مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 برگزاری جلسه شورای اساتید در مجتمع کوثر

 دفاع پایان نامه با موضوع «نقد و بررسی حقیقی یا نمادین بودن داستان های قرآن از منظر آیات و روایات» در مجتمع کوثر

  دریافت فایل پیوست آزمون استخدامی آموزش و پرورش

 برگزاری ضیافت افطاری با حضور اساتید و طلاب مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر

 برگزاری مسابقه سوره یاسین در مجتمع کوثر

 برگزاری مراسم جزء خوانی قرآن کریم در مجتمع کوثر

  رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از طلاب سراسر کشور

 مرکز مدیریت حوزه‌های علمیه در بیانیه ای: حوزه های علمیه با تمام توان ازسپاه پاسداران حمایت می کند

 در حمایت از سپاه پاسداران: تجمع بزرگ حوزویان در مدرسه فیضیه

 رابطه رونق تولید و معیشت مردم

 پیام تسلیت درپی درگذشت عالم ربانی و فقیه پارسا آیت‌الله حاج شیخ محمد مؤمن

 بیانیه گام دوم انقلاب مقام معظم رهبری خطاب به ملت ایران

 

 

خانه مناسبت ها نقش امام در جنبش سیاسی مذهبی پانزده خرداد...
دوشنبه 13 خرداد 1398     نقش امام در جنبش سیاسی مذهبی پانزده خرداد

علل و ریشه‏ های معاصر جنبش پانزده خرداد
الف ورود آیة ا... امام خمینی به صحنه سیاست
امام خمینی که با فوت آیت‏ اللّه‏ بروجردی در فروردین 1340، بطور عملی وارد میدان سیاست گشته، اکنون پس از تالیف کتاب کشف‏الاسرار و انعکاس تعالیم مبارزاتی اسلام، به دنبال فرصتی مناسب برای به دست آوردن انگیزه محرکی بود تا بتواند نظر عامه مردم را به خود جلب کند و توده ‏ها را به حرکت واداشته، روحانیت را با خود هم صدا سازد و در عین حال با انگ آخوند سیاسی از صحنه حذف نشود، در این مقطع در رأس مخالفان قرار می‏گیرد.

سخنان ایشان در آن روز که با استحکام تمام بیان می‏شد، نشان داد که دخالت روحانیون در سیاست، نه تنها پایان نگرفته بلکه می‏تواند با قدرت وسیع ‏تر و جدیدی ادامه یابد. دلایل رژیم در تغییر و تبدیل قانون گذشته در نزد مذهبیون چنین تفسیر شد که اولاً یک زورآزمایی باروحانیون و هواخواهان مذهب است تا آنها را برای همیشه کنار گذارد و دیگر رژیم مجبور به محافظه‏ کاری در برابر مراجع دینی نباشد. ثانیا با برداشتن مذهب رسمی و سوگند به قرآن، به گروه ‏های صاحب نفوذ غیر معتقد به قرآن و اسلام که عملاً سیاست کشور را در اختیار داشتندفرصت می‏دهد تا موجودیت خود را اعلام کنند. ثالثا با طرح آزادی زنان دلیل عقب ماندن ومحرومیت گذشته آنها را به عهده اسلام و قانون اساسی بگذارد و زمینه بیشتر ورود زنان به شکل مورد نظر رژیم را در صحنه اجتماع فراهم سازد. این مسأله در زمانی مطرح می‏شد که آزادی‏های سیاسی و دموکراسی، برای طبقه مردان هم قابل تحمل نبود.

امام خمینی که این فرصت را بهتر از هر زمان دیگر برای همگانی ساختن جنبش تشخیص می‏داد، قاطعانه وارد میدان شد. 16 مهرماه اولین اجتماع آیات عظام؛ خمینی،شریعتمداری و گلپایگانی به دعوت ایشان در منزل مرحوم آیت الله حائری، مؤسس حوزه علیه قم، تشکیل شد. امام خمینی در این جلسه دورنما و نقشه‏ های رژیم شاه را خانمان سوز وماموریت او را پاسداری از منافع استعمار و امپریالیسم که با نابودی اسلام و ملت مسلمان همراه می‏باشد، معرفی کرد، مسوولیت سنگین علما و زعمای روحانیت را در قبال نقشه ‏ها یاستثمار و استقلال کشور یادآوری نمود و هشدار داد که در صورت مسامحه در پیشگاه پیامبر وقرآن مسوول و مواخذ خواهند بود... در این مجلس تصمیم گرفته شد که اولاً طی تلگرافی ازشاه خواسته شود که در لغو تصویب نامه اقدام نماید. ثانیا به علمای مرکز و شهرستان‏ها درمورد تصویب نامه اعلام خطر گردد و از آنان برای مبارزه و مقابله دعوت شود. ثالثا با تشکیل جلسات هفتگی، وحدت و اتفاق نظر در جهت مبارزه حفظ گردد.

با تبری جستن شاه از مسئله و احاله آن به دولت حملات متوجه علم گردید؛ امام خمینی در اعتراض خود لقبی برای علم قایل نمی‏شود و اعتراض را از تصویب نامه فوق فراتر برده وتعطیل طولانی مجلس را برخلاف قانون اساسی و مشروطه می‏ شمارد.

تخلف دولت از اسلام را به مردم گوشزد می‏کند و ملت را رو در روی دولت قرار می‏دهد و بالحنی شدید به نصیحت دولت می‏پردازد. آیات عظام؛ گلپایگانی، نجفی و شریعتمداری، هریک، تلگرافی به علم مخابره و لغو تصویب نامه را تقاضا می‏نمایند. وعاظ و گویندگان وخطبای مذهبی نیز جداگانه به تشکیل جلسه پرداخته و مردم از گروه ‏ها و دسته ها مختلف با علما تماس می‏گیرند و پس از اندک مدتی، موضوع از محافل دینی و بازار گذشته و به دانشگاه و مراکز تحصیلی می‏رسد.

موج ناراحتی در بین عموم مردم پدیدار گشته و سیل طومار و نامه و تلگراف از اقشار وطبقات مختلف به پشتیبانی از خواسته علمای قم و اعتراض به تصویب نامه به سوی دربارسرازیر می‏گردد.

در مواجهه با کنترل شدیدی که دولت بر روزنامه‏ ها اعمال نموده و از انتشار آنچه در محافل مردمی می‏گذشت به شدت جلوگیری می‏کرد، انتشار تلگراف‏ های امام خمینی، آن‏ هم باعباراتی چون «علم می‏خواهد اسلام را از رسمیت بیندازد ... مخالف صریح قرآن عمل کرده وبه دستورات الهی گردن ننهاده ... قانون اساسی را زیر پا گذاشته و ...» خشم‏ گروهی را درسراسر کشور دامن می‏زند.

حاج آقا روح‏ الله که تا چندی قبل در محافل روحانی خاص از او یاد می‏شد و به اعتبارعلمی و روحانی او ارج نهاده می‏شد، اکنون به صورت یک روحانی مبارز و سرسخت موردتوجه قرار می‏گیرد. علم، پس از یک ماه و نیم سکوت معنی‏ دار، به یکباره تلگرافی به سه نفر ازمراجع (گلپایگانی - نجفی - شریعتمداری) مخابره و با خطاب آیت الله، در سه فراز موضوع را تشریح کرده و اظهار می‏دارد : «نظر دولت در شرط اسلامیت انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان نظر علمای اعلام است؛ سوگند با قرآن مجید است، و در مورد شرکت بانوان درانتخابات هم دولت نظر آقایان علما را به مجلس می‏دهد و تصمیم مجلس را اجرا می‏نماید.»این تلگراف در واقع اولین اقدام رسمی شاه علیه آیة‏اللّه‏ خمینی بود؛ اقدامی که در جهت شکستن شأنیت او در اجتماع به کار گرفته شد. در عین حال همین امر موجب بروزحساسیت‏ های دیگری به نفع او گردید.

واکنش دولت تا حدودی علمای دیگر را راضی و قانع ساخت و دولت با تلاش‏هایی،سعی کرد مسأله را تمام شده تلقی نماید. ولی آیة‏ا...خمینی دست از ادامه مبارزه برنمی‏دارد ودر پاسخ به استفتائات مردم، حملات را از موضع نزاع، فراتر برده و از جمله به عدم آزادی مطبوعات، نابسامانی زندگی مردم، و خطر صهیونیزم می‏پردازد. و در آخرین مرحله، اعلام رسمی آنچه در تلگراف‏ های دولت آمده را از طریق رسانه ‏های عمومی، خواستار می‏شود.سرانجام با پذیرش شکست از سوی دولت و کنار کشیدن سایر علما از ادامه اعتراض، جدیت مسئله در همین حد فروکش می‏کند.

ب - انقلاب سفید و موضع گیری آیة‏ا... خمینی
با گذشت دو ماه و اندی از مسأله تصویب نامه انجمن‏ های ایالتی و ولایتی و عقب‏ نشینی دولت از مفاد 3 بندی مذکور در لایحه به وسیله تلگراف و نامه، شاه در انجام ماموریت محوله خود، در روز 19 دی ماه 1341 طرحی ابتکاری را اعلام داشت و آرای مستقیم عمومی ملت را در رابطه با اصول شش گانه آن تقاضا نمود. اصول مذکور عبارت بود از :

1 الغای رژیم ارباب و رعیتی یا تصویب اصلاحات ارضی ایران براساس لایحه «قانون اصلاحات ارضی مصوب 19 دی 1340 و ملحقات آن»؛

2 تصویب لایحه قانون ملی کردن جنگل‏ها در سراسر کشور؛

3 تصویب لایحه قانونی فروش سهام کارخانجات دولتی به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضی؛

4 تصویب لایحه قانونی سهیم ‏کردن‏ کارگران درمنافع ‏کارگاه‏ های‏ تولیدی‏ و صنعتی؛

5 لایحه اصلاحی قانون انتخابات؛

6 لایحه ایجاد سپاه دانش به منظور اجرای تعلیمات عمومی و اجباری:

پیشتر اشاره شد که امریکا در جهت استمرار منافع خود در منطقه و تامین ثبات رژیم هم پیمان خود، از خطر طغیان کارگران و دهقانان غافل نبود و لذا انجام اصلاحات را ضروری می‏دانست. بعلاوه پاره‏ای از سنت‏ها و خواسته‏ های مذهبی مردم، سدی در راه نفوذ غرب وانجام تغییرات به شمار می‏رفت که با طرح لوایحی نظیر اصلاح قانون انتخابات در واقع نوعی تغییر و جایگزینی در این خواسته‏ ها مورد انتظار بود و شاید تا حدودی نیز می‏توانست ازنارضایتی‏ ها بکاهد. امام خمینی که از ماهیت این حرکت آگاهی داشت پس از اعلام رفراندوم از طرف شاه بار دیگر سایر مراجع قم را به تشکیل جلسه به منظور رسیدگی و اخذ تصمیم درباره آن دعوت نمود. سپس تصمیم براین شد که نماینده‏ای از دولت - به نام بهبودی - برای توضیح درباره این کار به قم دعوت شود و نیز نظرات علما به اطلاع شاه برسد. از طرف علماهم حاج روح ‏الله کمالوند پذیرفت به دیدار شاه برود و مخالفت علما را با اصلاحات «ضداسلامی» به او گوشزد نماید.

ولی شاه بقای خود را بسته به رفرمی می‏دانست که به او تحمیل شده بود و نیز تصورنمی‏کرد شخصیت بارزی در میان روحانیون با او به مقابله برخیزد. بنابراین به کمالوند اعلام کرد:؛ این اصول را باید اجرا کنم و اگر من آن‏ها را انجام ندهم از بین می‏روم و کسانی کار را به دست خواهند گرفت که هیچ اعتقادی به شما و مسلک شما ندارند بلکه این مساجد را بر سرشما خراب خواهند کرد و شما را از بین می‏برند.... براین اساس، روز ششم بهمن 1341 روز رفراندوم و به تعبیر شاه "تصویب ملی" اعلام می‏شود. امام خمینی در پاسخ به استفتای جمعی از متدینان، رفراندوم را تحریم و اشکالاتی نظیر: پیش‏بینی نشدن آن در قانون، روشن نبودن مقام صالحه انجام این امر در قانون، کم بودن زمان و مهلت بررسی آن برای ملت، کافی نبودن معلومات رأی دهندگان برای بررسی مفاد آن، وجود زور و فشار و تهدید و تطمیع و نبود محیط آزاد برای انجام کار را بر آن وارد می‏داند.

با انتشار اعلامیه امام خمینی مبنی بر تحریم رفراندوم، موج مردم در شهرستان‏ها و تهران به حرکت در آمد و فریاد "رفراندوم قلابی مخالف اسلام است" بلند شد. بازار تعطیل گشت ودامنه تظاهرات و مخالفت مردم بالا گرفت. ماموران رژیم به تظاهرات مردم حمله کرده و ازدانشگاه تا بازار صحنه برخورد و حمله و گریز شد. جمعی مورد ضرب و جرح قرار گرفته وبسیاری بازداشت شدند. علم در مقام نخست وزیری، در مصاحبه ‏ای مطبوعاتی خود را مسلط بر اوضاع معرفی می‏نماید.


شاه می‏خواست تکلیف روحانیون قم را روشن کند، و با انجام سفری به شهر قم، به سایرشهرستان‏ها وانمود کند که مخالفت گسترده روحانیون واقعیت ندارد و بلکه از ورود اواستقبال هم می‏شود، لذا در همان حالی که مردم قم در تعطیلی و اعتراض به سر می‏بردند،ساواک و فرمانداری به تدارک استقبال و چراغانی و ایجاد طاق نصرت می‏پردازند. در عین حال، در روز سوم بهمن گروه کثیری از مردم قم با راهپیمایی و خواندن اعلامیه تحریم علما،شاه‏پرستان حرفه‏ای را به باد کتک می‏گیرند؛ عکس شاه را پاره کرده، کیوسک پلیس را شکسته و طاق نصرت را در هم می‏کوبند. متقابلاً چندین کامیون سرباز برای تلافی به مدرسه فیضیه حمله کرده و بسیاری از دکان ها و مغازه‏های بسته را مورد تهاجم قرار دادند و با شعار جاویدشاه، مغازه‏های بسته را تهدید به تاراج کردند و با این اقدامات مغازه‏ها و بازار را گشودند و شهررا برای ورود شاه آماده کردند.

فرماندار قم در اجتماع روحانیون حضور یافته و پیشنهاد می‏کند تا آقایان علما اعمال خشونت‏آمیز دولت را حضورا با شاه مطرح نمایند و مطمئن باشند نظر شاه، تائید علما است.مقصود فرماندار، پرشکوه ساختن مراسم استقبال، با حضور روحانیون بود. اما امام خمینی باوجود "یورش وحشیانه مامورین" به علما و مردم تهران و رفتار غیرانسانی با اهالی وروحانیون قم، راه هرگونه مراوده و تفاهم را با دستگاه حاکمه می‏بندد. به هر صورت، شاه راهی قم می‏شود. ولی با تمام تلاش‏هایی که از سوی مقامات رژیم صورت می‏گیرد و لطائف الحیلی که فرماندار به کار می‏بندد، کسی از منزل بیرون نرفته و استقبالی صورت نمی‏گیرد.

نفوذ کلام امام خمینی و شرایطی که برای ملاقات با شاه گذاشته بود [برکناری علم و پایان دادن به اعمال خشن پلیسی] هم راه‏های دیگر را مسدود می‏سازد. شاه از فرط ناراحتی وارد حرم نشده و طی سخنانی روحانیون را مورد طعن و لعن خود قرار می‏دهد. سرانجام با تمام مخالفت‏ها و اعتصابات و تظاهرات، رفراندوم انجام شد و بنا به ادعای دستگاه تبلیغاتی رژیم، اصول پیشنهادی با پنج میلیون و ششصدهزار رأی موافق در مقابل چهارهزار و صد وپنجاه رأی مخالف به تصویب ملت رسید. کندی بلافاصله پیروزی را به شاه تبریک گفت،سفیر انگلیس مراتب رضامندی ملکه انگلیس را به علم اعلام داشت، و رادیو مسکو در همان6 بهمن برنامه اصلاحی شاه را ستود و مخالفان آن را عوامل ارتجاع و عرب نامید و هیچ یک به مخالفت‏ها و اعتراضات داخلی توجهی نکردند.

روحانیون که با این وضع مواجه شدند به پیشنهاد امام خمینی تصمیم گرفتند در ماه رمضان آن سال که روز بعد از رفراندوم شروع می‏شد به عنوان اعتراض به دولت از رفتن به مساجد خودداری نمایند و برای جلب نظر عمومی، در تمام ماه رمضان مساجد تعطیل شده ودلایل این کار به دنیای اسلام اعلام گردد. بدین‏سان، در سراسر کشور وضع فوق‏العاده پیشآمد و محراب و مسجد تعطیل گردید. اما این اعتصابات دوام نیافت و بنا بر علل و جهاتی که اهم آن تهدید و اغوای دولت بود، ابتدا در تهران و سپس در سایر شهرستان‏ها جو اعتصاب شکسته شد و این اقدام جمعی به نتیجه‏ای دست نیافت.

ج : اعلام عزای عمومی در فروردین 1342 و حمله رژیم به فیضیه و تشدید بحران :
طبق معمول هر ساله، ایام نوروز که نزدیک می شد گروه بی‏شماری از مردم برای زیارت حضرت معصومه (س) به شهر قم می‏آمدند. پس از ماجرای انقلاب شاه و مردم، مراجع تصمیم گرفتند اعلام کنند که نظر به مسائل ضد اسلامی رژیم، در این ایام جلوس نخواهند داشت و به جای آن مجالس سوگواری تشکیل می‏دهند. امام خمینی با فرا رسیدن عید نوروز،مقدمات را فراهم می‏ساخت تا ضربه محکمی به اقدامات شاه که آن را اقدام امریکا می‏شناخت وارد سازد. وی در عید فطر اولین سخنرانی بعد از رفراندوم را انجام داد و سپس به علمای قم پیشنهاد کرد تا عید نوروز 42 را به عزای عمومی تبدیل ‏سازند و با پیک و نامه وپیام، این تصمیم را به سراسر کشور تسری داد.

مردم مسلمان ایران از این پیشنهاد روحانی مبارز و تازه بپاخاسته استقبال کردند و مقدمه آزمایش وحدت در سطوحی از نیروهای جامعه فراهم گشت. عید به عزا تبدیل شد و به وسیله‏ای برای اعتراض مردم علیه دستگاه مبدل گردید و حرکت جدیدی در میان مردم آغازشد. رژیم وقتی اوضاع را چنین یافت در صدد سرکوبی نهضت برآمد و به این فکر افتاد که جریان را در ریشه بخشکاند و شعله را در نطفه خفه کند. از این‏رو به دستور مستقیم شاه صدهانفر افراد کم اند و توسط اتوبوس‏های شرکت واحد به قم اعزام شدند و در پی آن ده ها کامیون نظامی مملو از سربازان مسلح و زره‏پوش وارد قم شد و پس از مانور کوتاهی در شهر به بیرون از دروازه رفته در آن جا متوقف گردیدند.

عصر دوم فروردین 1342، مجلس سوگواری حضرت امام صادق(ع) از طرف آیت اللّه گلپایگانی در مدرسه فیضیه، با حضور ایشان برگزار شد. جمعیت زیادی از علما و مردم قم ودیگر شهرستان‏های دور و نزدیک در آن مجلس شرکت داشتند. کامیون‏های سربازان مسلح در میدان آستانه مقابل مدرسه فیضیه متوقف بودند و مأموران امنیتی محل را در محاصره داشتند. اوضاع غیرعادی بود و قیافه‏های ناآشنا با مسجد و مدرسه بسیار دیده می‏شد. واعظ بالای منبر به زندگی امام صادق(ع) و مبارزات آن حضرت پرداخت و از حوزه علمیه قم به عنوان دانشگاه امام صادق(ع) یاد کرد و از این که حفظ و حراست احکام اسلام و استقلال کشور به آن‏ها ارتباط مستقیم دارد سخن به میان آورد.

در همین حال صلوات‏های بی‏جای جمعی آغاز گردید و مجلس مختل شد. در پی‏اعتراض یکی از روحانیون، ناگاه همان شخص، مورد هجوم مأموران که پراکنده و آماده بودند قرارگرفت. در ابتدا عده‏ای از مأموران که ملبس به لباس دهقانان بودند شروع به درگیری و حمله به طلاب نمودند، بعد از آن، نیروهای شهربانی و ارتش وارد صحنه شده با سلاح گرم به طلاب حمله کردند و آن‏ها را به گلوله بستند. مدرسه فیضیه میدان نبرد گردید و تعدادی از طلاب ازارتفاع پرتاب شدند. عده‏ای را به شهادت رسانیدند و لباس، کتاب و وسایل طلاب را در وسط مدرسه آتش زدند.

هجوم به مدرسه علمیه و روحانیت قابل توجیه نبود و لذا خبر این حادثه تا اعماق روستاهای کشور پیش رفت و در آستانه انقلاب سفید، رسوایی زیادی برای دستگاه ببار آورد.عصر دوم فروردین و نیز فردای آن روز، منزل آیت ‏الله خمینی مرکز تجمع مردم و روحانیون مبارز شد. امام از بستن درب منزل جلوگیری کرد و خود در میان جمع باقی‏مانده و به آنها دلگرمی و شجاعت می‏بخشید. عازم رفتن به فیضیه گشت و می‏گفت: "باید بروم و ببینم به طلبه‏هایم چه می‏گذرد."

در حالی که بسیاری جنبش را شکست خورده می‏دیدند، برخورد عملی امام در پیروزی تلقی کردن افشاگری‏های خویش علیه رژیم، سیل جمعیت را برای دیدار از فیضیه وبیمارستانها سرازیر کرد. در این وضعیت موج تحریک احساسات علیه دستگاه شدت می‏گرفت. امام خمینی در رابطه با این اقدامات اعلامیه "شاه دوستی یعنی غارتگری " را انتشارداد. در پی این حوادث آیت‏الله حکیم طی تلگرافی از علمای قم درخواست کرد که به نجف مهاجرت کنند. هئیت حاکمه قبل از رسیدن تلگراف به مخاطبین، آن را مورد بحث قرار داده ورؤسای ساواک، شهربانی و فرماندار قم مأموریت می‏یابند تا نظر شاه را به امام خمینی ابلاغ کنند. اما امام آنها را نپذیرفته، به اولتیماتوم آنها توجه نمی‏کند. مأموران به منزل آیت‏الله شریعتمداری رفته و ضمن اطلاع تلگراف آیت ‏الله حکیم، به او می‏گویند اگر آقایان قصدمهاجرت به نجف را دارند دولت وسایل لازم را فراهم می‏کند.

امام خمینی در پاسخ به تلگراف آیت اللّه‏ حکیم علل عدم پذیرش این دعوت را توضیح می‏دهد و می‏گوید : "با این هجرت مرکز تشیع در پرتگاه هلاکت افتاده و به دامن کفر کشیده خواهد شد و برادران ایمانی، در شکنجه واقع خواهند شد. ما عجالتا در این آتش سوزان به سر برده و با خطرهای جانی صبر نموده، از حریم قرآن و استقلال مملکت و اسلام دفاع می‏کنیم و تا سر حد امکان مراکز روحانیت را حفظ نموده امر به آرامش و سکوت می‏نمائیم مگر آنکه دستگاه جبار راهی را بخواهد طی کند که ما را ناگزیر به مطالبی کند که به خدای تبارک و تعالی از آن پناه می‏بریم". در هر حال حادثه فیضیه شعله‏ای برافکند و موجی ایجاد کرد که در منطق مبارزه نمی‏باید خاموش می‏شد. در چنین اوضاعی زمینه‏ها برای برپایی هرچه با شکوهتر مراسم چهلم فیضیه فراهم می‏شد. مقامات رژیم هم برای خنثی کردن این موج دست به تحرکاتی زدند و از جمله دستور جلب طلاب برای خدمت نظام وظیفه را صادرکردند. اما رهبری جنبش این نقشه را عقیم گذاشت؛ افکار انقلابی اسلام، به داخل پادگانها نیزرسوخ یافت. امام خمینی در اعلامیه‏ای بار دیگر موضع روحانیون را در برابر رژیم حاکم تشریح نمود و با نسبت دادن سرکوبی‏ها به شخص شاه، ضمن حمله به دولت، از شاه توضیح خواست.

ادامه جلسات یادبود چهلم فیضیه، دولت را بالاخره وادار به عکس‏العمل ساخت وجلسه‏ای که بدین مناسبت از جانب نماینده آیت ا... حکیم در مسجد ارک تهران اعلام شده بود با محاصره مسجد، از ورود افراد به آن جلوگیری شد. مردم خشمگین به پلیس حمله‏ورشدند و زدو خورد در گرفت. جمعی مجروح شدند و از آن به بعد برگزاری مجلس یادبود به این مناسبت ممنوع گردید. در همین زمان فریاد وای بر نجف ساکت، وای بر قم ساکت ازسوی امام خمینی بلند می‏شود و لذا امام از هیچ فرصتی برای بهره‏گیری از " فاجعه فیضیه" درجهت در هم کوبیدن رژیم غفلت نمی‏ورزد. همین دقت نظر و توجه به همه جهات مسائل، روزبه روز بر تحکیم و تعمیم رهبری ایشان می‏افزاید و در مقابل، رژیم را وادار به استفاده ازمحدودیت‏های قانونی و شیوه پرونده‏سازی علیه او می‏نماید.

د - دستگیری امام خمینی و اوج بحران
آغاز محرم 1383 هجری قمری، قیام خونین حسین‏بن علی (ع) امام سوم شیعیان را تداعی می‏کرد و خود به تنهایی عامل عمده‏ای در تهییج و تحریک احساسات مبارزه‏طلبی وطاغوت ستیزی بود، خصوصا وقتی که حساسیت و نگرانی دولت تشدید و دولت درصدد تعطیلی حوزه علمیه قم و فرونشاندن روحیه ستیزه‏جویی مردم برآمده بود. در اوایل ماه محرم،جمعی از وعاظ تهران را به ساواک دعوت نموده و ضمن تهدید و ارعاب گوشزد می‏کنند که باید در این ماه از سخنان تحریک آمیز دست بردارند و سعی کنند به سه مطلب هیچ اشاره نکنند:

1 برضد اعلاحضرت سخنی نگویند.
2 از اسرائیل و آنچه مربوط به اسرائیل استچیزی نگویند.
3 نگویند اسلام و قرآن در خطر است و دستگاه را ضد اسلامی نخوانند.

در مقابل این تلاش‏ها رهبری جنبش تمام قوا را مجهز کرد تا محرم صورت پرجوش وخروش و حرکت آفرین خود را بازیابد به همین لحاظ ضمن پیامی به وعاظ و هیأت‏های مذهبی، التزامات رژیم را از اعتبار قانونی ساقط و التزام گیرندگان را مجرم و قابل تعقیب می‏شمارد و عوامل دستگاه را مورد حملات خود قرار می‏دهد و بر سه موضوع حساسیت ‏انگیز رژیم تأکید می‏ورزد و همان طور که بعدا در سخنرانی عاشورا تأکید می‏کند تمام اختلافات وگرفتاری‏ها را در آن سه مسأله می‏داند.

در این ایام، مجالس، اغلب با سخنان اعتراض آمیز گویندگان و مردم علیه رژیم همراه بودو اصولاً مجالسی که اضافه بر شکل سنتی خود، صبغه سیاسی یافته و «ظالمان زمان» را به بحث می‏گذاشت از شور و استقبال بیشتری برخوردار می‏گشت. روز عاشورا در تهران ده‏هاهزار نفر از توده‏های مردم با در دست داشتن عکس امام خمینی و شعار "خمینی خدا نگهدارتو" به خیابان‏ها ریختند و پس از عبور از سه راه امین و میدان سرچشمه به میدان بهارستان رسیدند و عکس امام خمینی را در میدان نصب کرده سپس به خیابان فردوسی رفتند و پس ازبرگزاری مراسم و استماع خطابه‏ای در محکومیت انقلاب سفید، به سوی دانشگاه سرازیر و دربازگشت، در مقابل کاخ مرمر فریاد «مرگ بر این دیکتاتور» سر دادند . راهپیمایی و تظاهرات آن روز در ساعت 3، پس از بازگشت به بازار پایان یافت. در قم رهبری جنبش بنا را براین گذاشته بود که هر شب به یکی از محلات قم برود و در اجتماعات عزاداری آنها شرکت کند.سخنگوی این مجامع هم اوضاع سیاسی و نظرات امام را بازگو می‏کرد. استقبال از حضور امام بی‏سابقه بود و غالبا هر شب از منزل امام تا محل اجتماع، چراغانی و در مسیر ده‏ها گوسفند قربانی می‏شد. امام خمینی با علمای قم به مشورت نشست و پیشنهاد نمود تا در روز عاشوراعلماء به فیضیه روند و برای مردم سخنرانی نمایند. این پیشنهاد را علما پذیرفتند. خبر به مردم رسید و سیل جمعیت به سوی قم روان شد. رژیم دست به شایعه پراکنی نسبت به کشتارقم زد و علمای مرتبط با دربار عازم قم شدند تا روحانیون قم را از تصمیم خود منصرف سازند. رئیس ساواک قم، صبح عاشورا در حالی که هزاران نفر در مراسم عزاداری منزل امام شرکت داشتند، خود را به ایشان می‏رساند و تهدید اعلاحضرت را ابلاغ می‏کند. و امام نیزمتقابلاً آنها را تهدید می‏نماید.

در عصر عاشورا با حضور جمعیتی بی‏سابقه در قم و با اوج گیری زمینه‏های تهییج احساسات دینی مردم، علی‏رغم عدول دیگر علما از سخنرانی، امام خمینی سخنرانی تاریخی و سرنوشت سازی ایراد می‏کند و رسما و علنا با شدیدترین حملات رودرروی شاه قرارمی‏گیرد. مبارزه ابعاد وسیعی یافته و ترس و وحشت توده‏های مردم از دستگاه، تا حدّ زیادیاز بین می‏رود. شاه از آن هاله سنگین قدرت بیرون آمده و «تقیه در مقابل رژیم حرام می‏گردد.»در تهران، صبح روز یازدهم محرم (چهارده خرداد 42) مردم با شعارهای روز قبل از مسجد شاه به حرکت در می‏آیند و پس از رسیدن به دانشگاه کلاس‏ها تعطیل و دانشجویان به آنها می‏پیوندند. شعار "تو رهبری خمینی" و یا "تا مرگ دیکتاتور نهضت ادامه دارد" شور و هیجانبه مردم می‏دهد. شاه در مقابل این حرکتها نه تنها از تسلیم در مقابل خواست مردم سربازمی‏زند بلکه خشونت را انتخاب و دستور دستگیری امام خمینی را صادر می‏نماید.

چنان که دیدیم امام خمینی هر مرحله حرکت رژیم را به نحو دقیقی به سنگر مبارزه علیه رژیم تبدیل می‏نماید، گام اول را پس از تقویت انجمن‏های ایالتی و ولایتی، گام دوم را پس ازاعلام اصول انقلاب شاه برای تصویب ملی و گام سوم را در اعلام عزای عمومی فروردین1342 و سپس حمله به فیضیه برمی‏دارد. اوج حرکت مردم و روحانیون سبب می‏شود تاعمال رژیم در شب و روز یازدهم محرم به دستگیری بیش از 50 تن از روحانیون و وعاظ مبادرت کنند و اکنون دستگیری امام خمینی بلندترین گامی بود که می‏توانست به اوج بحران وبه وجود آمدن فصل جدیدی در جنبش پردامنه ملت ایران علیه دستگاه منتهی گردد.

نیمه شب دوازدهم محرم (شب پانزده خرداد)، کامیون‏های سرباز، نیروهای امنیتی،ماموران چترباز و سربازان گارد، منزل امام را در محاصره می‏گیرند و با استفاده از سکوت شب او را دستگیر و روز پانزدهم خرداد امام را به پاسگاه افسران می‏برند و درغروب آن روزبه زندان قصر و پس از 19 روز به سلولی در پادگان عشرت آباد انتقال می‏دهند.

خبر دستگیری امام خمینی با سرعت در سراسر ایران انتشار یافت. مردم قم قبل از دیگرشهرها، پیش از طلوع آفتاب 15 خرداد به حال اجتماع در آمده، منزل امام خمینی را احاطه کردند و به‏اتفاق حاج آقامصطفی، همگی به طرف صحن حضرت معصومه(س) به حرکت درآمدند. مأموران سعی کردند مردم را پراکنده و از اجتماع برحذر دارند ولی با بی‏اعتنایی وعصیان عمومی، مواجه شدند. اجتماع بزرگی در صحن به وجود آمد. علما و روحانیون حوزهدر منزل آیت‏الله گلپایگانی، پس از صدور بیانه‏ای به مردم پیوستند و فریاد "یامرگ یا خمینی"در آسمان قم طنین انداخت. حتی برای نخستین بار در تاریخ نهضت روحانیون، زنان با ایمان در کنار مردان در حالی که عده‏ای از آنان کودک در بغل داشتند به جمع مردم پیوستند تا خشم و نفرت خود را اعلام دارند.

جمعیت پس از استماع اعلامیه به راهپیمایی پرداختند. اما هنوز از صحن فاصله زیادی نگرفته بودند که با رگبار مسلسل مواجه شدند. توده‏های خشمگین، با سنگ و چوب و پاره آهن به‏مقابله تانک‏ها پرداختند. هواپیماهای نظامی برفراز شهر به پرواز در آمده و به شکستن دیوار صوتی پرداختند.

اجتماع مجدد جمعیت پس از کشتار، در صحن حرم، توأم با هیجان بسیار بود و مقاومت خونین آن روز قم تا ساعت 5 بعدازظهر ادامه داشت. در تهران، بازار تهران و بارفروشان،تظاهرات خشمگینی را برپا کردند. کشاورزان ورامین و کن و جماران و دیگر دهات اطراف،به سوی تهران سرازیر شدند. مردم در مقابل شاه قرار گرفتند و نام شاه را از میدان و مسجد برداشتند و به جای آن نام آیت اللّه‏ خمینی را گذاشتند. جمعی به رادیو یورش بردند، گروهی به تسلیحات ارتش حمله کردند و دستجات دیگری به ادارات و پاسگاه‏های پلیس. ولی آتش مسلسل مانع پیشروی بود. کشته‏ها زیاد شد. دهقانان ورامینی، سرپل باقرآباد مورد تهاجم ماموران قرار گرفته و دسته جمعی قتل عام گردیدند. شیراز و مشهد نیز از جمله شهرهای پرتحرک در این قیام بود. به هر حال هیأت حاکمه با فرمان آتش به قصد کشت، تصمیم داشت بهر قیمت اوضاع را به حال عادی بازگرداند و لذا تانک‏ها و مسلسل‏های سنگینی و سبک بهمیدان آمدند و به خون ریزی پرداختند و جنبش را با خشونت هرچه تمام‏تر سرکوب کردند.

سرانجام حدود دو ماه بعد، امام خمینی به طور مشروط آزاد شده، و در منطقه قیطریه تحت نظر قرار می‏گیرد و پس از کشاکشی با رژیم در جریان احیای مجدد کاپیتولاسیون، ازکشور تبعید می‏گردد و بدین ترتیب شعله‏های نهضت به طور موقت فرونشانده می‏شود و این جنبش زمینه و دستمایه‏ای می‏گردد تا 13 سال بعد اندوخته‏های خود را در خدمت پیروزی انقلاب بزرگ ملت ایران قرار دهد.

3 استنتاجات موضوعی و نظری
الف - استنتاجات موضوعی
بررسی حاضر، نقش روحانیون و بالاخص امام خمینی را در رابطه با جنبش گسترده 15خرداد مورد مطالعه قرار داد و به معنی دقیق‏تر، مسئله رهبری مذهبی را در استفاده و بهره‏گیری از شرایط داخلی و بین‏المللی کشور ایران در اوایل دهه 1340 کاوش نمود. در این بخش می‏توان خلاصه‏ای از استنتاجات موضوعی را چنین یاد کرد:

1 بدنبال فوت آیت‏اللّه‏ بروجردی، مردی که بعدها رهبر مقبول توده‏های وسیع در مبارزه علیه استعمار شد، وارد عرصه منازعه سیاسی گشت. در مرحله اول در مقابل لایحه موسوم به انجمن‏های ایالتی و ولایتی موضع‏گیری کرد و با دعوت از سایر مراجع دینی، دست به ایجاد اتحاد در صفوف مبارزین و جبهه‏بندی در صف مبارزه زد.سپس در هر مرحله که رژیم خود را، مبرّا از حملات و اتهامات وارده می‏نمود با استفاده از حربه جدیدی، مشروعیت دستگاه حاکم را به زیر سئوال برد و در واقع از موضع تهاجمی رژیم حاکم را که در اوج قدرت بود منفعل ساخته و در موضع ضعف قرار می‏دهد؛ زمانی به مصوبه انجمن‏ها اشکال می‏نماید، درپی آن به تعطیلی طولانی مجلس می‏تازد و در وقت دیگر به نفوذ اسرائیل و نامشروع بودن رژیم اسرائیل پرخاش می‏کند و این تغییر تاکتیک و تبدیل حربه‏ها بهترین شیوه‏ای است که خصم را سردرگم و خلع سلاح می‏سازد.

2 در مرحله بعد، در مقابل طرح انقلاب سفید شاه می‏ایستد و اشکالات متعددی وارد ورفراندوم را برخلاف قانون دانسته و آن را تحریم می‏کند و در مقابل ترفندهایی که عوامل رژیم برای ملاقات روحانیون با شاه و از کار انداختن موتور جنبش بکار می‏بردند، زیرکانه راه استقبال و ملاقات با شاه را مسدود و فاصله و تضاد بین جبهه مبارزان و دستگاه حاکم راتشدید می‏نماید.

3 در مرحله سوم با اعلام عزای عمومی، ایام نوروز را که ایام تفریح و تعطیلی مردم بوده وریشه در سنت‏های کهن ملی داشته، تبدیل به ایام خصومت و مبارزه نموده و از آن سلاحی برای مبارزه با رژیم می‏سازد و دستگاه حاکم نیز با یک عمل شتاب زده و غیر معقول، به پایگاه دین و مذهب مردم یعنی شهر قم و مدرسه طلاب حمله کرده و خود را بیش از پیش رویاروی مردم و حلقه‏های مذهبی آن‏ها قرار می‏دهد و چهره ننگینی از خویش ارایه می‏کند.

4 در آخرین گام، با استفاده از مجالس یادبود شهدای فیضیه و ایام روح بخش و تحرک آفرین محرّم و تبدیل این ایام به موتور مبارزه نه تنها روح ستیزه‏جویی را تشدید می‏کند، بلکه به مبارزه کاملا" رنگ مذهبی و ایدئولوژیکی می‏بخشد و از مذهب که جایگاهی دیرین درارزش‏ها و باور مردم این سرزمین داشته، سدی مستحکم در مقابله با رژیم پدید می‏آورد.همچنان که از ابتدای حرکت نیز از انگیزه‏های مذهبی و نیروی مذهبی توده‏ها بهره‏ای تام گرفته شده بود، در نهایت با اوج این حرکت در ایام عاشورا وسپس دستگیری خود ایشان، جنبش را به بالاترین حد آزادسازی پتانسیل خود هدایت می‏کند و همه ظرفیت‏های ممکن آن را به نمایش می‏گذارد. براین اساس می‏توان چنین نتیجه گرفت که شخصیتی نظیر امام خمینی، که در ابتدا با داشتن پایگاه مذهبی قوی، رژیم قادر به حذف و هدم او نبود، با وارد شدن در مبارزه و استفاده به موقع و موضع‏گیری به جا در روند جریانات سیاسی و طرح شعارهایی که ریشه درآرمان‏های چندصدساله مردم این کشور داشت و نیز با سرمایه‏گذاری اساسی بر نیروی عظیم توده‏های مذهبی و ملی علی‏رغم تئوری‏هایی که مبارزه مسلحانه گروهی و یا کودتای نظامی را تجویز می‏کردند توانست در جبهه دشمن و خصم خود نفوذ کند و در آن ضعف و تزلزل ایجاد نماید، صفوف مبارزین و توده‏ها را مستحکم گردانیده و آن را در مقابل دستگاه حاکم قرار دهد و در نتیجه دستگاه حاکم را غافلگیر و وادار به عکس‏العملی نماید که برای همیشه،زمینه هرگونه آشتی حقیقی میان رژیم حاکم و مردم از بین برود تا آنجا که حدود یک و نیم دهه بعد، غنچه انقلابی سراسری و عظیم می‏شکوفد.

ب :استنتاج نظ‏ری
در کشورهای جهان سوم، می‏توان مواردی را مشاهده کرد که با وجود زمینه‏های دیرین وریشه‏ای برای مبارزه بین ملت‏ها و حکومت‏ها، رهبرانی ظهور می‏کنند که با بهره‏گیری به جا از شرایط و پس از کسب موفقیت‏هایی چند، به عنوان تجلی و مظهر اراده ملی یک ملت در آمده و با به دست آوردن چهره‏ای، نمادی از اسطوره‏های تاریخ آن ملت و الهام بخش مردم می‏گردند و با به حرکت درآوردن موتور جنبش توده‏ها در چارچوب یک پروژه سیاسی بزرگ،دستگاه حاکمه را متزلزل و درنهایت، علی‏رغم حمایت‏های خارجی، وادار به تسلیم در مقابل اراده ملی می‏گردانند. علاوه بر انقلاب اسلامی مردم ایران شاید بتوان مبارزه ملت هند بهره بری گاندی و ملت عراق علیه استعمار انگلیس و نیز برخی کشورهای آفریقایی معاصر رامواردی برای تعمیم این تحلیل ذکر کرد که بررسی مفصل‏تر آنها به فرصتی مبسوط نیازمنداست.



منبع :hawzah.net




امروز:  پنجشنبه 6 تير 1398
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi