مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 توزیع 50 بسته حمایتی همزمان با میلاد امام حسن مجتبی(ع)

 برگزاری نشست آموزشی وتوجیهی با مسئولین بخش بین الملل و کارگروه فضای مجازی دفتر مقام معظم رهبری مدظله العالی و مدیر کل تبلیغ حوزه علمیه خواهران

 دوفصلنامه پژوهنامه مطالعات تخصصی میان رشته ای تفسیر و کلام کوثر با مجوز مرکز مدیریت حوزه های علمیه منتشر شد

 اهم فعالیت‌های دار القرآن انوار بیت عتیق در ماه مبارک رمضان

 توزیع بیش از 50 بسته حمایتی به خانواده‌های نیازمند از مؤسسه خیریه نسیم کوثر

 برگزاری اولین جلسه فصلی هیأت امناء در سال 99

 برنامه مراسم تشییع پیکر شهید سپهبد سلیمانی

 اجتماع بزرگ مردمی بیعت با امام عصر (عج) در سراسر کشور

 دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری با رهبر انقلاب

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 


 

 

 

خانه مناسبت ها ولادت امام جعفر صادق علیه السلام...
چهار شنبه 22 آبان 1398     ولادت امام جعفر صادق علیه السلام

روش های تربیت اجتماعی در سیره امام صادق علیه السلام



در دنیای امروز، هرچند پیشرفت تکنولوژی باعث روانی و آسانی امور شده؛ ولی روابط اجتماعی را پیچیده تر و حتی کمرنگ تر کرده است. با وجود افزایش اضطراب ها و دغدغه ها که یکی از پیامدهای زندگی مدرن است، محبت ها و نوع دوستی ها کمتر شده و انسان متمدن امروز، تنها تر از همیشه، از سردی روابط انسانی رنج می برد. توجه به تربیت اجتماعی و یادآوری و آموزش اصول روابط صحیحِ میان فردی، می تواند گام مؤثری در جهت بهبود شرایط و جلوگیری از آسیب های اجتماعی بیشتر باشد.

هرچند مکاتب فکری و تربیتی، روش هایی را جهت اجرای تربیت اجتماعی ارائه داده اند؛ ولی، برای موفقیت در این راه، ضروری است از روش هایی استفاده شود که کمترین احتمال خطا و اشتباه را داشته باشند. با توجه به این مسئله، مراجعه به سیرة معصومان((ع)) که از مقام عصمت و هدایت گری برخوردار بوده اند راهگشا خواهد بود. از میان اهل بیت((ع))، امام صادق(ع) به جهت عمر طولانی و پربرکتشان و نیز آزادی نسبی که در خلال انتقال حکومت از بنی امیه به بنی عباس برایشان حاصل شد توانستند از شیوه ها و فنون بیشتر و متنوع تری جهت تربیت اجتماعی افراد استفاده کنند.

به رغم اهمیت مسئلة تربیت اجتماعی، با بررسی منابع، مشاهده می شود که در این زمینه کار چندانی صورت نگرفته است و آنچه نگاشته شده، اغلب به بیان آداب معاشرت و توضیح برخی اصول روابط اجتماعی می پردازد. بنابراین، پژوهش حاضر به هدف معرفی روش هایی منسجم و نظام مند و درعین حال، ساده و اجرایی جهت تحقق تربیت اجتماعی، به بررسی سیرة امام صادق(ع) پرداخت و مهم ترین سؤالی که در این راستا با آن مواجه گردید آن بود که: «به منظور محقق کردن تربیت اجتماعی، چه روش هایی را می توان از سیره امام صادق(ع) بدست آورد؟»

در راستای پاسخگویی به این سؤال، پس از تبیین واژگان اصلی مرتبط با موضوع، روش های تربیتیِ برگرفته شده از سیره امام صادق(ع) جهت تحقق تربیت اجتماعی، مورد بررسی قرار خواهد گرفت و برخی شیوه ها و فنون اجرای هر روش معرفی خواهند شد.

ذکر این نکته لازم است که نقش تربیتی سیره معصومان((ع)) دو گونه است: یکی نقش تربیتی عام است؛ به این معنا که هر رفتاری از سوی معصومان((ع))، به علت الگو بودن آن بزرگواران، برای دیگران کارکرد الگوبخشی و آموزشی دارد. دیگری، نقش تربیتی خاص است، به معنای آن که بخشی از رفتار معصومان ((ع))، افزون بر تأثیر عام تربیتی، به طور ویژه برای اثرگذاری بر رفتار دیگران در فضای ویژه تربیتی صادر شده است. (حسینی زاده، 1386، ج1، ص25) با توجه به هدف مقاله که معرفی روش های تربیت اجتماعی و بیان نمونه هایی از اجرای آن ها توسط امام صادق(ع) است، به نظر می رسد توجه به نقش تربیتی عام سیره در این مقاله، مقصود را حاصل کند. بنابراین در نمونه های بیان شده، حتی اگر امام صادق(ع) در مقام ارائه شیوه یا فن تربیتی خاصی نباشند، رفتار ایشان چگونگی به کارگیری روش های پیشنهادی این مقاله را نشان داده و هدف مورد نظر تأمین خواهد شد.

مفهوم شناسی
الف) سیره
«سیره» بر وزن «فِعْلَه» از ماده «سَیر» گرفته شده و سیر به معنای حرکت و راه رفتن است. (ابن منظور، 1414ق، ج4، ص389) هم چنین سیره به معنای روش، سنت، هیئت و حالت نیز آمده است. (زبیدی، 1414ق، ج6، ص559)

سیره در اصطلاح، دارای دو معناست: یکی به معنای «چگونگی و نوع عمل» است که این معنا همه رفتارهای آدمی را شامل می شود؛ زیرا هیچ فعالیتی بدون حالت خاص تحقق نمی یابد. این مفهوم هم شامل رفتارهای خاص و متعین انسان است، از آن نظر که کیفیت و تعینی در کل رفتار اوست و هم بر سیره شخص؛ یعنی بر هر فعالیت و عملکردی که از او سرزده دلالت می کند، چه یک بار اتفاق بیفتد و چه مکرر و پیوسته باشد.

اما معنای اصطلاحی دیگر سیره، «سبک و قاعده رفتار» است که اخص از معنای اول است و مستلزم تکرار و ادامه رفتار از جانب شخص می باشد تا بتوان سبک و قاعده حاکم بر آن را به دست آورد. (حسینی زاده، 1386، ج1، ص9 و 10 )

از آن جا که این مقاله برای معرفی روش های تربیت اجتماعی در سیره امام صادق(ع)، در پی ارائه نمونه هایی از شیوه ها و فنون اجرای هر روش توسط آن حضرت می باشد؛ بنابراین معنای متناسب با این مقصود، معنای اصطلاحی اول، یعنی چگونگی و نوع عمل خواهد بود. که شامل انواع سیره اعم از قولی، فعلی و تقریری می شود. از این رو پژوهش حاضر، به دنبال استخراج سبک یا الگوی خاصی از رفتار حضرت نیست؛ بلکه تنها با تطبیق روش ها بر سیره حضرت، چگونگی اجرای آن ها را در رفتار عملی ایشان نشان می دهد.

ب) روش
روش در لغت به معنای رفتار، طرز رفتن، طرز حرکت، رسم و عادت می باشد. (عمید، 1363، ذیل واژه رفتن) در اصطلاح علوم تربیتی نیز روش به مجموعه اموری اطلاق می شود که انسان برای رسیدن به هدف و انجام کار مورد نظر، به صورت قاعده مند و بسامان پی می نهد. روش، مفهومی راهبردی است که نحوه عمل را ترسیم می کند و مراحل و چگونگی پیمودن آن ها را برای رسیدن به هدف های مورد نظر معلوم می دارد. برای هر روش، شیوه ها و فنون ویژه ای وجود دارد که با نوع روش و رویکرد مسبوق به آن سازگار است. (رفیعی، 1388، ج3، ص267)

چنان که مشاهده می شود در این تعریف، شیوه و فن به عنوان اجزای روش معرفی شده اند که هر یک دارای معنای اصطلاحی مخصوص به خود هستند و برای دریافت معنا و تفاوت های آن ها با یکدیگر، می بایست توضیحی در خصوص آن ها ارائه گردد. شیوه های تربیتی، نمونه های رفتاری هستند که عمل و پای بندی به آن ها موجب تحقق روش ها می شود و «فن»، ابزار و وسیله ای است که به کمک آن، شیوه های تربیتی اعمال و اجرا می شود تا در نهایت، روش تربیتی تحقق یابد و از آن طریق، به هدف برسیم. (رفیعی، 1388، ج 3، ص 267) با توجه به آن چه بیان شد، روش ها، راهکارهایی هستند که به واسطه به کارگیری شیوه ها و فنون، اجرایی می شوند.

لازم به ذکر است با توجه به معنای ارائه شده از «سیره» و «روش»، هر دو در مفهومِ «نحوه و چگونگی عمل و استمرار آن» مشترک هستند. بنابراین، نمونه های ارائه شده در این مقاله در واقع، نمودهای عملی از روش های معرفی شده برای تربیت اجتماعی هستند و به یک معنا می توان گفت این روش ها و سیره ها هر دو در راستای معرفی و نمایاندن چگونگی انتقال روش های تربیت اجتماعی توسط مربی می باشند.

ج) تربیت اجتماعی
در تعریف تربیت اجتماعی آمده است: «تربیت اجتماعی عبارت است از تأمین تمهیدات لازم جهت متجلی ساختن ارزش ها و ضوابط مطلوب اجتماعی در فرد به منظور مؤثر بودن او در برخوردهای اجتماعی اعم از هدایت دیگران، مخالفت با نظرات غیرمنطقی، توافق و سازگاری و امور مانند آن ها». (ایمانی، 1366، ص31)

باید توجه داشت منظور از تربیت اجتماعی صرفاً، آن نیست که فرد در هر اجتماعی خود را با آن اجتماع سازگار کند؛ بلکه مراد این است که فرد، نحوه صحیح برقراری روابط با دیگران را بیاموزد و رفتار درست را مطابق با اصول و معیارهای برگرفته شده از شرع و عقل در ارتباط با دیگران به کار بندد. به عبارت دیگر، فرد آمادگی قبول مسئولیت در قبال سایر افراد جامعه را پیدا کند.

بنابراین، با توجه به هدف تربیت اجتماعی و معیارهای دست یابی به آن، می توان گفت: «تربیت اجتماعی عبارت است از به کارگیری روش های منسجم و هدفمند بر اساس مبانی و اصول تعیین شده توسط عقل و شرع، به منظور تحقق رشد مطلوب اجتماعی و برقراری مناسبات صحیح انسانی».

پس از تبیین مفاهیم اصلی، به معرفی روش های تربیت اجتماعی می پردازیم. کارشناسان معتقدند چنان چه مربی بخواهد نوعی رفتار اختیاری را در متربی ایجاد یا تقویت کند، ابتدا باید بینشی مناسب نسبت به آن رفتار به متربی بدهد، سپس میل و انگیزه او را نسبت به آن رفتار به اندازه کافی تحریک و تقویت کند و آن گاه برای تأثیرگذاری بر اراده او در تحقق بخشیدن به آن رفتار، به متربی کمک کند تا توانمندی های خود را به کار گیرد. (گروهی از نویسندگان، 1391، ص361)

با توجه به آن چه بیان شد، در بررسی سیره تربیتی امام صادق(ع) مشاهده می شود که ایشان در رابطه با روابط صحیح اجتماعی، توجه خاصی به ساحت های وجودی انسان، یعنی شناخت، عاطفه و رفتار داشته و از شیوه های مختلفی برای تقویت هر یک از آن ها استفاده کرده است. بنابراین، تقویت سه ساحت بینش، گرایش و کنش، می توانند بستری برای اجرای روش های تربیت اجتماعی در نظر گرفته شوند که هر یک دارای شیوه ها و فنونی برای اجرا می باشند.

تقویت شناخت و بینش
بُعد شناختی، شامل اطلاعاتی است که شخص از موضوع مورد نظر دارد. از نقطه نظر روان شناسان انگیزشی، شناخت، بر فرایندهای ذهنی به عنوان عوامل تعیین کننده علّی برای عمل کردن، تأثیرگذار است. به عبارت دیگر، شناخت و بینش، عامل اصلی رفتار می باشد. (ریو، 1380، ص181) از دیدگاه اسلام نیز این نظر پذیرفته شده است. امام صادق (ع) می فرماید: «الْعِلْمُ مَقْرُونٌ إِلَی الْعَمَلِ فمَنْ علِمَ عَمِلَ وَ مَنْ عَمِلَ عَلِمَ؛ علم و عمل به هم بسته شده اند؛ بنابراین، هر کس بداند عمل کند و هر که عمل کند، بداند ». (کلینی، 1362، ج1، ص44)

با مراجعه به سیره و سخنان امام صادق(ع) به روشنی ملاحظه می شود که ایشان تلاش گسترده ای جهت ارائه شناخت و بینش صحیح در مورد روابط اجتماعی به کار بسته است. ایشان پیش از هر توصیه و تشویقی، سعی کرده است نخست، زمینه های شناختی مناسب را به وجود آورد و افراد طوری تربیت شوند که بتوانند درک کنند هر تشویق و تحذیر یا هر امر و نهی از جانب دین، در جهت حفظ مصالح آن هاست. با چنین تربیتی در واقع افراد از درون آمادگی پذیرش این اوامر و نواهی را پیدا می کنند و مبنای صدور آن ها را در می یابند و بر این اساس، پای بندی به اوامر و نواهی برای آنان آسان می شود. در ادامه به معرفی برخی شیوه های تربیتی برگرفته از سیره امام(ع) برای تقویت بینش افراد در خصوص روابط صحیح اجتماعی می پردازیم.

1) آموزش اصول و معیارهای روابط اجتماعی
افراد بسیاری مایلند در نحوه ارتباط با همنوعان خویش، به خوبی عمل کنند؛ ولی به جهت ناآگاهی از چگونگی آداب معاشرت و نیز عدم رعایت این آداب، توانایی برقراری روابط مناسب و اسلامی را از دست می دهند و به ناچار منزوی می شوند. بنابراین، شناخت این آداب در مرحله عمل و توانایی ایجاد ارتباط مناسب با قشرهای مختلف جامعه بر اساس بینش مکتبی از اهمیت بسیاری برخوردار است. (مقدس نیا، 1387، ص16)

در میان سیره و سخنان امام صادق(ع)، موارد متعددی در رابطه با معرفی و توضیح انواع روابط اجتماعی و اصول حاکم بر آن ها به چشم می خورد. این تبیین ها در بالا رفتن آگاهی افراد نسبت به اهمیت مسئله روابط اجتماعی صحیح و چگونگی عمل به آن ها تأثیر زیادی دارد؛ برای مثال ایشان در بیان نحوه پذیرایی از میهمان به عنوان یک رفتار پسندیده اجتماعی می فرماید: «لاتَقُلْ لاِخیک إِذا دَخلَ علَیک أَکلْتَ الْیوْمَ شَیئاً وَ لکنْ قَرِّبْ إِلَیهِ ما عِنْدَک؛ به برادرت که بر تو وارد شده است نگو: آیا امروز چیزی خورده ای؟ بلکه هرچه خوردنی داری، نزد او بیاور». (مجلسی، 1363، ج72، ص455)

هم چنین مفضل بن فرید برادر شعیب کاتب، نقل کرده است: نزد امام صادق(ع) رفتم و مأمور بودم که جوائزی به بنی هاشم بدهم. آن حضرت بالای سرم ایستاده بود، در حالی که من متوجه نبودم. [وقتی متوجه حضور حضرت شدم] از جا پریدم. حضرت از من در مورد آن چه به آن مأمور شده بودم، پرسید و من فهرست جوائز را به آن حضرت نشان دادم. امام(ع) فرمود: «در این جا برای اسماعیل چیزی نبینم». گفتم: همین فهرست به دست ما داده شده. سپس به آن حضرت گفتم: قربانت گردم، می بینی چه جایگاهی نزد این قوم دارم. ایشان به من فرمود: «بیا آن چه به دستت می رسد به یارانت برگردان؛ زیرا خداوند عزوجل فرماید: (إِنَّ الْحَسَناتِ یذْهِبْنَ السَّیئاتِ) به درستی که نیکی ها بدی ها را می برند. (هود: 114) (حرعاملی، 1414ق، ج17، ص198)

چنان که در این سیره مشاهده می شود، امام(ع) به فردی که امکاناتی در اختیار داشته می آموزد که از جایگاه خود برای کمک و یاری به دیگران استفاده کند و اموالی را که به دستش می رسد، به یارانش باز گرداند.

2) تبیین فلسفه رفتارهای مثبت اجتماعی
یکی از شیوه های امام صادق(ع) در افزایش بینش و آگاهی افراد نسبت به رفتارهای اجتماعی، توضیح فلسفه و حکمت آن ها می باشد. توضیح چرایی و علت دستورها و قوانین، یکی از راه های تسهیل عمل به آن هاست. تجربه نشان داده است وقتی افراد با فلسفه یک مسئله آشنا می شوند و نسبت به حکمت و فواید آن شناخت پیدا می کنند، تمایل بیشتری برای انجام آن از خود نشان می دهند. از این رو، مشاهده می شود امام(ع) در مورد دلیل رعایت انواع اصول و آداب اجتماعی به صورت جزئی و موردی، روایات متعددی بیان فرموده اند؛ برای مثال حضرت در توضیح علت لزوم تعجیل در برآوردن نیاز حاجتمندان که یکی از مصادیق حمایت اجتماعی است، می فرماید: «إِنَّ الرَّجلَ لَیسأَلُنِی الْحاجَةَ فأُبَادِرُ بِقَضَائِهَا مَخَافَةَ أَنْ یستَغْنِی عَنْهَا فَلاَ یجِدَ لَهَا مَوْقِعاً إِذَا جَاءَتْه؛ فردی که از من حاجتی می طلبد، من به رفع نیاز و انجام کار او سرعت می گیر م؛ زیرا خوف آن دارم که وی بی نیاز شود و من دیر برسم و حاجتش از طریق دیگری روا شده باشد». (صدوق، 1378ق، ج2، ص179)

نمونه دیگر از آگاهی بخشی امام صادق(ع) در راستای تقویت بینش افراد، بیان فلسفه خوب حرف زدن با عموم مردم است که به اصل اجتماعی حفظ کرامت انسانی افراد باز می گردد. ایشان می فرماید: «آیة (وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً)؛ یعنی این که [مؤمن باید] با همه مردم اعم از مؤمن و مخالف خوب صحبت کند؛ اما مؤمنان را با روی خوش [خطاب قرار دهد] و با مخالفان با مدارا سخن بگوید تا به ایمان جذب شوند؛ زیرا با کمتر از این هم می تواند شر آن ها را از خود و برادران مؤمنش دفع کند». (مجلسی، 1363، ج72، ص401)

3) بحث و گفتگو درباره بایدها و نبایدهای روابط اجتماعی
از شیوه های دیگری که امام صادق(ع) برای تقویت بینش افراد به کار می گرفت، برقراری بحث و گفت وگو در رابطه با بایسته های روابط اجتماعی به شکل پرسش و پاسخ بود. پرسش و پاسخ، یکی از بهترین و با ارزش ترین فنون بالا بردن شناخت و آگاهی افراد می باشد؛ چرا که هم زمان با دریافت اطلاعات، روحیه تفکر و استدلال نیز در آن ها تقویت می شود؛ از این رو ملاحظه می شود امام گاهی مسائل را به گونه ای مطرح می کرد که در ذهن ها سؤال ایجاد شود؛ سپس به پرسش های افراد پاسخ می داد.

برای مثال، وقتی یکی از یاران امام(ع) به نام حسین بن نعیم صحاف در ضمن گفت وگو با امام در رابطه با دوستی با برادران دینی و اطعام ایشان عرض می کند: غذا نمی خورم، مگر این که دو یا سه تن از ایشان یا کمتر و بیشتر نزد من باشند (و با هم غذا بخوریم). امام(ع) به او می فرماید: «امّا فَضْلُهُمْ عَلَیک أَعْظَمُ مِنْ فَضْلِک عَلَیهِمْ؛ متوجه باش! که لطف ایشان نسبت به تو بیش از لطف تو به ایشان است». این سخن امام(ع) در ذهن او سؤال ایجاد کرده و می پرسد: «فدایت شوم، خوراک خود را به ایشان می خورانم و خانه خویش را برای پذیرایی از آنان آماده می سازم، با وجود این، لطف آنان بیش از من است؟ حضرت در پاسخ او می فرماید: «نَعَم، إِنَّهُمْ إِذا دَخَلُوا مَنْزِلَک دَخَلُوا بِمَغْفِرَتِک وَ مَغْفِرَةِ عِیالِک وَ إِذا خَرَجوُا مِنْ مَنْزِلِک خرَجُوا بذُنُوبِک وَ ذُنُوبِ عِیالِک؛ آری، زیرا آنان هنگامی که به خانه تو وارد می شوند، آمرزش تو و خانواده ات را با خود می آورند و هنگامی که بیرون می روند، گناهان تو و خانواده ات را بیرون می برند» (نوری، 1409 ق، ج 24، ص 305)

نمونه دیگر استفاده امام(ع) از این روش، در موضوع «عیادت از بیمار » است. ایشان در جمعی فرمود: «ینْبَغِی لِلْمَرِیضِ مِنْکمْ أَنْ یؤْذِنَ إِخْوَانَهُ بِمَرَضِهِ فیعُودُونَهُ وَ یؤْجَرُ فِیهِمْ وَ یؤْجَرُونَ فیهِ؛ شایسته است که بیمار به برادران مؤمنش اجازه دهد که در بیماری عیادتش کنند تا او و آن ها اجر ببرند». از ایشان پرسیدند: «عیادت کنندگان به واسطه عیادت اجر می برند، مریض چگونه اجر می برد؟». حضرت در پاسخ فرمود: «بِاکتِسَابِهِ لَهمُ الْحَسَنَاتُ فَیؤْجَرُ فِیهِمْ فَیکتَبُ لَهُ بِذَلِک عَشْرُ حَسَنَاتٍ وَ یرْفَعُ لَهُ عَشْرُ دَرَجَاتٍ وَ یحَطُّ عَنْهُ عَشْرُ سَیئَات؛ اجازه موجب می شود که عیادت کنندگان با عیادت، کسب حسنه کنند و از این راه اجر می برد و از این رو ده حسنه برایش نوشته می شود و ده درجه بالا می رود و ده گناه از او بر طرف می شود ». (طبرسی، 1370، ص360)

همان طور که در هر دو نمونه مشاهده شد، امام صادق(ع) در رابطه با موضوع مورد بحث، جمله ای بیان فرمود که ذهن مخاطب را با خود درگیر کرد و او را وادار به پرسش و جستجو برای دریافت پاسخ نمود.

تقویت عاطفه و گرایش
امام صادق(ع) فرمود: «وَ الْعِلْمُ یهْتِفُ بِالْعَمَلِ فَإِنْ أَجَابَهُ وَ إِلاّ ارْتَحَل؛ علم، عمل را صدا می زند؛ اگر پاسخش را داد، می ماند و گرنه می رود». (طبرسی، 1385ق، ص139) از این حدیث فهمیده می شود که شناخت، گرچه رکن اولیه و اساسی عمل است، اما به تنهایی کافی نیست؛ بلکه برای تحقق عمل به مؤلفه های دیگری نیز نیاز است.

گاهی مشاهده می شود برخی افراد از اندیشه نیرومندی برخوردارند، اما رفتار آن ها با علم و آگاهی شان همنوا و سازگار نیست، چرا که اندیشه، خود به تنهایی چیزی بیش از یک زمینه نیست که می تواند در ترکیب با سایر عواملِ شکل دهنده رفتار مؤثر باشد. (رزاقی، 1387، ص173) یکی از مهم ترین این عوامل که در ادامه مورد بررسی قرار می گیرد، عامل عاطفی و گرایشی می باشد.

جزء احساسی و عاطفیِ وجود انسان، شامل ارزشیابی های فرد از موضوع مورد نظر است؛ به این معنا که شیء یا شخصی برای انسان «خوشایند» یا «ناخوشایند»، «خوب» یا «بد» و مواردی از این قبیل است. (کریمی، 1379، ص25) در واقع گرایش انسان، همان تمایل و انگیزه ای است که او را به انجام کاری وا می دارد.

در منابع دینی نیز به نقش تأثیرگذار گرایش و عاطفه در عملکرد انسان توجه شده است. به عنوان نمونه در قرآن کریم آمده است: (أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هواهُ وَ أَضلَّهُ اللَّه عَلی عِلْمٍ) (جاثیه: 23)؛ آیا دیدی کسی را که میل و خواست نفسانی اش را معبود خود قرار داد و در نتیجه، خداوند نیز او را با وجود آگاهی و دانشی که داشت گمراه کرد. از این آیه به خوبی استفاده می شود که ممکن است شناخت های صحیح انسان در نتیجه پیروی از تمایلات و انگیزه های منفی، تضعیف و به فراموشی سپرده شود؛ به این معنا که ممکن است فرد اطلاعات مربوط به یک موضوع را فراموش کند، ولی احساس خوشایند یا ناخوشایندی که نسبت به آن موضوع داشته، هم چنان در وجودش باقی بماند و تعیین کننده انگیزه و تمایل او نسبت به انجام یا ترک یک رفتار گردد. این مسئله، نشان دهنده آن است که نقش احساس و عاطفه در بروز یک رفتار، بادوام تر و اصلی تر از عنصر شناختی است.

با توجه به اهمیت نقش عاطفه و گرایش در رفتار، ملاحظه می شود که در سیره امام صادق(ع) شیوه های مختلفی جهت تقویت تمایل درونی افراد نسبت به برقراری روابط صحیح اجتماعی وجود دارد.

1) تحریک انگیزه های ایمانی
عواطف می توانند از ارزش های افراد مانند باورهای اخلاقی یا دینی آنان ناشی شوند. (کریمی، 1379، ص22) از آن جا که انسان فطرتاً برای قدرت، به ویژه قدرتی که دارای نعمت و کرامت است، اهمیت و احترام فراوانی قائل است بنابراین احترام به مصدر قدرت، یعنی خداوند دانا و توانا انگیزه بسیار نیرومندی برای انجام دادن دستورهای او فراهم می آورد. (پارسا، 1376، ص192 )

هدف از به کارگیری این شیوه، ایجاد یک جنبش درونی حاصل از احساس مسئولیت و تکلیف است. وجود این الزام باطنی، سبب می شود که افراد رفتارهای مدنظر مربی را هرچند برایشان سخت باشد بپذیرند و به ظهور برسانند و حتی برای رفع موانع آن اقدام نمایند. بنابراین، تحریک انگیزه های ایمانی (از طریق تبیین سیستم پاداش و مجازاتِ عمل) یکی از مهم ترین و ثمربخش ترین شیوه های اجرای روش تقویت گرایش می باشد.

این مسئله در رابطه با مسائل اجتماعی، اهمیت بیشتری پیدا می کند؛ زیرا اغلب رفتارهای مثبت اجتماعی، نیاز به نوعی ایثار و فدارکاری دارد که انگیزه های ایمانی، می توانند مهم ترین محرک آن ها به حساب آیند.

در سیره امام صادق(ع) موارد متعددی وجود دارد که امام(ع) با مورد توجه قراردادن اعتقادات دینی افراد، ایشان را به انجام یا ترک رفتاری فرا می خواند؛ به عنوان مثال، حضرت برای تشویق مؤمنان به حمایت از محرومان می فرماید: «ما قضَی مُسْلِمٌ لِمُسْلِمٍ حَاجَةً إِلاَّ نَادَاهُ اللَّهُ علَی ثوَابُک وَلاَ أَرْضَی لَک بدُونِ الْجنَّة؛ هیچ مسلمانی حاجت مسلمانی را برنمی آورد، مگر این که خداوند او را ندا می کند که پاداش تو بر من است و من برای تو به چیزی جز بهشت راضی نیستم». (کلینی، 1362، ج2، ص194)

هم چنین برای تشویق به رعایت اصل برادری و مهرورزی، می فرماید: «منْ نفَّسَ عَنْ مُؤْمِنٍ کرْبَةً نَفَّسَ اللَّهُ عَنْهُ کرَبَ الآخِرَةِ وَ خَرَجَ مِنْ قَبْرِهِ وَ هُوَ ثَلِجُ الْفُؤَادِ وَ مَنْ أَطعَمَهُ منْ جوعٍ أَطْعَمَهُ اللَّهُ ثِمَارَ الْجَنَّةِ وَ مَنْ سَقَاهُ شرْبَةَ ماءٍ سقَاهُ اللَّه منَ الرَّحیقِ الْمَخْتُوم؛ هر کس اندوهی را از دل مؤمنی بردارد، خداوند اندوه های آخرت را از او برمی دارد و او را با دلی آرام از قبر برمی انگیزد و هر کس مؤمنی را غذا دهد و او را سیر کند، خداوند از میوه های بهشت به او می خوراند و هر کس به جرعه آبی او را سیراب کند، خداوند او را از شربت مُهرشده بهشتی سیراب می گرداند». (صدوق، 1406ق، ص149)

بیان چنین پاداش هایی برای رفتارهای مطلوب اجتماعی، بی تردید برای اهل ایمان دارای اثر انگیزشی بوده و ایشان را در رعایت هرچه بیشتر و بهتر اصول روابط اجتماعی تحریک و تشویق می کند.

گاهی امام صادق(ع) برای تحریک انگیزه های ایمانی افراد، به ویژه جهت ترک رفتارهای نادرست اجتماعی، باطن و چهرة پلید آن رفتارها را نزد خداوند بیان می کرد یا نسبت به عواقب معنوی و اخروی آن ها هشدار می داد؛ زیرا با توجه به ایمان و اعتقادات فرد، این توصیفات موجب می شود در متربی نسبت به رفتارهای ناپسند اجتماعی، نفرت و کراهت ایجاد شود و در او انگیزه ای قوی جهت ترک آن ها به وجود آید؛ برای مثال، به منظور تحریک ایمان افراد برای رعایت کرامت انسان ها، حضرت به بیان بزرگی گناهِ «خوار کردن مؤمن» نزد خداوند پرداخته و می فرماید: «قالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل لِیأْذَنْ بِحَرْبٍ مِنِّی مَنْ أَذَلَّ عَبْدِی الْمُؤْمِنَ وَ لْیأْمَنْ غَضَبِی مَنْ أَکرَمَ عَبْدِی الْمُؤْمِن؛ خداوند بزرگ فرموده است کسی که بنده مؤمن مرا خوار گرداند، بداند که با جنگی بزرگ از سوی من رو به رو شده است و کسی که بندة مؤمن مرا گرامی دارد، از خشم من در امان خواهد بود ». (حرعاملی، 1414ق، ج 12، ص 269)

هم چنین جهت تبیین لزوم پای بندی به اصل اجتماعیِ مقابله با مستکبران، در حدیثی می فرماید: «وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ أَیمَا مؤْمِنٍ خضَعَ لِصَاحِبِ سلْطَانٍ أَوْ مَنْ یخَالِفُهُ عَلَی دِینِهِ طَالِباً لِمَا فِی یدَیهِ أَخْمَلَهُ اللَّهُ وَ مَقَتَهُ وَ وَکلَهُ اللَّهُ إِلَیهِ وَ إِنْ هُوَ غلَبَ عَلَی شَی ءٍ مِنْ دُنْیاهُ وَ صَارَ فِی یدِهِ مِنْهُ شَی ءٌ نَزَعَ اللَّه الْبرَکةَ منْهُ وَ لَمْ یؤْجِرْهُ عَلَی شَی ءٍ ینْفِقُهُ فِی حَجٍّ وَ لَا عُمْرَةٍ وَ لَا عِتْق؛ بدانید که هر مؤمنی در برابر زورمندی یا کسی که با دین وی مخالف است به طمع مال او فروتنی کند، خداوند او را گمنام می سازد و بر این کار بر او خشم می گیرد، و او را به همان کس واگذار می کند و اگر از این رهگذر به چیزی از دنیا دست یافت و مالی در دستش قرار گرفت، خداوند برکت را از آن می برد، و چنان چه چیزی از آن را به مصرف حج یا عمره و یا آزاد کردن برده رسانید، خدا به او پاداش نخواهد داد». (مفید، 1413 ق، ص100 )

2) معرفی الگو
مراد از شیوه معرفی الگو آن است که مربی افزون بر این که خود، یک الگوی شایسته برای متربی است، می بایست تلاش کند نمونه های دیگری از رفتار و کردار مطلوب اجتماعی را به متربی معرفی کند.

در تربیت اسلامی، بیان سیره بزرگان دین و شخصیت های بلند مرتبه ای که جایگاه ویژه ای نزد مسلمانان دارند، می تواند الگوهای مناسبی در اختیار متربیان قرار دهد. ارائه الگو در تربیت اجتماعی از این جهت اهمیت دارد که متربی متوجه چگونگی رفتار در سیره بزرگان شده و با جزئیات و ظرافت هایی که در اجرای آن ها وجود دارد آشنا می شود؛ لذا نه تنها به چگونگی برقراری روابط صحیح اجتماعی، بلکه به شرایط تحقق آن و تأثیراتی که بر دیگران بر جای می گذارد، پی می برد. از سوی دیگر، آشنا شدن با سیره اجتماعی بزرگان و زیبایی های آن، موجب می شود در متربی گرایش و انگیزه اقدام به رفتارهای مثبت اجتماعی ایجاد و تقویت شود.

امام صادق(ع) با توجه به جایگاه مهمی که بزرگان دین و شخصیت های مذهبی در میان مردم داشتند، به مناسبت های مختلف از چگونگی سیره و نظر ایشان در رابطه با رفتارهای اجتماعی سخن می گفت و از طریق علاقه و محبت افراد به این شخصیت ها، ایشان را به الگوگیری از رفتار آن بزرگواران تشویق می نمود؛ برای مثال، نقل شده است که میهمانی نزد امام صادق(ع) بود روزی برخواست تا کاری انجام دهد، امام(ع) اجازه نداد و خود، آن کار را انجام داد و فرمود: «نَهی رَسُولُ اللَّهِ (ص) عنْ أن یستَخْدَمَ الضَّیفُ؛ رسول خدا(ص) از به خدمت گرفتن میهمان، نهی کرد». (کلینی، 1362، ج12، ص366)

هم چنین ایشان، اهمیت حمایت از محرومان و مقابله با مستکبران را ضمن بیان داستانی از حضرت عیسی(ع) چنین گوشزد کرد: «أَنَّ عِیسَی(ع) لَمَّا أَرَادَ وَدَاع أَصحَابِهِ جمَعَهُمْ وَ أَمَرَهُمْ بِضُعَفَاءِ الْخَلْقِ وَ نَهَاهُمْ عَنِ الْجَبَابِرَةِ؛ هنگامی که عیسی(ع) می خواست با اصحاب خود وداع کند، ایشان را جمع کرد و آنان را به توجه به مردم ناتوان فرمان داد و از نزدیکی به جباران و گردنکشان نهی کرد». (مجلسی، 1363، ج 14، ص 252)

امام صادق(ع) می توانست در ضمن یک حدیث مستقل، به لزوم توجه به ناتوانان و مقابله با مستکبران سفارش کنند؛ چنان که در میان احادیث ایشان چنین توصیه هایی موجود است، ولی به جهت تأثیرگذاری جایگاه حضرت عیسی(ع) به عنوان یک الگوی الهی برای مسلمانان با نقل سخن از جانب ایشان، از این ظرفیت، جهت ایجاد انگیزه در مخاطبان بهره برد.

3) برخورد محبت آمیز
شیوه دیگری که از سیره امام صادق(ع) جهت تقویت گرایش و انگیزه به دست می آید، برخورد محبت آمیز با افراد است. محبت باعث می شود انسان نسبت به شخص محبت کننده علاقه پیدا کند و او را دوست بدارد. امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «بِلینِ الْجانِبِ تَأْنِسُ النفُوسُ؛ بر اثر نرم خویی، دیگران با انسان مأنوس می شوند ». (تمیمی آمدی، 1366، ص250)

در بحث تربیت، اگر محبت از سوی مربی باشد، سبب می شود تأثیرگذاری او افزایش یابد و سریع تر به اهداف تربیتی خوددست یابد؛ زیرا قلب انسان به هر کس علاقه مند گردد، امکان پذیرش و پیروی و همانندسازی از او بیشتر خواهد شد. خداوند در قرآن به این حقیقت که اثر طبیعی محبت، پیروی از دستورات و خواسته های محبوب است اشاره کرده و می فرماید: (قلْ إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی یحْبِبْکمُ اللَّهُ وَ یغْفِرْلَکمْ ذُنُوبَکمْ) (آل عمران: 31)؛ بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد و گناهانتان را ببخشد.

تحقیقات علمی نیز این مطلب را تأیید می کند. تیلور در کتابش با نام روانشناسی اجتماعی می نویسد: «از آن جا که انسان ها سعی می کنند شناخت هایشان با احساساتشان هماهنگ باشد، نگرش خود را به احتمال زیاد بر حسب نگرش های کسانی که دوست دارند تغییر می دهند». (داودی، 1387، ج 3، ص 120)

در سیره امام صادق(ع) نمونه های زیبایی از برخورد محبت آمیز حضرت با یاران به چشم می خورد؛ از جمله عقبةبن خالد می گوید: من و معلّی و عثمان بن عمران خدمت امام صادق(ع) رسیدیم، وقتی حضرت ما را دید فرمود: «مرحبا، مرحبا بر شما! صورت هایی که ما را دوست دارند و ما دوستشان داریم. خداوند شما را در دنیا و آخرت همراه ما قرار دهد!» عثمان عرض کرد: فدایت شوم! حضرت فرمود: «بله! سؤالت چیست؟» عثمان گفت: من مردی بی نیاز هستم. حضرت فرمود: «خدا در این بی نیازی به تو برکت عطا کند. » عثمان ادامه داد: شخصی می آید و از من گدایی می کند، در حالی که وقت پرداخت زکات من فرا نرسیده است. امام صادق(ع) فرمود: «قرض، نزد ما هجده حسنه دارد، اما صدقه تنها ده حسنه و اگر مرد بی نیازی هستی؛ پس چرا به او قرض نمی دهی تا هنگامی که زمان پرداخت زکاتت رسید آن را از زکاتت حساب کنی؟ ای عثمان! آن سائل را رد مکن که اگر این کار را بکنی، نزد خدا گناه بزرگی مرتکب شده ای. ای عثمان! اگر جایگاه مؤمن را نزد پروردگار می دانستی، هرگز در برآورده کردن نیاز او کوتاهی نمی کردی. کسی که مؤمنی را خوشنود و مسرور سازد، گویی پیامبر(ص) را شادمان ساخته». (نوری، 1408، ج 5، ص 293)

چنان که مشاهده شد، این گفت وگو سرشار از محبت بود و امام(ع) چقدر دلنشین به یارانش ابراز علاقه کرد. به طور حتم توصیه هایی که پس از این برخورد محبت آمیز بیان شود، در عمق جان می نشیند و انگیزه ای قوی برای عمل به آن ایجاد می کند.

از ابی عبدالله سمان(روغن فروش) نیز نقل شده است که روزی هدیه ای برای امام صادق(ع) برد و به همراه حضرت از آن هدیه میل کردند و چون از خوردن دست کشید گفت: الحمدلله حضرت به او فرمود: «أَکلَ طَعَامَک الأبْرَارُ وَ صلَّتْ عَلَیک الْمَلاَئِکةُ الأخْیارُ؛ طعامت را نیکان خورند و فرشته های خوب بر تو رحمت فرستند». (برقی، 1371ق، ج2، ص439)

در این سیره، برخورد محبت آمیز امام(ع) در قالب میل کردن از هدیه مرد روغن فروش و بیان جمله ای نیکو در رابطه با کار خوب او، انگیزه فرد را برای تکرار این رفتار صحیح اجتماعی یعنی محبت به دیگران و هدیه دادن تقویت می کند.

تقویت رفتار و کُنش
کُنش عبارت از «تمایلات فرد برای فعالیت می باشد و مربوط است به آن چه شخص انجام می دهد یا می خواهد که انجام دهد ». (پورمقدس، 1367، ص114 و 115) با این تعریف روشن شد که منظور از مؤلفه رفتاری، صرفاً تحقق خارجی رفتار نیست؛ بلکه آمادگی ذهنی برای انجام دادن یک رفتار است. (آذربایجانی و همکاران، 1385، ص157)

اگر چه از یک سو هیچ رفتاری بدون پایه های شناختی و عاطفی محقق نمی شود، ولی از سوی دیگر چنین نیست که محقق شدن شناخت و عاطفه در رابطه با یک موضوع حتماً به رفتار منجر شود. از این رو، ایجاد و تقویت تمایلات رفتاری، یکی از پایه های اصلی در بحث تربیت است.

گاهی فرد آگاهی لازم را در رابطه با یک رفتار مطلوب دارد و انگیزه کافی نیز برای انجام دادن آن پیدا کرده است، اما به دلایلی هم چون عدم مهارت یا قرار نگرفتن در شرایط، به آن عمل اقدام نمی کند و به عبارتی، آمادگی ذهنی برای اقدام به عمل در او ایجاد نشده است. بنابراین برای رسیدن به رفتار مطلوب، می بایست افزون بر مؤلفه های شناختی و عاطفی، ساحت کُنشی را نیز در فرد تقویت نمود.

در سیره امام صادق(ع) شیوه های متعددی برای تقویت رفتار وجود دارد که در ادامه، به برخی از آن ها اشاره می شود:

1) آموزش عملی
در بحث ارائه و معرفی الگوهای شایسته به متربی بیان شد که مربی می بایست ابتدا خود، الگویی مناسب برای متربی باشد و آن چه را می خواهد به او آموزش دهد، به شکل عملی در رفتار خود در معرض دید او قرار دهد. این نوع یادگیری را که از طریق مشاهده رفتار حاصل می شود، یادگیری مشاهده ای یا یادگیری اجتماعی می نامند.

آموزش عملی، بهترین راهکار طبیعی و غیررسمی است که مربی عملاً آن را انجام می دهد. در این شیوه، بدون گفتار و آموزش رسمی، متربی از راه مشاهده رفتار مربی، چگونگی انجام یک رفتار را می آموزد. آموزش از این طریق، سریع و قابل فهم است؛ زیرا مصداق ها به صورت عینی و با جزئیات در برابر دیدگان متربی قرار دارد.

در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «کونوا دُعَاةً للنَّاسِ بالخیرِ بِغَیرِ أَلْسِنَتِکمْ؛ مردم را به غیر از زبان(با اعمالتان) به خیر دعوت کنید ». (طبرسی، 1385ق، ص172) این روایت ناظر به همین شیوه تربیتی است؛ به این معنا که برای تحقق اهداف تربیت، تنها بیان اصول تربیتی کافی نیست؛ بلکه مربی می بایست خود به آن ها عمل کند تا متربی از نزدیک شاهد انجام رفتار باشد.

در بحث تربیت اجتماعی، امام صادق(ع) نیز به عنوان یک مربی، برای این که دیگران چگونگی روابط صحیح اجتماعی را بیاموزند، رفتار صحیح را عملاً به نمایش می گذاشتند و با ارائه الگوی عینی، راه را بر هرگونه توجیه و تأویلی می بستند؛ برای مثال، در رابطه با صبر و مدارا با مردم، یکی از یاران امام صادق(ع) به نام مرازم نقل می کند: هنگامی که امام صادق(ع) در حیره از نزد منصور دوانیقی بیرون آمد و آزاد شد، همان ساعت از حیره حرکت کرد و هنوز سرشب بود که به منطقه سالحین رسید. در آن جا مأموری جلوی آن حضرت را گرفت و گفت: من نمی گذارم تو اکنون از این جا بگذری. حضرت اصرار کرد که اجازه عبور دهد، ولی او به سختی جلوگیری کرد و مانع از عبور شد. من و مصادف (یکی از اصحاب حضرت ) همراه امام(ع) بودیم. مصادف گفت: قربانت شوم! این مرد سگی است که شما را می آزارد و من ترس آن را دارم که شما را بازگرداند و نمی دانیم در آن وقت وضع شما با منصور چگونه خواهد بود(و دوباره با شما چه رفتاری خواهد کرد). من و مرازم در این جا همراه شما هستیم. آیا اجازه می دهید تا ما گردن این مرد را بزنیم و کشته اش را در نهر آب بیندازیم؟ حضرت فرمود: «ای مصادف! خودداری کن و آرام باش». حضرت هم چنان از آن مرد می خواست که آن ها را برای رفتن آزاد بگذارد و پیاپی از او درخواست می کرد تا این که بیشتر شب گذشت. در آن هنگام، مأمور اجازه داد و امام(ع) عبور کرد. (وقتی از آن جا گذشتیم) حضرت فرمود: «ای مرازم! این بهتر است یا آنچه تو گفتی؟» عرض کردم: قربانت گردم این بهتر است. امام(ع) فرمود: «إِنَّ الرَّجُلَ یخْرُجُ مِنَ الذُّلِّ الصَّغِیرِ فَیدْخِلُهُ ذَلِک فِی الذُّلِّ الْکبِیرِ؛ چه بسا مردی[به جهت بی تابی و کم صبری] از یک ناراحتی ناچیز نجات یابد، ولی این نجات، او را گرفتار ناراحتی بزرگ تر کند». (کلینی، 1362، ج 8، ص 87 )

در این سیره مشاهده می شود که امام(ع) چگونه به یاران خود صبر در برابر دیگران و مدارا با آن ها را نشان، و عملاً به آن ها آموزش می دهد که صبر و خویشتن داری در برابر رفتار نادرست، راهی مؤثر جهت برقراری روابط و دست یابی به نتایج مورد نظر است.

نمونه دیگر، مربوط به سیرة امام(ع) در آموزش اصل حمایت از محرومان به روش آموزش عملی است. معلّی بن خنیس نقل می کند: در یک شب بارانی، امام صادق(ع) به طرف سایبان بنی ساعده حرکت کرد و من هم به دنبال آن حضرت به راه افتادم. در همین اثناء چیزی از دست آن حضرت بر زمین افتاد، پس فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ اللَّهُمَّ رُدَّ عَلَینَا؛ به نام خدا، خدایا! به من برگردان». راوی می گوید: من نزد حضرت پیش رفتم و سلام کردم، حضرت فرمود: «معلّی! تویی؟!» عرض کردم: آری، فدایت شوم. فرمود: «با دستان خود بگرد! (چون شب بود و هوا تاریک، و بایستی با مالیدن دست به روی زمین به دنبال گمشده گشت) اگر چیزی پیدا کردی آن را به من بده». راوی گفت: جست وجو کردم تا نانی را که پخش شده بود پیدا کردم و هر چه می یافتم، به آن حضرت می دادم تا سرانجام کیسه ای که همراه امام(ع) بود، پر از نان شد. عرض کردم: فدایت شوم! اجازه بده تا من به جای شما کیسه نان را بردارم. فرمود: «نه! من به این کار سزاوارترم، ولی تو به همراه من بیا!». راوی گفت: به سایبان بنی ساعده که رسیدیم در آن جا جمعی را دیدیم که خوابیده بودند. حضرت شروع کرد (به تقسیم نان ها) در زیر لباس و یا بر بالین هر یک از آن ها یک یا دو قرص نان گذاشت تا نفر آخر و بعد برگشتیم. من به حضرت عرض کردم: فدایت شوم! آیا این ها حق را می شناسند؟ (یعنی به خداوند و رسول خدا(ص) و امامت شما ایمان دارند؟) فرمود: «لَوْ عَرَفُوا لَوَاسینَاهُمْ بالدُّقَّةِ؛ چنان چه حق را می شناختند، ما نمک را نیز به آن ها می دادیم». (صدوق، 1406ق، ص144 )

چنان که مشاهده می شود امام(ع)، معلّی را همراه خود برد تا شاهد چگونگی رفتار امام(ع) با نیازمندان باشد؛ زیرا مشاهده در اموری هم چون کمک به محرومان تأثیر بسیار زیادی در یادگیری رفتار اجتماعی صحیح دارد. فرد در ضمن مشاهده رفتار امام (ع)، هم زمان چند نکته را می آموزد؛ این که به چه کسانی باید کمک کرد، نحوه کمک رسانی به چه شکل باشد، شرایط نامساعد مثل باران و تاریکی هوا مانعی برای کمک به نیازمندان نیست و این که میزان کمک را بنا به استحقاق افراد می توان افزایش داد.

2) ایجاد موقعیت های تمرینی
در بحث تربیت، زمانی که مربی بینش و شناخت لازم نسبت به یک موضوع را برای فرد ایجاد کرد و انگیزه و گرایش کافی نیز در او به وجود آورد، می تواند با ایجاد یک موقعیت تمرینی و فراهم کردن زمینه برای انجام عمل توسط متربی، احتمال بروز رفتار را در او افزایش دهد.

امام صادق (ع) با شیوه های مختلف، یاران خود را برای انجام رفتارهای مثبت اجتماعی تمرین می داد؛ برای مثال، صفوان جمال می گوید: خدمت امام صادق (ع) نشسته بودم که مردی از اهل مکه به نام «میمون » وارد شد و از نداشتن کرایه شکایت کرد. حضرت به من فرمود: «برخیز و برادرت را یاری کن». من برخاستم و همراه او رفتم تا خدا کرایه او را فراهم ساخت. سپس به مکان خود برگشتم. امام صادق (ع) فرمود: «برای حاجت برادرت چه کردی؟» عرض کردم: «پدر و مادر به قربانت! خدا آن را روا کرد. » حضرت فرمود: «أَمَا إِنَّک أَنْ تُعِینَ أَخَاک الْمُسْلِمَ أَحَبُّ إِلَی مِنْ طَوَافِ أُسْبُوعٍ بِالْبَیتِ مُبْتَدِئاً؛ همانا اگر برادر مسلمانت را یاری کنی، بهتر است نزد من از این که یک هفته به خانه کعبه طواف آغاز کنی». (حرعاملی، 1414ق، ج 16، ص 370)

گرچه حضرت می توانست خودش حاجت آن نیازمند را برطرف سازند، اما این کار را به یکی از افراد حاضر در جلسه می سپارد تا او در این موقعیت ایجاد شده، عملاً برای حل مشکل یک نیازمند تلاش کند.

نمونه دیگر از به کارگیری این روش توسط امام(ع) مربوط به ابوجعفر خثعمی است که می گوید: حضرت صادق(ع) کیسه زری به من داد و فرمود: «ادْفعْهَا إِلَی رَجلٍ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ وَلاَ تُعْلِمْهُ أَنِّی أَعْطَیتُک شَیئاً؛ این کیسه را به فلانی از بنی هاشم بده و به او نگو من داده ام!» خثعمی می گوید: من بردم و به او دادم. آن شخص گفت: خدا به کسی که داده، خیر بدهد. هر سال آن قدر به من می دهد که تا سال دیگر ما را کافی است؛ ولی جعفر بن محمد با آن ثروتی که دارد، یک شاهی به ما نمی دهد. (ابن ابی فارس، 1410 ق، ج 2، ص 82)

قرار گرفتن در چنین موقعیتی به طور حتم تأثیر زیادی روی فرد می گذارد و تجربة متفاوتی در رابطه با انفاق به او می دهد؛ به این معنا که شخص در می یابد انفاق به صورت ناشناس به قدری ارزش دارد که حتی با وجود چنین برخوردهای نادرستی، باز هم جا دارد که نام احسان کننده فاش نشود.

3) نظارت و ارزیابی
اگر مربی به دادن اطلاعات در رابطه با یک موضوع و ایجاد انگیزه نسبت به آن اکتفا کند و پیگیری و نظارتی بر رفتار متربی نداشته باشد، نمی تواند به اهداف تربیتی خود دست یابد. زمانی که متربی، جدیت مربی را در تحقق اهداف تربیت مشاهده کند و بازخورد عمل خود را از جانب وی دریافت نماید، کنش و تمایلات رفتاری او تقویت خواهد شد.

آن چه از نظارت در این بحث مد نظر است، آگاهی یافتن مربی از رفتار متربی و نشان دادن بازخورد مناسب به آن می باشد؛ لذا این آگاهی چه به صورت مستقیم حاصل شود و چه مربی از راه های غیرمستقیم بر رفتار متربی اطلاع یابد، تحت عنوان نظارت قرار می گیرد.

در سیره تربیتی امام صادق(ع) مشاهده می شود که ایشان بر رفتارهای اجتماعی یاران و نوع برخوردش با دیگران نظارت داشت و اعمال ایشان را ارزیابی کرده و با نوع عکس العملی که از خود نشان می داد، آن ها را متوجه نتیجه این ارزیابی می نمودند. روشن است که نظارت ایشان با توجه به شرایط و محدودیت هایی که از جانب حکومت اِعمال می شد، بیشتر به صورت غیرمستقیم بوده است.

اسحاق بن عمار نقل می کند: من در کوفه بودم و برادران دینی بسیاری به دیدن من می آمدند و من دوست نداشتم مشهور شوم؛ زیرا بیم داشتم از این که بفهمند من شیعه هستم. از این رو به غلام خود گفتم: هر کس آمد و مرا خواست، بگو او این جا نیست. در همان سال به حج خانه خدا رفتم و امام صادق (ع) را ملاقات نمودم. در چهره اش نسبت به خودم احساس ناراحتی و تندی کردم. گفتم: فدایت شوم! چه چیز موجب خشم شما نسبت به من شده است؟ حضرت فرمود: «رفتاری که نسبت به برادران مؤمن خود داشته ای». گفتم: فدایت شوم! من فقط از این بیم داشتم که مشهور شوم و خدا می داند که چقدر آنان را دوست دارم. امام(ع) فرمود: «یا إِسْحَاقُ لاَتَمَلَّ زِیارَةَ إِخْوَانِک فَإِنَّ الْمُؤْمِنَ إِذَا لَقِی أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ فقَالَ مرْحَباً کتبَ اللَّهُ لَهُ مَرْحَباً إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ؛ ای اسحاق! از دیدار برادرانت خسته نشو؛ زیرا مؤمن هر گاه برادر مؤمنش را دیدار کند و به او تحیت گوید، خداوند تا روز قیامت برای او تحیت و درود می نویسد...». (صدوق، 1406ق، ص146)

اما در مورد نظارت و ارزیابی مستقیمِ حضرت، می توان به این نمونه اشاره کرد:

یکی از پیروان امام(ع) نقل می کند: همراه شماری از دوستانم به عیادت یکی از شیعیان می رفتیم. میان راه امام صادق(ع) را دیدیم. ایشان پرسید: «به کجا می روید؟» گفتیم: به عیادت فلانی می رویم. حضرت فرمود: «بایستید! آیا قدری سیب، گلابی، بالنگ یا اندکی عطر و عود به همراه دارید؟» گفتیم: خیر. فرمود: «أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّ الْمَرِیضَ یسْتَرِیحُ إِلَی کلِّ مَا أُدْخِلَ بِهِ عَلَیه؛ مگر نمی دانید بیمار از این که کسی هدیه ای برایش ببرد، شاد می شود؟». (طبرسی، 1370، ص362)

ملاحظه می شود که حضرت با نظارت بر نحوه عیادت رفتن یارانشان و ارائه رهنمود برای انجام هر چه بهتر آن، رفتار آن ها را در اجرای اصل اجتماعی برادری و مهرورزی تقویت می کند؛ به این معنا که با این نظارت و رهنمود، اقدام به عمل عیادت کردن در آن افراد تقویت گشته و در آینده به شکل صحیح و اصولی تکرار خواهد شد.

نتیجه گیری
با توجه به اهمیت تربیت اجتماعی در زندگی انسان، دست یابی به روشی مطمئن و کم خطا و در عین حال، جامع و کاربردی برای تحقق آن، جایگاه ویژه ای پیدا می کند. بدین منظور، از میان سیره معصومان((ع))، به بررسی سیره تربیتی امام صادق(ع) در زمینة آموزش روابط صحیح اجتماعی پرداخته شد؛ زیرا با توجه به تحولات سیاسی ویژه ای که در زمان ایشان رخ داد و در پی آن، قدرت از خاندان بنی امیه به بنی عباس انتقال یافت، فرصتی استثائی برای امام(ع) به وجود آمد تا در فضایی بازتر و ابعادی گسترده تر به فعالیت های تربیتی بپردازند.

روش های به دست آمده از سیره امام صادق(ع) با توجه به سه ساحت وجودی انسان یعنی، شناخت، عاطفه و رفتار عبارت اند از: تقویت بینش، تقویت گرایش و تقویت کُنش. هر یک از این روش ها، از طریق شیوه ها و فنونی قابل اجرا می باشند که در سیره امام(ع) نمونه های متعددی برای آن ها وجود دارد.

باید در نظر داشت از آن جا که ساحت های وجودی انسان از یکدیگر جدا نبوده و تأثیر و تأثر متقابل دارند، چنان چه مربی بخواهد به اهداف تربیتی خود دست یابد، می بایست از هر سه روش، یعنی تقویت بینش، تقویت گرایش و تقویت کُنش به صورت توأمان استفاده نماید؛ به این معنا که هم اطلاعات لازم را در خصوص رفتار مورد نظر در اختیار متربی قرار دهد و هم انگیزه او را به سمت رفتار مطلوب، تحریک کند و هم زمینة اقدام به عمل را در او فراهم سازد.

چنان که در این پژوهش ملاحظه شد، در راستای تقویت بینش، با توجه به شیوه های به دست آمده از سیره امام صادق(ع) می توان با آموزش معیارهای اصلی روابط صحیح اجتماعی، تبیین فلسفه رعایت آن ها و ایجاد بحث و گفت وگو درباره بایسته های رفتار اجتماعی، اطلاعات لازم را در اختیار افراد قرار داد. از طرفی با تحریک انگیزه های ایمانی، معرفی الگو از میان شخصیت های برجسته و مورد توجه افراد و نیز برخوردهای محبت آمیز هنگام بیان اصول روابط صحیح انسانی، به تقویت انگیزه و گرایش آن ها نسبت به انجام رفتارهای اجتماعی مناسب پرداخت. هم چنین در جهت تقویت کُنش افراد، با آموزش عملی و نیز ایجاد موقعیت های تمرینی برای او و در نهایت، نظارت بر چگونگی رفتارهای اجتماعی افراد و بیان ارزیا?




امروز:  پنجشنبه 8 خرداد 1399
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi