموديم، پيشوايان شيعه نه تنها صحيفه اميرمؤمنان(ع) را به عنوان بزرگترين ذخيره علمي و منبع فقهي و عظيمترين ثروت معنوي از پدران و اجداد خويش به ارث برده و در حفظ آن تلاش مي نمودند، بلکه با وجود چنين صحيفه جامع و گسترده از سنن، و چنين طوماري از شرايع و قوانين الهي (که به املاي رسول خدا ـ ص ـ و از زبان مبارک آن حضرت و با دستخط اميرمؤمنان ـ ع ـ نگارش يافته است) افتخار و مباهات مي کردند و به هنگام بيان احکام، آنجا که لازم بود، به متن آن استناد و به وسيله آن، مخالفانشان را مجاب مي نمودند. اينک، به عنوان نمونه، چند مورد از نظريّات و گفتارهاي ائمه اهل بيت(ع) را که در منابع معتبر شيعه منعکس گرديده است، مي آوريم.


امام باقر(ع) و صحيفه اميرمؤمنان

بصائرالدّرجات از فضيل بن يسار نقل مي کند که:

امام باقر(ع) خطاب به وي فرمود: فضيل کتاب علي که هفتاد زراع طول آن است، در نزد ماست و در روي زمين هيچ حکمي از احکام مورد نياز مردم نيست، مگر اينکه در اين صحيفه است؛ حتي ديه خطّي که در پوست کسي ايجادشود. آنگاه خطي بر انگشت ابهامش کشيد (يعني حتي ديه يک چنين خطّ کوچک و بي اهميتي).26

نجاشي از محمدبن عذافر صيرفي نقل مي کند که:

من به همراه حکم بن عيينة در نزد ابوجعفر(ع) بوديم. حکم از امام(ع) در موضوعات مختلف سؤال مي نمود و امام(ع) پاسخ مي داد و به عيينة احترام خاصي مبذول مي داشت، تا در يک مسئله در ميانشان اختلاف پيش آمد. امام باقر به فرزندش فرمود برخيز کتاب جدّم اميرالمومنين(ع) را بياور. [ابن عذافر گويد:] فرزند امام، کتابي آورد بسيار بزرگ و درهم پيچيده؛ آنگاه امام باقر(ع) فرمود: «اين کتاب، خطّ علي و املاي رسول خداست» و به آن نگاه کرد تا پاسخ مسئله مورد اختلاف را استخراج و خطاب به حکم چنين فرمود: «ابامحمد تو و سلمه و ابوالمقدام، به هر کجا مي خواهيد روکنيد؛ ولي به خدا سوگند علم مورد اعتماد را بجز در نزد کساني که جبرئيل بر آنان نازل مي گرديد، نخواهيديافت».27


امام صادق(ع) و صحيفه اميرمؤمنان

کليني با اسناد از بکربن کرب و او از امام صادق(ع) نقل مي کند که فرمود:

«در نزد ما علمي هست که با وجود آن نيازي به مردم نداريم و اين مردم هستند که به ما نيازمند مي باشند».

امام سپس فرمود:

«در نزد ما کتابي است با املاي رسول خدا و دستخط علي، و اين صحيفه اي است که تمام حلال و حرام در آن است …».28

باز کليني در ضمن يک روايت مفصّل از ابوسعيد نقل مي کند که:

امام صادق(ع) خطاب به وي فرمود: «يا ابامحمد جامعه در نزد ماست؛ ولي مردم نمي دانند جامعه چيست». ابوبصير سؤال کرد: فدايت شوم، جامعه چيست؟ امام(ع) فرمود: «صحيفه اي است به طول هفتادزراع، با املاي رسول خدا(ص)، و از ميان دو لب آن حضرت و با دستخط علي(ع)، که تمام حلال و حرام و همه احکامي که مورد نياز مردم است در آن است؛ حتي ديه خدشه و خطّي که در پوست بدن ايجادشود». آنگاه امام(ع) با استيذان از ابوبصير، بدن او را فشارداد و فرمود: «حتي أرش هذا … حتي ديه چنين فشار ساده اي نيز اگر از راه ظلم بر کسي واردشود، در اين صحيفه آمده است».29


صحيفه يا جامعه؟
آنچه گذشت، چند نمونه از دهها روايتي30 بود که در مورد صحيفه اميرمؤمنان(ع)، در منابع شيعه از ائمه هدي نقل گرديده است. در اين روايات، آنچه بيشتر جلب توجه مي کند، (قطع نظر از مضمون کلّي آنها)، معرّفي اين صحيفه به عنوان يک صحيفه متقن و مورداعتماد و مجموعه مقدّس و ارزشمند است که از دو لب مبارک پيامبر(ص) [من فلق فيه] صادرگرديده و با دستخط اميرمؤمنان نگارش يافته [وخطّ عليّ بيمينه].

آري، آنچه جلب توجه مي کند، مطلبي است که در تمام اين روايات، مورد عنايت خاص قرارگرفته و آن (از لحاظ کمّي) حجيم و بزرگ بودن اين صحيفه و (از نظر کيفي) مشتمل بودن آن بر احکام موردنياز مردم از واجبات و محرمات و شرايع است. زيرا طول آن «سبعون زراع» و محتوايش «کلّ شيئ يحتاج النّاس اليه حتي الأرش في الخدش» عنوان گرديده است.

و همانگونه که در نکته دوم از نکات پنجگانه اين مقال اشاره نموديم، اين حقيقت تلويحا و به طور اجمال، از روايات اهل سنّت نيز استفاده مي شود؛ زيرا اگر در منابع شيعه آمده است: «فيها کلّ شيء …»، در منابع اهل سنّت هم حرم بودن مدينه و حدود و حريم آن (به نام) ذکر شده است و اگر در منابع شيعه از وجود «أرش خدش» در صحيفه سخن گفته شده، در منابع اهل سنّت هم آمده است: «وفيها اشياء من الجراحات وأسنان الإبل»؛ و همچنين آمده است که: «لعن اللّه من سرق منار الأرض» و…

به هرحال، جامع بودن صحيفه اميرمومنان(ع) و وسعت و گستردگي قوانين و احکام در آن، موجب گرديده است که در لسان ائمه(ع)، از اين صحيفه، گاهي به همين عنوان «صحيفة» و گاهي هم به عنوان «الجامعة» تعبيرشود و منظور از «جامعه» که در روايات ما مطرح و از آن به عظمت ياد شده است، هيچ صحيفه و مجموعه اي نيست مگر همان صحيفه اميرمؤمنان ـ صلوات اللّه وسلامه عليه.


--------------------------------------------------------------------------------

* مجمل اين بحث، در سال 1351 در مقدمه «سيري در صحيحين» نگارش يافت. اينک با انتشار فصلنامه مبارک علوم حديث، مناسب ديدم مشروح آن را در اختيار خوانندگان ارجمند اين نشريه سودمند قراردهم. اللّهم وفّقنا واغفرلنا زلاّتنا

1. قراب مانند جراب (لفظا و معني) انباني بود که مسافر، وسايل کوچکي مانند شمشير و عصاي خود را در آن قرارمي داد.

2. تغشغ أي فشا وانتشر. اشتر مي گويد: در ميان مردم، زياد «سبحان اللّه» گفتن شما شايع شده و چنين فکرمي کنند که در اين مورد، دستور (خبر يا مکتوب) خاصّي از پيامبر(ص) در نزد شما هست.

3. فتح الباري 1/215

4. صحيح مسلم، ج4، ص2298، باب التثبت في الحديث.

5. حديث اول.

6. حديث نهم.

7. حديث اول و نهم.

8. فتح الباري 86/4

9. حديث نهم.

10. صحيح مسلم، تحقيق محمدفؤاد عبدالباقي، ج2، ص995ـ 998 [کتاب الحج، باب فقه المدينة].

11. حديث اول و ششم و نهم.

12. حديث اول.

13. حديث ششم و نهم.

14. حديث دوم و ششم و نهم.

15. حديث چهارم.

16. حديث اول.

17. حديث پنجم.

18. انعام: 121

19. بقره: 173

20 حديث پنجم.

21. حديث پنجم.

22. حديث پنجم.

23. حديث اول و سوم.

24. حديث دوم.

25. … عن الفضيل بن يسار قال: قال لي ابوجعفر(ع) يافضيل عندنا کتاب علي سبعون زراعا ما علي الارض شيئ يحتاج اليه الا وهو فيه حتي أرش الخدش ثم خطّه بيده علي إبهامه.

26. بصائرالدرجات، چاپ تبريز، ج1، ص147؛ مستدرک الوسائل، ج18، ص386

27. رجال نجاشي، ترجمة محمدبن عذافر الصّيرفي.

28. … عن بکربن کرب قال سمعت اباعبداللّه يقول ان عندنا مالانحتاج معه الي النّاس وانّ النّاس ليحتاجون الينا وانّ عندنا کتابا املاء رسول اللّه وخطّ عليّ؛ صحيفة فيها کلّ حلال. (اصول کافي، ج1، ص241، ح6)

29. ثم قال يا ابامحمد وانّ عندنا الجامعه وما يدريهم ما الجامعة. قال قلت جعلت فداک وما الجامعة؟ قال: «صحيفة طولها سبعون ذراعا بذراع رسول اللّه واملائه وفلق فيه وخطّ علي بيمينه؛ فيها کل حلال وحرام وکل شئ يحتاج النّاس اليه حتي الأرش في الخدش». وضرب بيده اليّ فقال: «تاذن لي يا ابامحمد؟». قلت جعلت فداک انما انا لک، فاصنع ماشئت قال فغمزني بيده وقال: «حتي ارش هذا …». (اصول کافي، ج1، ص239، ح1)

30. در اين روايات، به بصائرالدرجات، ج3، ابواب12ـ14 و اصول کافي، ج1، ص238 و مستدرک الوسائل، ج18، ص358ـ 388 مراجعه شود.


--------------------------------------------------------------------------------

علوم حديث 3 - صحيفه اميرمؤمنان(ع)




امروز:  شنبه 8 آذر 1399
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi