مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 پیام نوروزی مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) به مناسبت آغاز سال ۱۴۰۰

 برگزاری جلسه دفاع طلاب سطح 3 با موضوع « راه‌کارهای پاسخ‌گویی به پرسش‌های کلامی کودکان »

 دفاع پایان نامه طلاب سطح 3 با موضوع « مفهوم و عملکرد تناسخ در معناسازی محتوا و فرم سینمای هالیوودی

 دفاع پایان نامه سطح 3 با موضوع « نقش خانواده در جلوگیری از انحرافات فکری و عقیدتی نوجوانان و جوانان از منظر آیات و روایات »

 برگزاری جشن میلاد امام علی (ع) از سوی مرکز نیکوکاری نسیم کوثر

 برگزاری هم اندیشی بین المللی «فاطمه زهرا (س)، کنشگری زن مسلمان فرهیخته در جهان معاصر» در مجتمع کوثر

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 

مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر

در مقاطع سطح 2 (کارشناسی)، سطح 3 (کارشناسی ارشد)، سطح 4 (دکتری) طلبه خواهر می پذیرد.

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره تلفن های 55159696-55602857

09195368322

09121574158

09212437759

از ساعت (9 الی 13)تماس حاصل فرمایید.

آدرس جهت مراجعه حضوری: تهران- ضلع جنوبی پارکشهر- خیابان بهشت- خیابان شیخ فضل الله نوری- پلاک 18

خانه اخبار سخنرانی خانم وحیدی استاد حوزه و دانشگاه بمناسبت م...
سه شنبه 2 دي 1399     سخنرانی خانم وحیدی استاد حوزه و دانشگاه بمناسبت میلاد با سعادت حضرت زینب کبری سلام الله علیها
ایشان در این مراسم با استناد به حدیثی از تبلور مراتب رضا در شخصیت زینب سلام الله علیها سخن گفتند.
متن صحبتهای ایشان بدین شرح است:
درجه زهد ادنی درجه الیقین و اعلی درجه الیقین ادنی درجه الرضا
در باب شخصیت حضرت زینب س صحبت زیاد شده و همه دوستان حضرت از عظمت و بزرگی حضرت واقف هستند و اینکه حالا صحبت کردن در باب این شخصیت بسیاربزرگ کار دشواری است. به هرحال هرچی انسان مدح بکند عظمت و بزرگی این بانو، فراتر از این است که بخواهیم مدح کنیم که البته همه این مدح ها هم سرچشمه ش همه عظمت و بزرگی آن بانوی اسلام است.
ما می خواهیم شخصیت این بانوی بزرگ را از دو زاویه مورد بحث قرار بدهیم. یکی از جهت سیر معنوی ایشون در بارگاه الهی و سپس مورد بعدی را بررسی میکنیم.
سیر معنوی: ایشون در عالی ترین درجه رضا هستند. این مقام، مقام فوق العاده ای هستش و مربوط به خواص است. یعنی معدود کسانی هستند که به این مقام برسند و این مقام را درک کنند.
رسیدن به این مقام رضا چگونه حاصل می شود؟ مقام رضا ناشی از مقام اخلاص در محبت است. یعنی وقتی انسان به مقام خاصی می رسد که خدای متعال را دوست دارد و محبت خداوند بر او غالب میشود.در بحث های عقاید، توحید نظری و توحید عملی که در توحید عملی که خود، نمود توحید نظری هست، بحث توحید در محبت است. یعنی اگر محبت الهی بر وجود کسی غالب بشود، محبت های دیگر ابتدا تابع این محبت و سپس محو می شود. یعنی حضرت اول خدا را دوست داشت و سپس چیزهایی که دوست داشت برای خداست که به این مقام رضا می گویند. هرچه که دوست دارد محو می شود و فقط و فقط رضایتش می شود آنچه که خداوند راضی است و خدا دوست دارد که این مقام رضاست. اهل رضا کسانی هستند که به اخلاص در محبت رسیده اند و قلبشان مالامال از محبت خداوند است و محبت های دیگر کمرنگ شده و از دلشان رخت بربسته و تابع محبت الهی است و مصداق شعر پسندم آنچه را جانان پسندد شده اند.آنقدر خداوند را دوست دارند که دوست داشتن دیگران محو در دوست داشتن خداوند می شود و همه چیز در لوای او قرار می گیرد و اورا می بند و همه محبت های دیگر در عالم در دلش کمرنگ می شود و رخت بر می بندد و به جای می رسد که نه تنها به مقام رضا می رسد بلکه لذت می برد که این خواست محبوب است و سرخوش در تدبیر و تقدیر خداوند است و فرقی برایش نمی کند که خداوند متعال برایش چه چیزی را رقم بزند.
حدیث نورانی از امام باقر(ع) داریم که در اواخر عمر جابر ابن عبدالله حال ایشون رو میپرسند و ایشون می گویند: یابن رسول الله حال من اینگونه است که مرگ را بیشتر از زندگی، فقر را بیشتر از غنا، بیماری را بیشتر از سلامت دوست دارم... که مقام فوق العاده ای است که رغبت به مقام آخرت پیدا کرده است که افرادی که به این مقام می رسند خیلی کم هستند ولی امام باقر (ع) در پاسخ می فرمایند: یا جابر! ما اهل بیت اینگونه نیستیم. ما آنچه را خدا دوست دارد دوست داریم.خداوند متعال اگر برای ما موت را رقم بزند ما موت واگر حیات را رقم بزند حیات و اگر فقر را رقم بزند فقر را دوست داریم. تدبیر الهی هرچه باشد و تفاوتی بین مرگ و زندگی و فقر و غنا و سلامت و بیماری، نیست.ما آنچه را که او می پسندد می پسندیم که مقام حقیقی رضا این می باشد که انسان باید به جایی می رسد که صنع الهی را می بیند و برای این صنع، دست و حضور حق را می بیند و هرچه او رقم بزند می پسندد و لذت می برد و از این پسند هم راضی است و هم لذت می برد که این ناشی از مقام محبت و تسبیح است. آنقدر محبت نسبت به او دارد که هیچ بدی در او نیست و تسبیح محض است و خداوند منزه است از اینکه بخواهد به کسی بدی کند.
حالا یه گام عقب تر می رویم و عمیق تر می شویم،رضا از محبت ناشی می شود و ما چکار کنیم که محبت حق را داشته باشیم و بخواهم دوست داشته باشم که برسم به آنجاییکه برایم رقم می زند، به تدبیر او راضی و خشنود باشم و لذت ببرم؟ پاسخ: با محبت. حال چگونه محبت حاصل می شود؟ انسان تا به مقام یقین نرسد و یقین پیدا نکند تا امور به دست خداوند متعال است و یقین تدبیر الهی که حاکم بر همه امور است را نبیند، نمیتواند به رضای خداوند راضی باشد.چرا؟ چون حضور حق را نمی بیندو یعنی یقین ندارد و یقین برایم حاصل نشده است که آنچه در عالم اتفاق می افتد تدبیر اوست.مقام رضا بعد از یقین است. بالاترین درجه زهد، آغاز یقین است یعنی طبق روایت انسان تا زاهد نشود به مقام یقین نمی رسد.زهد یعنی تعلق به دنیا را بردار چون حجاب است و نمی گذارد انوار یقین به قلب انسان برسد. زهد یعنی داشتن و تعلق نداشتن. ممکن است کسی چیزی نداشته باشد ولی زهد هم ندارد و بالعکس ممکن ملک سلیمان هم داشته باشد ولی در عین حال زاهد باشد یعنی دلبسته نیست. ممکن است فردی فقط یه تسبیح داشته باشد و از همان تسبیح نتواند دل بکند و یا یه دنیای کوچیکی برای خودش ساخته که نمی تواند از آن دل بکند.زهد یعنی فراغت با وجود مثلا داشتن حتی ملک سلیمان، یعنی بزرگی روح یعنی نگاهش به دنیا و آمد و شد دنیا به اینها نیست و در دنیا کارش چیزی دیگر است یعنی مرتبه وجودی و تعلقش رااز دنیا برداشته است. طبق دعای آخر زیارت امین الله تعریف زهد اینگونه است که، مشغوله عن الدنیا به حمدک و ثنائک.در دنیا هست ولی مشغول به دنیا نیست و در دنیا مشغول حمد و ثنای پروردگار است و در توحید صدوق از امیرالمومنین (ع) نقل شده است که: مردم سه دسته هستند، زاهد و صابرو راغب که این سه دسته را تقسیم می کنند و سپس توضیح می دهند که راغب کسی است که میل به دنیا دارد و حلا و حرام دنیا برایش فرقی نمی کند و فقط می خواهد به دست بیاورد حال هرچه در دنیاست. صابر کسی است که تعلقاتش را از دنیا برنداشته است و وابسته به دنیاست ولی چون می داند که این دنیا گرایی عاقبت خوبی ندارد کف نفس می کند، مثلا عفت به خرج می دهد تا دستش به دنیا آلوده نشود و تعلق را دارد ولی در عین حال یه جاهایی جلوی نفس را می گیرد.
اما زاهد، غصه ها و شادیهای دنیا از دلش بیرون رفته، اگر چیزی از دنیا به او روی آورد خوشحال نمی شود و اگر چیزی از دنیای او فوت بشود او را متاسف نمی کند. زاهد رنج نمی برد چون رنج دنیا را پشت سر گذاشته است.
اگر کسی در دنیا زاهد نباشد (تعریف زهد طبق فرمایش امیر المومنین در بالا) صاحب یقین نمی شود، اگر کسی صاحب یقین نشود، محبت الهی در دلش جا نمیفتد و اگر محبت در دلش جا نیفتاد به مقام رضا نمی رسد. حال ما چکار کنیم؟ طبق روایات، تعلق به دنیا مانع یقین است، تعلق به دنیا باعث شک و وسوسه است و در بالاتر ریب و بدگمانی ایجاد می کند و وقتی تعلق بالاتر می رود انسان را به تکذیب می رساند مانند گروه دخوارج که شک می کنند درحقانیت امیر المومنین (ع) که جنگ جمل را ایجاد می کنند چون تعلق به دنیا نمی گذارد به این مرتبه برسند و مانع یقین انسان می شود و یقین بسیار ارزشمند است چون اگر یقین نباشد قطعا رضا نیست ولی آیا اگر کسی به مقام یقین برسد الزاما رضا را دارد؟ خیر. این هم الزام ندارد، ممکن است کسی صبر هم کند و مقام صبر هم داشته باشد ولی راضی نیست.
اهل رضا نسبت به آنچه خداوند تدبیر می کند لذت می برند، شرط نمی گذارند که خدایا برای ما فلان چیز را رقم بزن که برایشان فقر و یا غنا فرقی نمی کند.
وقتی انسان به مقام یقین رسید محبتش نسبت به خداوند تام می شود و برای داشتن یقین باید زاهد باشد که زهد یعنی باید تعلقش را از دنیا بردارد تا به مقام یقین برسد و بعد از یقین محبتش نسبت به خداوند تام می شود همانطور که در زیارت جامعه نسبت به اهل بیت می خوانیم التامین لمحبه الله یعنی در وجود محبت الهی تام می شود و وقتی تام شد به مقام رضا می رسد، اگر کسی در ظرف وجودش، محبت الهی در این ظرف تمام بشود، اگر کسی ناقص نباشد کنار این محبت دیگر محبت های دیگری نیست یعنی مشرک در محبت نیست، اوج موحدیت در توحید در محبت می شود (یکی از اقسام توحید عملی، توحید در محبت است).
با خداوند شرط نمی کند چون دوست دارد، وقتی کسی را خیلی دوست داشته باشد، آنچه او دوست دارد، برایش زیباست ودوست می دارد و هرچه تدبیر کند می پسندد.بنده ای که اینقدر محبت خداوند را دارد اگر این بنده وسط بلا هم ببرد او لذت می برد البته افرادی که اهل رضا هستن هم خود درجات متفاوتی دارند و همه یک جا نیستند همانگونه که یقین مراتب گوناگونی مانند عین الیقین و حق الیقین و کدام مرتبه ای دارد مقام رضا نیز قطعا مراتبی دارد.اهل رضا، عده ای در مقام خاص رضا هستند و در میدان های سخت می روند ولی راضی هستند عده ای هم تا حدی از سختی را می توانند تحمل کنند که البته لا یکلف الله نفسا الا وسعها، هر کس به اندازه وسع خودش در مرحله یقین که همان عین الیقین و حق الیقین خداوند ازش تکلیف می خواهد و کسی که در مرحله حق الیقین است مطمینا مقام بالاتری دارد. اگر کسی اهل رضا شد جمال الهی را به او نشان می دهند. هر صنعی را که می بند ورای آن صنع جمال را مشاهده می کند و در مقام تسبیح تام است و اصلا هیچ عیبی را نمی بیند و همچنین در دسته ملایک هم داریم که ملایکی هیچ عیبی را نمی بینند وزیباتر از این نمی شود، وقتی جمال الهی را می بیند و ورای این جمال صنع را می بیند، چیزی جز این نمی بیند.
نتیجه، حضرت زینب سلام الله علیها کسی است که خداوند متعال او را در متن سنگین ترین بلای تاریخ برده است البته نقطه ثقل و مرکز وجود مقدس خود امام حسن (ع) می باشد ولی از نقطه قتله گاه و ورودی شام در بارگاه یزید و سر بریده در تشت و اسارت و ... محوریت بلا با ایشون بود.
البته ابهامی هم هست که هوای نفس را خاموش کردن و زیبایی را دیدن و خداوند متعال اولیای خود را اینگونه سیر می دهد که حضرت زینب سلام الله علیها را اینگونه سیر داده است و مقام رضا اینچنین است که بدیها را از خدا نمی بیند.
وقتی در مجلس یزید، اون ملعون می گوید: دیدی خدا با شما چه کرد؟ می گوید ما رایت الا جمیلا.
مقام رضا اینگونه است که: ما اصابک من حسنه فمن الله و ما اصابک من سئه فمن نفسه. معنی رضا اینطور نیست که ما بدیهای خود را به خدا نسبت دهیم، باید خوبیها را به خداوند نسبت دهیم
نسبت با معصوم: از نظر قرآن همه غیر معصومان مقامشان تابع ارتباط با معصوم است یعنی اگر السابقون السابقون و یا اصحاب المیمنه می شوند که خداوند از آنها راضی می شود مثل جریان صلح حدیبیه در بیعت رضوان که خداوند از آنها راضی شد، به عنوان مثال در سوره توبه و فتح همه مقامات تابع نسبت با رسول الله (ص) است.یعنی یه عده نسبت به حضرت نزدیک هستند و سبقت گرفته اند و یه عده هم در مدار انحراف هستند و نسبت به امامشون تخلف می کنند.در داستان سید الشهدا سخت ترین امتحان عالم است که افراد دسته بندی شدند که یه عده ماننده حبیب ابن مظاهر و حرابن ریاحی، السابقون السابقون شدند و یه عده جا مانده هستند و سید الشهدا سلام الله علیها محور هستند که وقتی به حضرت عباس سلام الله علیها سلام می دهیم ، مقام ایشون را، جانفشانی برای امام حسین (ع) یاد می کنیم یعنی در مدار ولایت هستند.
قبل از حرکت امام حسین (ع) به سمت کربلا، همه گفتند چرا آقا زن و بچه را همراه خود می برید؟ که امام حسین فرمودند همه بروند و میتوانید بروید که یارانشون ماندند،حضرت زینب سلام الله علیها فرمودند می خواهید ما را از حسین (ع) جدا کنید؟ هرجا او باشد ما هم هستیم.
ایشون اینچنین حول محور امامش میچرخد که هم به او سیر معنوی می دهد و هم نسبت نزدیکی به امام معصوم دارد که او را به جایگاهی که عظمت حضرت زینب سلام الله علیها است می رساند.
ان شاءالله به درک مقام حضرت زینب سلام الله علیها که هم سیر معنوی و هم ولایت پذیری ایشون که دو ویژگی مهم ایشون است برسیم و در ما هم متبلور شود و به برکت قدوم ایشون و یمن وجود حضرت صاحب الامر بیماری منحوس هم از جامعه بشریت رخت بندد و فرج امام زمان عج برسد که فرج آل الله است به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.

سه شنبه 2 دي 1399 - 15:09:38

ارسال نظر


آرشیو : 1  


امروز:  پنجشنبه 26 فروردين 1400
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi