مجتمع آموزش علوم اسلامی کوثر
 
 
 
 
 
 
 
 گفتمان حوزوی با موضوع <وحدت حوزه و دانشگاه، مسأله چیست؟ » در مجتمع کوثر

 برگزاری جشن میلاد امام حسن عسگری (ع) در مجتمع کوثر

 دومین جلسه دوره تربیت مربی نگرش سیستمی بر ساختار تحکیم خانواده با موضوع «شیوه های جذب وتاثیر گذاری در فضای مجازی »

 برگزاری جلسات هم اندیشی با موضوع <حقوق معنوی زوجه> در مجتمع کوثر

 برگزاری نهمین جلسه سلسله مباحث گفتمانی اخلاق در نهج البلاغه

 برگزاری نشست علمی پژوهشی با موضوع «عوامل موفقیت در علم آموزی» به مناسبت هفته پِژوهش

 بیانیه مرکز مدیریت حوزه به مناسبت یوم الله ۱۳آبان

 جاماندگان اربعین

 دیدار رهبر معظم انقلاب با هیئت های دانشجویی

 حجت‌الاسلام سیدمهدی خاموشی، رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه شد

 پیام تبریک اساتید، طلاب، مبلغات و کارکنان مجتمع آموزش علوم اسلامی به رئیس جدید سازمان تبلیغات اسلامی

 بیانیه اساتید، نخبگان، طلاب و روحانیون کشور پیرامون اغتشاشات اخیر

 

خانه مناسبت ها وقف نمونه ای از پیوند انسان با آفریدگار هستی...
سه شنبه 15 آبان 1397     وقف نمونه ای از پیوند انسان با آفریدگار هستی

آنچه در زیر می‌آید، دروس "پنجاه‌وهفتم و پنجاه‌وهشتم و پنجاه‌ونهم و شصتم" از جلد دوم «رساله‌ی آموزشی» احکام و مسائل شرعی است که مطابق با فتاوای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای (مدظله‌العالی) تهیه، تنظیم و منتشر شده است.


تعریف و اقسام وقف
تعریف: وقف، نگه­داشتن و حبس کردن عین مال و جلوگیری از انتقال آن به دیگری، به‌وسیله‌ی یکی از عقود، مانند بیع، صلح، هبه و قرار دادن منافع آن در جهتی­ که واقف آن را مشخص کرده است.
وقف فضیلت و ثواب زیادی دارد. امام صادق(ع) می­‌فرمایند:
خَیْرُ مَا یُخَلِّفُهُ الرَّجُلُ بَعْدَهُ ثَلَاثَةٌ وَلَدٌ بَارٌّ یَسْتَغْفِرُ لَهُ وَ سُنَّةُ خَیْرٍ یُقْتَدَى بِهِ فِیهَا وَ صَدَقَةٌ تَجْرِی مِنْ بَعْدِهِ.(۱)
بهترین چیزى­ که انسان از خود به یادگار می­‌گذارد، سه چیز است: فرزند نیکوکارى که براى او استغفار کند، روش و سنت خوبى­ که مردم از او پیروى کنند، صدقه‌ی جاریه‌ای(۲)­ که پس از مرگش جریان داشته باشد.

اقسام وقف (به اعتبار موقوف علیه)
۱. وقف خاص: استفاده‌کنندگان از موقوفه، اشخاص، اقشار یا گروه خاصی­‌اند؛ مثل وقف چیزی برای امام جماعت مسجد یا دانشجویان یک دانشگاه.
۲. وقف عام: استفاده‌کنندگان از آن مال، شخص یا گروه خاصّی نیستند، بلکه وقف بر جهت و مصلحت عموم، مانند مساجد، پل‌ها و کاروان­سراها، یا بر عنوان عام، مانند فقرا و ایتام است.

شرایط وقف
۱. شرایط واقف (وقف کننده):
از شرایط واقف، بلوغ، عقل، قصد، اختیار و عدم حجر است.
مثال: اگر واقف اکراه بر وقف شده باشد، تا زمانی­ که اجازه‌ی او به آن ملحق نشود، وقف صحیح نیست. حتی با اجازه‌ی بعدی او هم، بنا بر احتیاط واجب، وقف صحیح نیست.
مسئله
لازم نیست واقف مسلمان باشد.

۲. شرایط مال وقف‌شده:
- از اعیان باشد. (نه از منافع یا دیون)
- در ملکیت وقف‌کننده باشد.
- دارای منفعت حلال باشد. (برخلاف آلات قمار)
- منفعت آن، متعلق حق غیر که مانع از تصرف است، نباشد. بنابراین واقف نمی­‌تواند ملکی را که رهن داده، وقف نماید.
- اصل مال، با استفاده از منافع آن، تمام نشده و به مقدار قابل توجهی باقی بماند. بنابراین وقف خوردنی و آشامیدنی، یا گُل برای بوییدن صحیح نیست.
- قابلیت ملکیت داشته باشد. بنابراین وقف شراب یا خوک صحیح نیست.
- قابل تحویل باشد. لذا وقف حیوان فراری که امکان تحویل آن نیست، صحیح نیست.
- برای منفعت حرام وقف نشده باشد. بنابراین وقف مکانی برای فروش شراب، یا برای استفاده­‌ی فِرَق ضالّه باطل است.
مسئله
مال موقوفه لازم نیست بالفعل قابلیت انتفاع داشته باشد، بلکه اگر در معرض انتفاع هم باشد کافی است؛ مانند وقف درختی که دو سال دیگر ثمر می­‌دهد.

۳. شرایط موقوف علیهم (افرادی­ که مال برای آنان وقف شده)
- معین باشند. بنابراین وقف چیزی برای یکی از دو مسجد یا یکی از دو نفر، صحیح نیست.
- اگر وقف خاص است، در هنگام وقف، حداقل یک­ نفر از موقوف‌­علیهم موجود باشند.
- اگر وقف عام است، هنگام وقف، امکان موجود شدن موقوف­‌علیهم باشد.
- بنا بر احتیاط واجب، مرتد فطری یا کافر حربی نباشند.

۴. شرایط کلی وقف:
- انشاء وقف: در وقف نیت به‌تنهایی کافی نیست، بلکه انشاء وقف نیز لازم است. فرقی نمی‌­کند انشاء وقف با لفظ و صیغه‌ی خاصی باشد یا هر فعلی که بر این معنا دلالت کند که به آن وقف معاطاتی گویند؛ مثلاً واقف زمینی را به‌عنوان مسجد بسازد و در اختیار عموم گذارد و گروهی هم در آن نماز بخوانند یا پلی برای عابرین بسازد و بعضی هم با اجازه‌ی واقف از آن عبور کنند، در تحقق وقف کافی است.
- صیغه‌ی وقف لازم نیست عربی باشد و هر لفظی که دلالت بر انشاء وقف نماید، کافی است؛ مانند اینکه گفته شود «وَقَفتُ»، یعنی وقف کردم یا «جَعَلتُهُ مُوقُوفاً»، یعنی به‌عنوان موقوفه قرار دادم یا «هذا وقفٌ»، یعنی این وقف است.
- وقف نباید موقّت و زمان­‌دار باشد؛ بلکه باید دائمی باشد.
- بنا بر احتیاط واجب، وقف ‌باید قطعی باشد؛ یعنی معلّق و مشروط به شرطی نباشد.
- وقف باید برای دیگران باشد، نه برای خود واقف.
- وقف قصد قربت لازم ندارد.
- در وقف باید قبض صورت بگیرد. (در ادامه در مورد قبض مطالبی خواهد آمد.)
- اذن واقف در قبض، شرط است.
- در وقف عام و به­‌خصوص در وقف خاص، بنا بر احتیاط مستحب، قبول از طرف موقوف­‌علیهم لازم است. در وقف عام قبول بر عهده‌ی حاکم یا نماینده او است.
- در وقف مسجد، علاوه بر شروط ذکرشده، قصد عنوان مسجد نیز نیاز است. بنابراین اگر مکانی صرفاً برای عبادت و نماز مسلمانان وقف شود، وقف صحیح است. لکن مسجد محسوب نمی­‌شود.
مسئله
واقف هنگام وقف می­‌تواند شرط کند که هر زمان نیازمند شد، وقف به او برگردد که در این صورت، اگر واقف بمیرد و قبل از مرگ محتاج شده باشد، به‌عنوان ارث محسوب می­‌شود و اگر محتاج نبوده است، به حالت وقف باقی می­‌ماند.

قبض در وقف
۱. وقف خاص:
هر کدام از طبقه‌ی موجودی که وقف برای آنان صورت گرفته، اگر مال موقوف را تحویل بگیرد، وقف نسبت به این شخص تحقّق یافته است و کسانی­ که تحویل نگرفته­‌اند، وقف در مورد آنان تحقّق نیافته است.
۲. وقف عام:
الف) عناوین کلیه (فقراء، ایتام و...):
اگر یکی از این افراد (فقراء، ایتام و...) مال وقفی را قبض کند و مستولی بر عین مال شود، کافی است.
ب)‌ جهات عامه (مسجد، پل و...):
در این حالت، قیّم و متولی تعیین‌شده توسط واقف (که در حین وقف تعیین کرده است) باید قبض کند و اگر این دو نبودند، حاکم شرع باید قبض نماید؛ هرچند در مورد مسجد و مقبره، با خواندن یک نماز یا دفن یک میّت با اذن واقف قبض محقق می­‌شود.

متولی و ناظر وقف
۱. متولی وقف:
الف) برای واقف جایز است تولیت و نظارت وقف را برای خود قرار دهد یا به غیر واگذار نماید. این تولیت می­‌تواند دائمی یا موقت باشد؛ همچنین به‌تنهایی یا با مشارکت دیگری انجام پذیرد.
ب) قرار دادن تولیت توسط واقف، باید هنگام ایقاع وقف باشد. در غیر این صورت حق تعیین تولیت پس از آن برای واقف وجود ندارد. البته عزل یا حق نصب تولیت در صورتی­ که واقف چنین حقّی را در ضمن وقف کردن شرط کرده، اشکال ندارد.
مثال: اگر واقف هنگام وقف کردن گفته باشد: این زمین را برای حسینیه با تولیت "علی" وقف کردم، به شرط آنکه هر وقت بخواهم او را عزل کنم و شخص دیگری را بگمارم، در این حالت واقف حق تغییر متولی را دارد.
ج) واقف نمی­‌تواند برای مسجد تولیت قرار دهد.
د) واقف می‌تواند چند تولیت قرار دهد.
ه) اگر واقف چیزی از منافع را برای متولی معین کند، همان اجرت عمل او خواهد بود؛ هرچند کمتر از اجرت­‌المثل باشد و اگر چیزی برای تولیت به عنوان دستمزد قرار نداده باشد، متولی می‌تواند اجرت این کار را مطابق آنچه معمول و متعارف است، از منافع وقف برداشت کند.
در صورتی­که متولّی توسط واقف مشخص نشده باشد:
۱. وقف عام: حاکم شرع یا نماینده او متولی است.
۲. وقف خاص:
الف) امور مربوط به مصلحت وقف و مراعات نسل­‌های بعدی است حاکم شرع متولی است.
ب) امور مربوط به بهره‌­ور کردن یا اصلاحات جزئی است خود موقو!ف­‌علیهم متولی­‌اند.
وظایف و محدوده اختیارات متولی
۱. قبول کردن تولیت و سرپرستی وقف واجب نیست. اما اگر قبول کرد، بنابر احتیاط واجب نمی­‌تواند خود را عزل کند و اگر خود را عزل کرد، بنابر احتیاط واجب باید به حاکم شرع مراجعه کند تا دوباره نصب شود. اما در عین حال در طول این مدت باز هم باید وظایفش را انجام دهد.
۲. اگر واقف وظیفه­ متولی را مشخص کرده باشد، طبق همان عمل می­‌شود. اگر مطلق گذاشته و مشخص نکرده باشد، وظیفه‌­اش همان چیزی است که متعارف است؛ از جمله اینکه تعمیر و اجاره وقف، گرفتن اجرت و تقسیم آن بین موقوف علیهم بر عهده اوست که همه این وظایف باید با مراعات مصلحت وقف انجام شود.
۳. متولی نمی­‌تواند تولیت را به دیگری واگذار کند؛ حتی با عجز از تصدی امور. مگر واقف چنین اختیاری را هنگام وقف کردن به او داده باشد یا اینکه واگذاری کار به دیگری به­نحو توکیل باشد؛ یعنی متولی کسی را وکیل کند تا کارها را انجام دهد؛ به شرط آنکه شرط عدم توکیل نشده باشد.
۴. متولی موقوفه حق ندارد کاری کند یا قانونی وضع کند که با مقتضای وقف در تعارض باشد. باید طبق آنچه واقف در هنگام وقف وضع کرده، عمل کند.
۵. اگر چند نفر متولی وقف باشند، هیچ­کدام (حتی اکثریت آنان) حق ندارد دیگری را عزل کند. مگر واقف برای آنان در هنگام وقف چنین اختیاراتی را قرار داده باشد.
۶. متولی وقف باید مصالح وقف را در نظر بگیرد.
مثال: اگر متولی طبق وقف­نامه مجاز بود موقوفه را اجاره دهد، واجب است در تعیین مبلغ اجاره رعایت مصلحت و منفعت وقف را بنماید. در نتیجه اگر در تخفیف مبلغ اجاره، به سبب اوضاع و احوال خاص مستأجر یا اهمیت کاری که وقف برای آن اجاره داده می‌شود، نفع و مصلحت وقف باشد، اشکال ندارد و الّا جایز نیست.
نحوه اداره موقوفه توسط چند متولی
تولیت بیش از چند نفر به سه صورت متصور است:
۱. تولیت برای هر یک از آنان مستقلاً قرار داده شده است در عمل و تصرف مستقل­اند و بر هیچ یک از آنها لازم نیست در انجام امور وقف به دیگری مراجعه کنند و در این صورت، عمل شخصی­ که زودتر اقدام نموده، نافذ است. اگر یکی از آنها بمیرد یا از صلاحیت تولیت خارج شود، دیگری در تولیت وقف منفرد می­‌شود.
۲. تولیت بین آنان به صورت اجتماع است هیچ کدام نمی­‌توانند به صورت مستقل عمل کنند. در این صورت اگر یکی از آنها بمیرد یا از صلاحیت تولیت خارج شود، بنابر احتیاط واجب، حاکم شرع شخص دیگری را جای او قرار می­‌دهد تا با فرد دیگری که باقی مانده، تولیت را به عهده گیرند.
۳. تولیت بعضی از امور به یک فرد و بعضی دیگر به دیگری واگذار شده است؛ مثلاً رسیدگی به وقف را به فردی و تقسیم منافع بین موقوف­‌علیهم را به دیگری سپرده است. هر کدام در انجام وظایف تعیین شده مستقل می­‌باشند.


منبع : راسخون




امروز:  دوشنبه 26 آذر 1397
اخبار
آموزش
کتابخانه
اصطلاحات
مقالات
اساتید
کانون قرآن
گفتمان
پرسش و پاسخ
بسیج
گالری عکس
مناسبت ها
فرزانگان
اطلاعیه ها و بیانیه ها
رویدادها
تازه های علمی
 
 
 
 
کليه حقوق معنوي براي مجتمع آموزش علوم اسلامي کوثر محفوظ مي باشد.
Designed by Hetav Group & Powered by: Karimabadi